نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: استراتژی دفاع متحرک عراق‌

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    21,853
    صلوات
    67016
    دلنوشته
    415
    شب قدر التماس دعا برای شادی روح پدر و مادرم دارم: الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    تشکر
    24,021
    مورد تشکر
    18,717 در 11,264
    وبلاگ
    27
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    استراتژی دفاع متحرک عراق‌







    (اهداف و مقاصد دشمن)

    آرشیو مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ‌
    قسمت اول.
    اشاره:

    سقوط فاو ضربه بسیار شدیدی بر پیکر ارتش عراق بود. با از دست دادن شبه جزیره فاو ارتش این کشور متوجه شد که فرو رفتن در لاک دفاعی می‌تواند موجب غافلگیری نیروها و تحمل تلفات سنگین شود. به ویژه اینکه ضربه عملیات والفجر 8 تاثیر بسیار منفی‌ای بر روحیه ارتش عراق و کشورهای حامی بغداد گذاشته بود. عراق به منظور جبران بخشی از شکست خود در فاو، بازسازی روحی روانی نیروهای مسلح و افکار عمومی، خارج شدن از انفعال و به دست گرفتن ابتکار عمل، تجزیه بیشتر توان سپاه پاسداران و جلوگیری از انجام عملیات از سوی این نیرو، استراتژی دفاع متحرک را در دستور کار خود قرار داد. براساس این استراتژی، نیروهای عراقی در سراسر جبهه‌ها، خطوط پدافندی ایران را مورد شناسایی قرار داده و در مناطق آسیب‌پذیر به آنها حمله می‌کردند. تا اهداف موردنظر را تأمین نمایند. این استراتژی با حمله عراق به منطقه عملیاتی والفجر 9 در چوارتا در 16 اسفند 1364 شروع و در 27 اردیبهشت 1365 و با اشغال مهران به اوج خود رسید و با بازپس‌گیری مهران از سوی ایران کاملاً متوقف، و شکست خورد. گزارش ذیل اهداف و مقاصد عراق از این استراتژی و سیر تحولات آن را تشریح می‌کند.


    به دنبال شکست تلاشهای پی‌درپی دشمن برای باز پس‌گیری منطقهِ والفجر 8 و روشن شدن این مسئله، که در شرایط موجود، احتمال موفقیت این پاتکها بسیار اندک است، رژیم عراق ابتکار تازه‌ای به نام استراتژی دفاع متحرک را به کار گرفت تا ضمن جبران بخشی از شکست سیاسی و ضربات روانی عظیمی، که متحمل شده بود، از انفعال ناشی از عملیاتهای ما خارج شده و به نوعی، ابتکار عمل را در جبهه‌ها به دست گیرد. بدین منظور با توجه به موفقیتی که در بازپسگیری منطقهِ والفجر 9 (منطقهِ چوارتا) به دست آورده بود و نیز اطلاعاتی که از خطوط پدافندی ما داشت، از جمله اینکه می‌دانست یگانهای اصلی سپاه برای دفاع از دستاوردهای عملیات والفجر8 در این منطقه متمرکز شده‌‌‌اند، به سپاههای مستقر در سراسر جبهه‌ها مأموریت انجام عملیات محدود را ابلاغ کرد تا در مناطقی که اهمیتی نسبی داشتند، خطوط پدافندی ما را شناسایی کنند و در نقاط ضعیف و قابل رخنه به عملیات بپردازند.


    حرکت جدید دشمن که بعد از بازپسگیری منطقهِ چوارتا از تاریخ 16/12/1364 آغاز شد، تا تاریخ 27/2/1365 یعنی اشغال مهران به اوج رسید و با ضربهِ سختی که در جریان آزادسازی مهران و ارتفاعات استراتژیک آن منطقه متحمل شد، پایان یافت. در این تحرکات، دشمن افزون بر تعقیب هدف، به نتایج زیر نیز می‌اندیشید و آنها را در زمرهِ اهداف خود قرارداده بود:


    1) زمین‌گیر کردن توان تهاجمی یگانهای خودی، به ویژه جلوگیری از سازمان‌دهی، تجمع و آمادگی نیروها برای انجام عملیات گسترده آینده و در نهایت، جلوگیری از ادامهِ جنگ؛


