خطبه 1
از سخنان امام ( ع ) در مورد آفرينش آسمان و زمين و آدم که در آن
ذکر حج نيز آمده است . در اين خطبه از ستايش خداوند آفرينش جهان
فرشتگان و گزينش انبياء بعثت پيامبر ( ص ) و از قرآن و احکام شرع
سخن به ميان آمده است . هرگز کنه ذاتش درک نشود : [1] ستايش
مخصوص خداوندی است که ستايشگران از مدحش عاجزند و حسابگران
زبردست نعمتهايش را احصاء نتوانند کرد [2] و کوشش کنندگان هر چند خويش
را خسته کنند حقش را ادا نتوانند نمود هم او است که افکار بلند
ژرف انديش کنه ذاتش را درک نکنند [3] و غواصان دريای علوم و دانشها
دستشان از پي بردن به کمال هستيش کوتاه است يعنی آنکس که برای
صفاتش حدی نيست و اوصاف کمالش را توصيف نتوان کرد [4] و برای ذاتش
وقتی معين و سرآمدی مشخص نتوان تعيين نمود مخلوقات را با قدرتش
آفريد[5] بادها را با رحمتش به حرکت آورد و اضطراب و لرزش زمين را به
وسيله کوهها آرامش بخشيد . ونخست شناسائی خدا : [6] سرآغاز دين
معرفت او است و کمال معرفتش تصديق ذات او و کمال تصديق ذاتش
توحيد و شهادت بر يگانگی او است [7] و کمال توحيد و شهادت بر يگانگيش
اخلاص است و کمال اخلاصش آن است که وی را از صفات ممکنات پيراسته
دارند [8] چه اينکه هر صفتی گواهی مي دهد که غير از موصوف است [9] و هر
موصوفی شهادت مي دهد که غير از صفت است آنکس که خدای را [ به صفات
ممکنات ] توصيف کند وی را به چيزی مقرون دانسته [10] و آن کس که وی را
مقرون به چيزی قرار دهد تعدد در ذات او قائل شده و هر کس تعدد در
ذات او قائل شود اجزائی برای او تصور کرده و هر کس اجزائی برای او
قائل شود وی را نشناخته است . [1] و کسی که او را نشناسد به سوی او
اشاره مي کند و هر کس به سويش اشاره کند برايش حدی تعيين کرده و آن
که او را محدود بداند وی را به شمارش آورده [2] و آن کس که بگويد خدا در
کجا است ؟ وی را در ضمن چيزی تصور کرده و هر کس بپرسد بر روی چه
قرار دارد ؟ جائی را از او خالی دانسته [3] همواره بوده است و از چيزی به
وجود نيامده و وجودی است که سابقه عدم برای او نيست با همه چيز هست
اما نه اينکه قرين آن باشد [4] و مغاير با همه چيز است اما نه اينکه از
آن بيگانه و جدا باشد انجام دهنده است اما نه به آن معنی که حرکات و
ابزاری داشته باشد [5] بينا است حتی در آن زمانی که موجود قابل رؤيتی
وجود نداشت تنها است زيرا کسی وجود نداشته تا به او انس گيرد[6] و از
فقدانش ترسان و ناراحت شود .[7] آفرينش جهان : [8] خلق را ايجاد نمود و
بدون نياز به انديشه و فکر و استفاده از تجربه آفرينش را آغاز کرد [9] و
بي آنکه حرکتی ايجاد کند و تصميم آميخته با اضطرابی در او راه داشته
باشد جهان را ايجاد نمود [10] پديدآمدن هر يک از موجودات را به وقت
مناسب خود موکول ساخت و در ميان موجودات با طبايع متضاد هماهنگی
برقرار نمود و در هر کدام طبيعت و غريزه مخصوص به خودشان آفريد و
آن غرائز را ملازم و همراه آنها گردانيد [11] او پيش از آنکه آنها را
بيافريند از تمام جزئيات و جوانب آنها آگاه بود و به حدود و پايان
آنها احاطه داشت [12] و به اسرار درون و برون آنها آشنا بود . پس از آن
خداوند طبقات جو را از هم گشود [13] و اطراف آن را باز کرد و فضاهای
خالی ايجاد نمود و درآن آبی که امواج متلاطم آن روی هم مي غلطيد جاري ساخت
[14] و آن را بر پشت بادی شديد و طوفانی کوبنده حمل نمود [15] پس از آن
باد را به بازگرداندن آن فرمان داد و بر نگهداريش آن را مسلط ساخت و
