نويسنده : محمدعلي حاجيان
![]()
![]()
سور به معناى میهمانى و جشن مى باشد و اما چرا چهارشنبه سورى و چرا آتش برافروختن و چرا از روى آتش پریدن؟ براساس سروده هاى پیروز پارسى، حكیم فردوسى، سیاوش فرزند كاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد. پادشاه همسر دیگر را برمى گزیند، سودابه كه زنى زیبا و هوسباز بود عاشق سیاوش مى شود:
یكى روز كاووس كى با پسر
نشسته كه سودابه آمد ز در
زنـاگـاه روى سیاوش بدید
پراندیشه گشت و دلش بردمید
زعشق رخ او قرارش نماند
همه مهر اندر دل آتش نشاند
سودابه در اندیشه بود تا به گونه اى سیاوش را به كاخ خویش بكشاند، دختر زیبا و جوان خود را بهانه حضور
سیاوش كرده و او را فرا خواند: ـ
كه باید كه رنجه كنى پاى خویش
نمائى مرا سرو بالاى خویش
بیاراسته خویش چون نوبهار
بگردش هم از ماهرویان هزار
آنگاه كه سودابه سیاوش را در كاخ خویش یافت به او گفت: ـ
هر آنكس كه از دور بیند ترا
شود بیهش و برگزیند ترا
زمن هر چه خواهى، همه كام تو
بر آرم ، نپیچم سر از دام تو
من اینك به پیش تو افتاده ام
تن و جان شیرین ترا داده ام


نقل قول