    2) به دست گرفتن ابتکار عمل در جنگ و تعیین نقطه و نوع نبرد؛


    3) کسب زمان برای بازسازی و بالابردن توان رزمی خود؛


    4) بهره‌برداری تبلیغاتی و برقراری و حفظ موازنهِ سیاسی در جنگ؛


    5) روحیه بخشیدن به ارتش شکست خورده و مردم عراق؛


    6) جلوگیری از مأیوس شدن دنیا از توانایی ارتش و رژیم بعث عراق؛


    7) تضعیف جبههِ مهم فاو برای ضربه زدن به این خط در موقعیت مناسب؛


    8) تسلط بر سلسله از نقاطی مهم و ترمیم خطوط پدافندی و به دست آوردن موقعیت مناسب دید و تیر برای کاستن از اضطرابهای خود و صرفه‌جویی در نیرو و امکانات؛ و


    9) گرفتن اسیر برای تبلیغات و همچنین، کسب اطلاعات در مورد خطوط پدافندی، عملیات محدود و گسترده.
    امضاء

  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    21,853
    صلوات
    67016
    دلنوشته
    415
    شب قدر التماس دعا برای شادی روح پدر و مادرم دارم: الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    تشکر
    24,021
    مورد تشکر
    18,717 در 11,264
    وبلاگ
    27
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    قسمت دوم:

    عوامل موفقیتهای دشمن در حرکت جدید


    1) ضعف خطوط پدافندی خودی: پس از عملیات بیت‌المقدس، دشمن در زمین حالت پدافندی به خود گرفت و تا والفجر 8 عملیات تهاجمی نداشت. بدین‌ترتیب، خطوط پدافندی غیر فعال خودی بر اثر گذشت زمان فرسوده، خاکریزها و استحکامات آنها سست شدند و اقدامی برای تحکیم و ترمیمشان ، که بیشتر از سوی برادران ارتش پدافند می‌شد، انجام نگرفته بود.


    2) آماده نبودن نیروهای پدافند کننده: عدم تحرک دشمن پیش از عملیات والفجر 8 در خطوط پدافندی آرامش و سکوت طولانی‌ای را در این خطوط باعث شده بود و آمادگی رزمی نیروهای پدافند کننده را که تقریباً تمامی آنها از برادران ارتشی بودند، کاهش داده بود. فرماندهان آنها نیز غالباً به این مسئله توجهی نداشتند و به علت عدم سرکشی، بیشتر اوقات از وضعیت خطوط خود بی‌‌‌اطلاع بودند. جای‌گزین نشدن تجهیزات انهدامی یگانها، خارج شدن توپخانه و یگانها از نقاط پدافندی از علل دیگر ضعف نیروهای پدافند کننده و شکسته شدن خطوط پدافندی آنها محسوب می‌شود. سرهنگ صیاد شیرازی در این مورد گفته است: <نیازی به اعتراف ندارد که نیروی زمینی ارتش وضعیت ضعیفی دارد. البته، فقط ضعف روحیه نیست، بلکه ضعیف هم شده‌است، امکانات سازمانی‌اش دستش نیست، یعنی توپخانه ندارد>1 سرهنگ موسوی نیز اظهار کرده است: <آزاد کردن یگانهایی برای آفند، خود‌به‌خود این خطر را که خط ما آسیب‌پذیر می‌شود، به دنبال داشت، برای نیروی زمینی آزادکردن این‌قدر یگان (لشکر 81 زرهی، لشکر 77 خراسان، لشکر 30 گرگان، لشکر 21 و تیپ 55) کار ساده‌ای نبوده است>.2 از طرف دیگر، محدودیت توان سپاه اجازهِ گسترش نیرو در تمامی خطوط پدافندی را نمی‌داد و همین محدودیت باعث شد که نتوانیم با فاصله زمانی کوتاهی از عملیات والفجر 8، عملیات گستردهِ دیگری انجام دهیم تا توان اصلی دشمن را در یک منطقه زمین‌گیر کنیم و از حالت انفعالی بیرون آییم. فرمانده‌کل سپاه محدودیت توان، زیانهای این محدودیت و علل آن را در جمع مسئولان نیروی زمینی سپاه و نیروی زمینی ارتش چنین بیان می‌کند: < در حال حاضر، عراق فهمیده که توان ما چقدر است، از نظر نظامی، در فاو هدف دشمن کسب زمان است. ما نیز کسب زمان می‌کنیم تا بلافاصله، حمله کنیم، اما با کدام قرارگاه؟ با کدام فرمانده؟ با کدام گردان؟ با کدام تشکیلات؟ دیگر [امکاناتی] نداریم. دشمن نیز این را می‌فهمد، یعنی تمام دنیا این ارزیابی را می‌کند و می‌گویند اگر اینها(ما) توان داشتند، حتماً ام‌القصر را گرفته بودند. اکنون، دیگر توان ما دستشان آمده‌است [و در حال حاضر] دیگر اینکه دشمن بفهمد ما می‌خواهیم کجا حمله کنیم و آمادگی داشته باشد، اصلاً مطرح نیست، او مطمئن است که با یک حرکت تمام نیروهای ما زمین‌گیر می‌شوند. آنها دیگر احتیاجی ندارند، بدانند که ما از کجا حمله خواهیم کرد، عراق مطمئن است که ما توان حمله نداریم، یعنی دشمن ارزیابیهای استراتژیک می‌کند. البته، چهار، پنج سال است که ما نیز این ارزیابیها را می‌کنیم، اما کسی توجه نمی‌کند.
    با توجه به اهمیت منطقهِ والفجر 8 که حفظ آن توان زیادی را می‌طلبد و افزون بر آن، پدافند مناطق مهمی، مانند هور و جزیرهِ جنوبی و نقاطی از غرب که به عهدهِ سپاه است، یگانهای سپاه غالباً در دو، سه منطقه خط پدافندی دارند و از امکان گسترش بیش از این برخوردار نیستند>.3
    فرمانده نیروی زمینی سپاه طی گزارشی در جلسهِ ستاد خاتم پس از بیان استعداد تک‌تک یگانهای سپاه و خطوط پدافندی آنها، چنین اظهار نظر می‌کند:


