مقدمه
روح که نفخه خداوند جمیل است، زیبا و زیباطلب است، با زیبایی آشنایی دیرینه دارد و آن را راه رسیدن به اصل و وطن حقیقی خود میداند و با ارتباط با زیبایی واقعی، نه تنها آرام میگیرد، بلکه پیوند ناگسستنی خود را با خالق زیبا برقرار میکند.در این مقاله سعی بر آن است، با سیری در آیات و روایات، مصداقهای زیبایی، اعمّ از مادی و معنوی و ارتباط آنها با یکدیگر بررسی شود.
در آموزه های دینی، روح نفخه ذات الهی است، خود را وابسته به او میداند و با هر موجودی که نشانی از او داشته باشد، انس و آرامش می گیرد، بهترین نشان الهی، صفت جمال است که ان اللّه جمیل.
در منظر معارف اسلامی، علاوه بر اینکه جهان تجلی زیبایی خداوند است، بلکه مصداق هایی بارز از زیبایی در صورت ماده و معنی معرفی شده اند تا روح خداجو و زیبا آشنا، نه تنها احساس غربت نکند و راه وصول به اصل خود را فراموش ننماید، بله در عالم کدر و خشن ماده احساس لطافت و آرامش کند.
در این مقاله، ضمن معرفی گونه هایی از مصداق های زیبایی در نگاه آیات و روایات، به رابطه زیبایی مادی(محسوس)و غیرمادی (معنوی)به صورت گذرا پرداخته شده است تا هم میزان توجه معارف اسلامی به زیبایی معلوم شود و هم الگویی برای زیباطلبان عرصه هنر ارائه شود، تا با الهام گرفتن از آنها، با دیدی توحیدی به خلق آثار هنری بپردازند.





نقل قول
