در واقع امام صادق علیه السلام به تمام کسانی که می خواهند راه بندگی خدا را به درستی بپیمایند دستور می دهد تا اینگونه مراقب زبان و قلمشان باشند که تا یقین و دلیل محکمه پسند برای نقل سخن یا خبری ندارند به جد از نقل آن بپرهیزند.
در فرهنگ اسلام برای نقل یک سخن یا خبر، اول باید از صحت آن یقین پیدا کرد و بعد دید آیا اجازه نقل آن وجود دارد یا نه؟ که در بیشتر موارد، مجوز انتشار در همان مرحله اول گیر می کند و کار به مرحله دوم نمی رسد.
این است فرهنگ نجات بخش و انسان ساز اسلام که اگر تنها به همین یک مورد عمل شود و در سطح جامعه تبدیل به یک فرهنگ عمومی شود بسیاری از گناهان حیثیتی رخت بربسته و پرونده های قضایی بسته می شوند.
باید بپذیریم که بازی با آبروی دیگران، دردی است در پیکر جامعه که هر روز عضوی را آزرده و تا مرگ آن پیش می رود و در این بین هر چه معروف تر و خوشنام تر باشی بیشتر در معرض این خناس های جامعه خواهی بود.
برای نمونه:چندی پیش فرزاد جمشیدی همان که با ماه خدا، مهمان سحرهای میلیونها ایرانی بود با نوشتن نامه ای با مردم خداحافظی کرد. نامه ای که پُر بود از گلایه و شکایت به خدا از کسانی که بر آبرویش تاختند و بر باد دادنش.
موضوع سخن این مجری و آن مداح و فلان سخنران نیست؛ موضوع سخن این است که ما حق نداریم دهان باز و افسار قلم پاره کنیم و بی مجوز شرعی، جرم اثبات شده کسی را بازگو کرده و آبرویش را بر باد دهیم تا چه رسد به اتهامات اثبات نشده.
اگر خود، اعتراف نکرده که نکرده و اگر دادگاه صالحه حکم به وقوع جرم نداده که نداده پس نسبت دادن جرم به او می شود تهمت. اینکه مقام معظم رهبری کار رئیس جمهور در افشای یک جرم ثابت نشده را خلاف شرع دانستند برای همین بود. به فرض اگر ثابت هم شد یا خود اعتراف کرد باز هم گفتنش ممنوع است چرا که می شود غیبت مگر آنکه مجوز شرعی داشته باشد.
برخی چه مفت و آسان برای خود جهنم می خرند! بی آنکه ذره ای منفعت ببرند.
کوتاه سخن اینکه:اسلام براى آبروى مسلمان احترامى به اندازه خون او قائل است و آبرو و خون ، (عِرْض و دَمْ) در روایات اسلامى در كنار هم قرار مى گیرند؛ بنابراین كسى كه شخصیت اجتماعى دیگرى را با ریختن آبروى او مى كشد، گویى شخص او را كشته است. به همین دلیل در روایات به طور مكرّر آمده است كه چنین کسی باید بهاى سنگینى در قیامت در برابر بدگفتن هایى که بی دلیل و بی مجوز شرعی كرده است بپردازد.
امید است مردم شریف و با ایمان ما فرمایش امام صادق علیه السلام در این باره را تبدیل به یک فرهنگ عمومی کنند؛ فرهنگی که در آن آبروها در امان است و هر کس آبروی دیگری را بسان آبروی خود محترم می شمرد و برای حفظ آن تلاش می کند.
پی نوشت ها :
(1) موارد جواز غیبت را می توانید در کتاب اخلاق در قرآن، ج3 مطالعه بفرمایید.
(2) شرح نهجالبلاغه (ابنمیثم)، 3/178
(3) کافی 1/43/ح8
امید پیشگر
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان