انسان و نفس انسانی در مقامی است كه می تواند به پست ترین مقام تا عالی ترین و كمالی ترین مقام دست یابد و این همه، حالات یك وجودی است كه ما آن را انسان می نامیم. انسان از وسعت وجودی خاصی برخوردار است؛ از این رو در دو سوی متضاد و متقابل كمالات قرار دارد از یك سوی میتواند در كمال زیبایی ها و پسندیده ها به بالاترین و برترین درجه دست یابد و از سوی دیگر در جهت كمال زشتی ها و بدی ها به پستترین موجود هستی تبدیل گردد.
زمانی که انسان با این نکته رو به رو شود که خداوند چه موهبتهایی در وجود او نهاده است و اینکه خداوند ویژگیهایی را در او نهاده کرده است که میتواند قله تمام مشکلات را فتح کند و بالاتر از تمام این موارد اینکه اگر انسان بداند همیشه خدایی هست که در تمام مشکلات، او را یاری میکند؛ در اینصورت از هیچ مشکلی نخواهد ترسید و به عالیترین و کاملترین مقامات دست خواهد یافت. بنابراین اصل و ریشه خود باوری، خدا باوری است.
عزت نفس یک منبع انرژی است. یک چتر وسیعی است که اعتماد به نفس زیر سایه آن است. اعتماد به نفس یعنی دیدن خود به عنوان فردی توانا با کفایت دوست داشتنی و منحصر به فرد. کفایت یعنی توانایی که درحد کافی و تسلط بر امور باشد. منحصر به فرد یعنی با توجه و در نظر گرفتن تفاوتهای فردی.
به تعبیر دیگر اعتماد به نفس یعنی آن احساس و شناختی که از توانایی ها و محدودیت های بیرونی ودرونی خود دارید. بنابراین وقتی که اعتماد به نفس و خودباوری خود را بر اساس آن که و آن چه به راستی هستید و نه بر اساس موفقیت ها و دست یابی ها یا شکست ها و ناکامی های خود بنا میکنید چیزی را در خود خلق می نمایید که هیچ کس و هیچ چیز یارای گرفتنش را از شما نخواهد داشت. حال با توجه به مفاهیم بالا میتوان گفت که اعتماد به نفس واقعی همواره در درون خود شما تولید میشود نه از بیرون.
اعتماد به نفس واقعی زاییده تعهد شما به خودتان است. این تعهد که هر آن چه لازم باشد انجام خواهید داد تا به خواسته ها و نیازهایتان برسید. اعتماد به نفس، باور شخصی شماست نسبت به روح خودتان به عنوان یک انسان. اعتماد به نفس حقیقی این نیست که نترسیم، بلکه آن است که بدانید و مطمئن باشید با این که می ترسید اما بیگمان دست به عمل خواهید زد.
و در نهایت:
«مَن هانت علیه نفسُهُ فلا تَرجُ خَیرَهُ؛ از کسی که برای خود شخصیتی قائل نیست، امید نیکی مدارید».
حسین شوروزی
بخش خانواده ایرانی تبیان