چرا ازدواج کنیم؟
از نظر سنتی ازدواج وسیله ای بوده است كه جامعه رفتار جنسی افراد را تنظیم می كرده است، تولید نسل و حفظ وضعیت اقتصادی واحد خانواده را ممكن می ساخته است.
دلایل اساسی دیگری كه در جوامع امروز مطرح هستند عبارتند از:
الف- عشق و علاقه
ب- مصاحبت
ج- تامین انتظارات.
عشق و علاقه احساسات مثبتی است كه زن و مرد پس از ازدواج نسبت به یكدیگر تجربه می كنند و همچنین به دلیل داشتن نیاز به مصاحبت، ازدواج می نمایند و یكدیگر را به خاطر آنچه كه هستند می پذیرند. و زن و مرد باید بدانند چه انتظاراتی از خود، از همسر خویش و در مجموع از ازدواج دارند. هر اندازه این انتظارات واقه بینانه تر باشد، پایه های زندگی زناشویی مستحكم تر خواهد بود.
مهم ترین اهداف ازدواج نیل به آرامش و آسایش، تامین نیازهای جنسی، بقای نسل، تكمیل و تعامل فردی و اجتماعی، سلامت و امنیت فردی و اجتماعی و سرانجام تاثیر نیازهای روانی- اجتماعی می باشند.
- ازدواج عاملی است در رهایی فرد از تنهایی، محملی برای بیان و تسكین خاطر، ارائه دوستی و صمیمیت و مهر و محبت و در مجموع وسیله ای است برای آرامش و آسایش و تكمیل خود.
- یكی از نیرومندترین غرایز انسان، غریزه جنسی است كه بر اثر ازدواج تامین این نیاز در مسیر طبیعی و سالم قرار می گیرد و علاوه بر این كه این نیاز جسمانی تامین می شود، فرد از لحاظ روانی، ذهنی و اخلاقی نیز به آرامش می رسد.
- یكی دیگر از موضوعات بسیار مهم در امر ازدواج مساله تولید مثل و بقای نسل است كه از اهداف اساسی ازدواج محسوب می شود و تولد انسانهایی كه نیازمند تربیت و پرورش صحیح هستند در درون كانون گرم و سالم خانواده امكانپذیر است.
- هنگامی كه فرد در كانون یك زندگی مشترك قرار می گیرد در سایه انس و الفت و محبت و روابط نزدیك و صمیمانه بیشتر احساس مسوولیت می كند، استقلال می یابد، زندگی خویش را هدفدار می كند و از ثمرات كسب و كار و تلاش خود در واحد خانواده نوبنیاد خویش بهره می گیرد.
- خانواده یك گروه و واحد اجتماعی است و دربرگیرنده بیشترین، عمیق ترین و اساسی ترین مناسبات انسانی می باشد. ازدواج و تاسیس كانون خانوادگی برای سلامت و امنیت و سعادت اجتماع سودمند و ضروری است.
- ازدواج فرد را از حالت خودمداری، اضطراب و احساس سلطه بر اشیاء اشخاص رها می كند و موجب بقای سلامت روان و تن و دوری از بسیاری از بیماری های جسمانی و روانی و انحرافات اجتماعی می شود.