به حدی که بايد مقرون نمود فضای خالی در زير آن گشوده [16] و آب در بالای
آن در حرکت بود سپس خداوند طوفانی برانگيخت که جز متلاطم ساختن آن
آب کار ديگری نداشت [17] و بطور مداوم امواج آب را در هم ميکوبيد طوفان
به شدت مي وزيد و از نقطه ای دور سرچشمه ميگرفت [18] بعداز آن به آن فرمان
داد تا آبهای متراکم و امواج عظيم آب را بر هم زند و امواج اين
درياها را به هر سو بفرستد پس آن را همانند مشکی به هم زد . [1] و با
همان شدت که در فضا مي وزيد بر امواج آب نيز حمله ور شد از اولش بر
می داشت و به آخرش فرو مي ريخت [2] و قسمتهای ساکن آب را به امواج
متحرک مي پيوست آبها روی هم انباشته شدند و همچون قله کوه بالا آمدند
و امواج روی آب کفهائی بيرون فرستاد[3] و آن را در هوای باز و جوی وسيع
بالا برد و از آن هفت آسمان را پديد آورد [4] آسمان پائين را همچون موج
مهارشده و آسمان برترين را همچون سقفی محفوخ و بلند قرار داد [5] بدون
اينکه نياز به ستونی برای نگهداری آن باشد و نه ميخهائی که آن را
ببندد سپس آسمان پائين را به وسيله کواکب و نور ستارگان درخشان
زينت بخشيد [6] و در آن چراغی روشني بخش و ماهی نورافشان به جريان
انداخت [7] که در مداری متحرک و صفحه ای جنبنده بگردند . [8] آفرينش
فرشتگان : [9] پس آنگاه آسمانهای بالا را از هم گشود و مملو از فرشتگان
مختلف ساخت [10] گروهی از آنان هميشه به سجده اند و رکوع ندارند و يا به
رکوعند و قيام نمي کنند و يا در صفوفی که هرگز از هم پراکنده نمي گردد
قرار دارند [11] و يا همواره تسبيح می گويند و هرگز خسته نمي شوند هيچگاه
خواب چشمان آنها را نمي پوشاند [12] و عقول آنها گرفتار نسيان و سهو
نمي گردد بدن آنها به سستی نمي گرايد و غفلت و نسيان بر آنان عارض
نمي شود .و گروهی ديگر امينان وحی او [13] و زبان او به سوی پيامبرانند و
پيوسته برای رساندن حکم و فرمانش در رفت و آمدند .و جمعی ديگر
حافظان بندگان اويند [14] و دربانان بهشت او بعضی از آنها پايشان در
طبقات پائين زمين ثابت [15] و گردنهاشان از آسمان بالا گذشته و ارکان
وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته [16] و کتفهای آنها برای حفظ پايه های
عرش خدا آماده است و در برابر عرش او سر را پائين افکنده اند[17] ودر
زير آن بالها را به خود پيچيده اند در ميان آنها با کسانی که در مراتب
پائينتر قرار دارند حجاب عزت [18] و پرده های قدرت فاصله انداخته هرگز
پروردگار خودرا با نيروی وهم تصوير نکنند[1] وصفات مخلوقان را برای او
قائل نشوند هرگز وی را در مکانی محدود نمي سازند[2] و با چشم به او اشاره
نمي کنند.[3] آفرينش آدم :[4] سپس خداوند مقداری خاک از قسمتهای سخت و
نرم زمين و خاکهای مستعد شيرين و شوره زار آن گرد آورد [5] و آب بر آن
افزود تا گلی خالص و آماده شد و با رطوبت آن را به هم آميخت تا به
صورت موجودی چسبناک در آمد [6] و از آن صورتی دارای اعضاء و جوارح
پيوستگيها و گسستگيها آفريد[7] آن را جامد کرد تا محکم شود و صاف و محکم
و خشک ساخت [8] تا وقتی معلوم و سرانجامی معين .و آنگاه از روح خود در
او دميد پس به صورت انسانی در آمد [9] دارای نيروی عقل که وی را به تکاپو
مي اندازد در آمد و دارای افکاری که به وسيله آن در موجودات تصرف
نمايد. به او جوارحی بخشيد که به خدمتش پردازد[10] و ابزاری عنايت کرد
که وی را به حرکت آورد نيروی انديشه به او بخشيد که حق را از باطل
