جایگاه قوامیت مرد وحقوق انسانی زن از نظر قرآن
فائزه عظیم زاده اردبیلی
یکی از مباحث اساسی که در جوامع علمی و فرهنگی متفکران و اندیشمندان به آن توجه کردهاند، موضوع «حقوق و شخصیت زن» است. همواره زنان در جوامع بشری از شان و حقوق خود دور ماندهاند و حتی منزلت انسانی آنان با تردید روبهرو شده است. جایگاه و شخصیت زن در فرهنگ هر جامعه، نشان دهنده میزان اهمیت و منزلت زنان در آن جامعه است. مکاتب دینی و سیاسی درباره حقوق زن، نظرات مختلفی را بیان کردهاند. در میان این مکاتب، مکتب انسان ساز و جامعنگر اسلام که قوانین آن از سرچشمه زلال وحی سرچشمه گرفته است با نگرشی فراگیر و با در نظر گرفتن همه ویژگیهای زنان، منزلت و کرامت والایی را برای آنان قایل شده است. بهطور مسلم از نظر تکوینی تفاوتهای حکیمانهای میان زن و مرد وجود دارد، اما در عین حال بین حقوق و تکالیف زن و مرد نوعی تعادل برقرار است. مخاطب اصلی آیات الاهی و شریعت مقدس، همان «حقیقت آدمی» و «انسانیت انسان» است؛ و جنسیت او جایگاهی اساسی و اصلی ندارد اگر چه برای رسیدن به هدف، گاه به صورت تبعی مورد توجه قرار گرفته باشد و هیچگاه تفاوتهای حقوقی و حکمی بر وجود تفاوت در هویت انسانی «جنس زن» و «جنس مرد» دلالت نمیکند.
همانگونه که در لابهلای آیات قرآنی نمونهه ای فراوانی در این خصوص به چشم میخورد.
« یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیرا و نسإ .
ای مردم، بترسید از نافرمانی خدا، آن خدایی که همه شما را از این تن و نفس واحده آفرید و هم از آن جفت او را خلق کرد و از آن دو نفر خلقی بسیار از مرد و زن در اطراف عامل برانگیخت.»1
آنچه در این نوشتار میخوانید، بررسی معنا شناختی و تحلیل واژه قوام در آیات قرآنی است که از آن در کنوانسیونها و اسناد بینالمللی به عنوان ظرف استقرار تبعیض علیه زنان و مصداقی از مصادیق تبعیض یاد شده است.





نقل قول
