موجبات اصلي نهضت
هدف ما در اين فصل تحقيق و جستجو دربارهي عللي است كه بطور صريح و آشكار در پيدايش واقعهي طف نقشي داشت، از اين نظر بحث خود را از هنگام زمامداري عثمان آغاز ميكنيم، اين كار نه به آن خاطر است كه بگوئيم انحراف آشكار از مقررات و حدود اسلامي تنها در حكومت عثمان شروع گرديد ولي در عصر ابوبكر و عمر هيچگونه تخلف و انحراف علني وجود نداشت!!!
زيرا اين تصور يك «تغافل» و يا حداكثر خيالي بيش نيست ما معتقديم كه همهي را انحرافات قانوني عصر عثمان اگر در زمان ابوبكر آشكارا بچشم نميخورد حداقل در حكومت عمر بطور اساسي پيريزي گرديده بود و نمونههاي روشني از آن در تمام موارد ديده ميشد، اگر در عصر عمر و ابوبكر تجاوز به بيتالمال و استخدام عمال آلوده و كثيف و گماشتن آنها در پستهاي حساس به وسعت و رسوائي زمان عثمان انجام نميگرديد نه به آنها علت است كه شيخين در مسير خود از جاده عدل و داد هيچگونه انحرافي نداشتند و اين تنها عثمان بود كه [ صفحه 9] قوانين اسلامي را علناً نقص مينمود و اجراي عدالت را يكباره از ياد برده بود بلكه جهت و عامل آن اين بود كه شيخين اجتماع سالم و تربيت شدهاي را از شخصيتي همانند پيامبر عاليقدر اسلام صلي اللَّه عليه و آله (با دسيسه بازيهائي كه انجام داده بودند) تحويل گرفتند و آنها بخوبي ميدانستند كه جامعهاي اين چنين را يكباره نميتوان به فساد كشيد.
آلودگي و فساد در شئون حكومت حتي در چنان اجتماع ممكن است راه يابد اما آهسته آهسته و آرام نه بطور دفعي و يكباره آري. حقيقت اين است كه آنچه عثمان در عصر خويش انجام داد در زمان شيخين انجام آن غير ممكن بوده است ولي تا آنجا كه ممكن بود آنها عملي ساختند اين شيخين بودند كه درجه انحراف را تدريجاً در اجتماع تا آنجا بالا بردند كه عثمان توانست و جرأت كرد در مدت سيزده سال حكومت خويش نسبت به بيتالمال و اموال عمومي و حدود و مقررات اسلامي و صحابهي نامدار و با فضيلت پيغمبر آنچه كه نبايد انجام دهد و جامعه را تا آن حد به پرتگاه سقوط و نيستي نزديك سازد.
براي آنكه اين حقيقت روشن گردد و دانسته شود كه چگونه پيريزي همهي قانون شكنيها و آلودگيها در زمان شيخين و بخصوص عمر انجام گرديد قسمتي از نابسامانيها و اجحافات حكومت دومي را كه خيلي بيپرده و صريح انجام ميداد در اينجا شرح ميدهيم.