بشناسد و همچنين ذائقه شامه [11] و وسيله تشخيص رنگها و اجناس مختلف را
در اختيار او قرار داد او را معجونی از رنگهای گوناگون و مواد موافق [12]
و نيروهای متضاد و اخلاط مختلف : حرارت و برودت [13] رطوبت و يبوست و
ناراحتی و شادمانی ساخت . سپس خداوند از فرشتگان خواست که وديعه
الهي [14] و عمل به پيمانی را که با او داشتند درمورد سجود دربرابر آدم و
خضوع به عنوان بزرگداشت او اداء نمايند[15] آنجا که فرموده است : برای
آدم سجده کنيد پس آنها همه سجده کردند مگر ابليس [16] و
همدستانش که کبر و نخوت آنان را فراگرفت و شقاوت و بدبختی بر آنان
غلبه نمود به آفرينش خود از آتش افتخار نمودند و به خلقت آدم از گل
و خاک توهين کردند[17] پس خداوند برای اينکه آزمايشش کامل شود و وعده ای
که به وی داده منجز گردد به او مهلت عطا کرد [18] و فرمود : تا روز
معلوم مهلت داده شدی [1] سپس خداوند آدم را در
خانه ای سکنی بخشيد که زندگيش را در آن گوا را و پر برکت قرار داد و
جايگاه او را امن و امان کرد [2] و او را از ابليس و عداوت وی برحذر
داشت اما دشمن بالاخره او را فريب داد به خاطر اينکه بر او حسادت
مي ورزيد و از اينکه او در سرای پايدار [3] و همنشين نيکان است ناراحت
بود آدم يقين خود را به شک و وسوسه او فروخت و تصميم راسخ را با
گفته سست او مبادله کرد [4] و به خاطر همين موضوع شادی خود را مبدل به
ترس و وحشت ساخت و فريب برايش پشيمانی به بار آورد . پس از آن
خداوند دامنه توبه را برايش گسترد[5] کلمات رحمتش را به او القاء نمود
بازگشت به بهشت را به وی وعده داد[6] و او را به سرای آزمايش و جايگاه
توالد و تناسل فرو فرستاد.[7] بعثت انبياء[8] از ميان فرزندان او پيامبرانی
برگزيد و پيمان وحی را از آنان گرفت [9] و از آنها خواست که امانت
رسالتش را به مردم برسانند در زمانی که اکثر مردم پيمان خدا را تبديل
کرده بودند و حق او را نمي شناختند .[10] و همتا و شريکانی برای او قرار
داده بودند و شياطين آنها را از معرفت خدا بازداشته [11] و از عبادت و
اطاعتش آنها را جدا نموده بودند پيامبرانش در ميان آنها مبعوث
ساخت [12] و پي درپی رسولان خودرا به سوي آنان فرستاد تا پيمان فطرت را از
آنان مطالبه نمايند و نعمتهای فراموش شده را به ياد آنها آورند[13] و با
ابلاغ دستورات خدا حجت را بر آنها تمام کنند گنجهای پنهانی عقلها را
آشکار سازند[14] و آيات قدرت خدای را به آنان نشان دهند : آن سقف
بلندپايه آسمان که بر فراز آنها قرار گرفته و اين گاهواره
زمين که در زير پای آنها گسترده [15] و وسائل معيشتی که آنها را زنده
نگهميدارد و اجلهائی که آنها را فانی مي سازد و مشکلات و رنجهائی که
آنها را پير مي کند و حوادثی که پي درپی بر آنان وارد مي گردد [ همه
اينها را به آنها گوشزد کنند ] .[16] خداوند هرگز بندگان خود را از
پيامبران مرسل و کتب آسماني [17] و يا دليلی قاطع و يا راهی صاف و مستقيم
خالی نگذارده پيامبرانی که با کمی نفراتشان [18] و فراوانی دشمنان و
تکذيب کنندگان هرگز در انجام وظائف خود کوتاهی نمي کردند پيامبرانی که
بعضی بشارت به ظهور پيغمبر آينده دادند[1] و بعضی به خاطر پيامبر پيشين
شناخته شده بودند . عصر بعثت محمد ( ص ) : به همين حال قرنها گذشت و
روزگاران سپری شد[2] پدران درگذشتند و فرزندان جانشين آنها گرديدند[3] تا
اينکه خداوند سبحان برای وفای به وعده خود و کامل گردانيدن نبوت محمد
