بحث نیاز به استقلال و تعارض با والدین را می توان از مهمترین مشکلات این جوانان نامید. آنچه مشخص است اینکه گذشت زمان منجر به بالا رفتن سن والدین می شود و از طرف دیگر وقتی فرزندان بزرگ می شوند، تمایلات و نیازهای تازه ای پیدا میکنند که ممکن است نیازهایشان با نیازها و خواسته های والدین شان، همخوانی نداشته باشد. همین مسئله موجب پدید آمدن فاصله میان والدین و فرزندان می شود و چالش هایی ایجاد می کند.
یک جوان مجرد که در دهه سوم زندگی اش قرار دارد، دوست دارد استقلال داشته باشد. اما این استقلال قرار است در خانه پدری ایجاد شود و اصولا زندگی در کنار والدین به طور طبیعی، برخی از نظارتها را از جانب آنها به دنبال دارد. نظارتها و سوالهایی که بعضا از حوصله فرزندان خارج است و این مسئله ممکن است تا برخی از جوانان به سمت زندگی مجردی حرکت کنند. هرچند این موضوع هم آسیب ها و آفتهای فراوانی به دنبال دارد اما گاهی از اوقات میزان تنش ها میان فرزندان مجرد و والدین به حدی بالا می گیرد که جدایی میان آنها ضروری به نظر می رسد. در این زمینه باید شرایط والدین را نیز درک کرد. والدینی که عمر خویش را صرف رشد و تربیت فرزندان کرده اند و با ورود به دوران میانسالی و کهنسالی، نیازمند آرامش و برخورداری از یک زندگی بدون تنش هستند که مطابق خواست و سلیقه شان باشد.
اما به راستی در چنین شرایطی چه می توان کرد؟ شرایطی که کم نیستند دختران و پسرانی که از سن ازدواج تا حدی عبور کرده اند و در کنار والدین خویش زندگی می کنند و در عین حال ناچار به حل دائمی تعارضات خویش با والدین خود هستند.
برای چنین جوانانی بهتر این است که شغلی در اجتماع برگزینند تا بتوانند بخشی از انرژی دوران جوانی خود را صرف فعالیت های اجتماعی کنند یا به تحصیل بپردازند. به این ترتیب وقتی پس از انجام امور روزمره خود به منزل باز می گردند، فرصتی مغتنم دارند تا به تبادل نظر و تعاملی مثبت و سازنده با والدین خود بپردازن. این جوانان باید سعی کنند تا میان خواسته های خویش و والدین خود، نوعی توازن برقرار کنند تا به این ترتیب نه والدین ونه فرزندان، به مرزبندی یکدیگر قدم بگذارند و موجبات بروز مشکلات را رقم بزنند.
اگر برای این جوانان این امکان وجود داشته باشد که اتاقی مستقل داشته باشند، سعی کنند تا یک تلویزیون شخصی داشته باشند تا مثلا در ساعاتی که والدین می خواهند به استراحت بپردازند، جوان بتواند به تماشای برنامه های مورد علاقه خود از تلویزیون بپردازد. این یک مثال جزئی است که می توان آنرا به موارد دیگر هم تعمیم داد. به هر حال با توجه به شرایط اقتصادی در جامعه امروز، توانایی برخورداری از یک زندگی مستقل برای هر جوانی وجود ندارد، چرا که اگر چنین شرایطی مهیا بود احتمالا به ازدواج تن می دادند و سعی می کردند تا تعارضات و تفاوتهای اخلاقی و رفتار خویش را در کنار همسر خود، حل و فصل کنند.
آنچه مسلم است اینکه راه حل کاهش تعارضات میان والدین و جوانان مجرد این است که سعی کنند برای خود مرزبندی هایی داشته باشند و به این حد و مرزها احترام گذارند تا بتوانند با کمترین مشکلات و تنش ها در کنار یکدیگر زندگی کنند.
فاطمه ناظم زاده
بخش خانواده ایرانی تبیان