( ص ) رسول خويش را مبعوث ساخت [4] کسی که از همه پيامبران برای بشارت
به آمدنش پيمان گرفته شده بود [5] نشانه هايش مشهور و ميلادش پسنديده بود
در آن روز [ که او قدم به جهان گذارد ] مردم زمين دارای مذاهب
پراکنده [6] و خواسته های ضد و نقيض و جمعيتهائی متشتت بودند عده ای خدای
را به مخلوقش تشبيه مي کردند گروهی ملحد بودند [7] و جمعی معبودهای ديگری
غير از خدای يگانه داشتند اما او آنها را از گمراهی نجات داد و
هدايت نمود و با موقعيت خود آنان را از جهالت نجات بخشيد . [8] سپس
خدای سبحان لقای خويش را برای محمد ( ص ) اختيار کرد [9] و آنچه را نزد
خود داشت برای او پسنديد او را با انتقال از دنيا گرامی داشت و از
گرفتاری با مشکلات نجات داد [10] وی را در نهايت احترام قبض روح کرد و
به سوی خويش فراخواند او هم آنچه را که انبيای پيشين برای امت خود
گذارده بودند در ميان امت خويش به جای گذاشت [کتاب خدا و اوصيای
خويش را ميان آنان قرار داد ] [11] زيرا آنها هرگز امت خود را مهمل و
بي سرپرست رها نساختند و بدون اينکه راهی روشن و دانشی پايدار به
آنها بدهند از ميان آنان بيرون نرفتند.[12] قرآن و احکام دينی : [13] هم اکنون
کتاب پروردگار شما در ميان شما است حلال و حرامش آشکار و فريضه ها و
مستحبات [14] و ناسخ و منسوخ و مباح و ممنوع خاص و عام [15] پندها و مثلها
مطلقها و محدودها محکمات و متشابهاتش همه معلوم است [16] مجملات آن به
برکت محکمات و آيات روشن تفسير شده نکات پيچيده آن [ در پرتو
آيات ديگر ] واضح است و آنچه را که پيمان معرفت آن از همه گرفته
شده معلوم است . [1] و نيز آنچه بندگان موظف به آگاهی از آن نيستند [
مانند کنه ذات خدا ] آشکار است قسمتی از احکام در کتاب خدا [ برای
مدتی محدود ] الزام شده و ناسخ آن در سنت پيامبر آمده [2] و بعضی در سنت
واجب شده در حاليکه قبلا در کتاب خدا [ برای مدت محدودی ] ترک آن
مجاز بوده [3] و بعضی در اوقات معينی واجب است و بعضی وجوب آن در
آينده از بين رفته است محرمات آن از هم جدا است : [4] يک قسمت گناهان
کبيره است که کيفرش را آتش قرار داده و قسمتی صغيره است که
غفرانش را برای آن مهيا ساخته [5] و برخی انجام کمش مقبول و مراحل
بيشترش در وسعت . [6] قسمتی از اين
خطبه است که در مورد حج بيان فرموده : [7] حج بيت الحرام را بر شما
واجب کرده و همان خانه ای که آن را قبله مردم قرار داده است : [8] که
همچون تشنه کامانی که به آبگاه مي روند به سوی آن رو مي آورند و همانند
کبوتران به آن پناه مي برند : [9] خداوند آن را مظهر تواضع مردم در برابر
عظمتش و تسليم آنان در مقابل عزتش قرار داده و از ميان مخلوقاتش
شنوندگانی را برگزيده [10] که دعوت او را به سوی اين خانه اجابت کنند و
سخنش را تصديق نمايند و در مواقف پيامبران قرار گيرند [11] همچون
فرشتگان که به گرد عرش مي گردند به گرد آن طواف کنند و سودهای
فراوان در اين تجارتخانه ی عبادت بدست آورند [12] و به سوی ميعادگاه
آمرزشش بشتابند خداوند متعال اين خانه ی خود را پرچمی برای اسلام قرار
داد [13] و حرم امنی برای پناهندگان به آن بجاآوردن حج آن را از فرائض
شمرده و ادای حق آن را واجب کرد و بر همه شما مقرر داشت که به
زيارت آن برويد [14] و فرمود : آن کس که استطاعت رفتن به خانه خدا
داشته باشد حج بر او فرض است [15] و آن کس که کفر ورزد خداوند از همه
جهانيان بي نياز است



نقل قول