    <در جبههِ غرب، 27 گردان، در جبههِ میانی، 26 گردان و در جبههِ جنوب 43 گردان سپاه پدافند می‌کنند. این مجموعه نیرویی است که از سپاه در پدافند است، اگر بخواهیم وضعیت نیرو را حساب کنیم برای پدافند به 96 گردان نیاز داریم. اگر عراق بخواهد به این وضع (استراتژی دفاع متحرک) ادامه دهد، 99 گردان نیز برای مقابله با آن لازم است، در فاو نیز، دست کم، به 80 گردان نیروهای دائمی برای پدافند نیاز داریم. بدین ترتیب، در مجموع، حدود 280 گردان لازم است؛ بنابراین، باید روند اعزام نیروها به صورتی باشد که هر سه ماه، 280 گردان نیروی رزمی، یعنی 250 هزار نفر، برای ما فرستاده شود>.


    4
    بنابر اظهارات مزبور، برای اینکه خطوط پدافندی از تعرض دشمن مصون بماند و دفاع متحرک صدام شکست بخورد، به 280 گردان رزمی نیاز است. این در حالی است که برادر شمخانی در قسمت دیگر این گزارش، مجموعهِ گردانهای آزاد (گردانهایی که مأموریت پدافندی ندارند) تمامی یگانهای سپاه را 31 گردان اعلام می‌کند که با 96 گردانی که مشغول پدافند در نقاط مهم‌اند، در واقع، کمتر از نصف نیروهای لازم برای جلوگیری از شکستن خطوط پدافندی در اختیار سپاه است. این وضعیت در شرایطی است که حرکت جدید عراق به اوج خود رسیده و در 27/2/1365 به مهران حمله و آن را به اشغال خود در آورده است.


    افزون بر مسئلهِ نیرو، مشکل کمبود امکانات و مهمات از مشکلات اساسی یگانهای سپاه است. هنوز جای‌گزینی وسایل و تسلیحات منهدم شده و مهمات مصرفی در عملیات والفجر 8 که بیشتر توان یگانها را گرفت، امکان پذیر نشده است. تمامی فرماندهان و مسئولان یگانها از کمبود امکانات و مهمات ناراضی‌اند و مقدم بر همه، کمبود وانت تویوتا و مهمات خمپاره و ادوات است.
    3) سازمان‌دهی و توان دشمن: توان سازمان‌دهی و گسترش نیرو از سوی دشمن مسئله‌ای بود که مسئولان سپاه آن را یکی از علل اصلی توانایی دشمن در شکستن خطوط پدافندی و موفقیت در تحرکات اخیر می‌دانند. مسئول اطلاعات نیروی زمینی سپاه برآورد توان دشمن را درجلسهِ ستاد خاتم چنین ارائه می‌کند:



    <جمع کل نیروهای ارتش عراق 580 گردان پیاده و 150 گردان تانک و نفربر برآورد شده است که حدود 60 گردان از نیروهای پیاده را جاشهای شمال عراق یا نیروهای جیش‌الشعبی تشکیل می‌دهند و بقیه، یعنی 520 گردان نیروهای سازمانی‌اند که هویت آنها گردان به گردان برای ما مشخص است. از مجموعهِ این نیروها، دشمن 347 گردان پیاده و 61 گردان تانک و نفربر درگیر در خط دارد، همچنین، از 64 گردان پیاده و 61 گردان تانک و نفربر به عنوان احتیاط محلی برخوردار است و حدود 80 گردان پیاده و 18 گردان تانک و نفربر در حال بازسازی‌اند>.5
    برادر شمخانی در همین جلسه، میزان گردانهای آزاد دشمن را 90 گردان پیاده و 20 گردان تانک و نفربر ذکر می‌کند و می‌گوید: < در حال حاضر، این تعداد نیرو آزادند و دشمن می‌تواند آنها را هر کجا بخواهد به کار گیرد>. برادر باقری با توجه به توان دشمن و قدرت بازسازی و سازمان‌دهی نیروهایش و همچنین، با توجه به روندی که حملات دشمن طی 5/2 ماههِ اخیر (از اواسط اسفند ماه تا اواخر اردیبهشت ماه سال 1365 ) داشته است، نتیجه‌گیری می‌کند:


    <دشمن می‌تواند طی یک ماه، چهار عملیات محدود، در حد هشت تا ده گردان و یک عملیات نیمه وسیع در حد سی گردان را انجام دهد و توانایی آن را دارد که این‌کار را ادامه دهد، با توجه به امتیازات و اهدافی که این عملیات برای دشمن داشته است، متصور نیست که این روش را قطع کند و حتماً به این کار ادامه خواهد داد، ضمن آنکه توان تکرار این تکها را دارد>.

    6
    توان بازسازی عراق به حدی بود که دشمن ظرف دوماه می‌توانست تمام تلفات دو ماهه گذشتهِ خود را بازسازی کند.7
    4) ضعف اطلاعاتی خودی و توان دشمن در این زمینه:



    با وجود اینکه مناطق احتمالی حملهِ دشمن برای فرماندهان نظامی مشخص بود، اما تحرک زیاد نیروهای دشمن، که در غالب مناطق پدافندی به صورت طرح فریب علیه ما اجرا می‌شد و فقدان اطلاعات کافی و دقیق از دشمن موجب شد که فرماندهی نیروهای خودی نتواند تصمیم لازم را برای مقابله با حملات دشمن بگیرد. بدین‌ترتیب، فقدان اطلاعات کافی، شکسته شدن خط خودی و در انفعال قرار گرفتن ما در مقابله با دشمن را باعث ‌شد. فرمانده نیروی زمینی سپاه این ضعف را چنین بیان می‌کند:


    <توان اطلاعاتی‌ما از دشمن، تنها به میزانی است که با چشم می‌بینیم یا از طریق دستگاه شنود می‌شنویم و این شاید 25درصد یک کار اطلاعاتی است و ما 75درصد نسبت به تحرک دشمن کوریم‌. به همین دلیل، دشمن هنگامی که می‌خواهد نیروی ما را در نقطه‌ای جمع کند و در نقطهِ دیگری حمله کند، چهار دموکرات را به خانه‌های فلان روستا می‌فرستد تا بگویند عراق قصد حمله دارد. ما همین را مبنای حمله می‌گیریم و دستور تجمع نیرو می‌دهیم یا کافی است در یک نقطه میدان مین باز کند یا تجمع نیرو دهد، آن وقت ما، آن را علامت یک حمله تصور می‌کنیم، حال آنکه هیچ‌یک از اینها، به تنهایی از قطعیت اجرای یک عملیات حکایت نمی‌کند>.8


    همچنین، وی در سمینار مسئولان نیروی زمینی، قرارگاهها و یگانها در این مورد اظهار کرد:


    <اگر مجموعه تلکسهایی که در ارتباط با تحرکات دشمن به نوعی خواهان واکنش ما بوده است، بررسی شود، می‌توان دید که پنج برابر توان کنونی سپاه نیز توان پاسخ‌گویی به این درخواستها و توقعات را ندارد؛ موضوعی که از ضعف اطلاعاتی ناشی می‌شود. دشمن یک سیم خاردار را برمی‌دارد و ما آن را دال بر حمله می‌گیریم، دشمن یک تجمع نیروی واقعی یا فریب می‌دهد و ما آن را دلیلی بر عملیات می‌گیریم، پناهنده می‌فرستد، ما آن را دلیل بر حمله سریع عراق در آینده می‌گیریم. مجموعه اقدامات دشمن توان تصمیم‌گیری را از ما سلب کرده است و اگر به این شکل ادامه دهیم، بهترین مبنا برای فعال شدن دشمن و منفعل شدن ما فراهم شده است>.9
    از طرف دیگر، دشمن طی چندین سال جنگ کوشید تا به شکلهای مختلف توان اطلاعاتی خود را بالا ببرد، به ویژه پس از آزادی خرمشهر که حالت پدافندی به خود گرفت و برای جلوگیری از شکستن خطوط خود و ناکام ماندن حملات ما به اطلاعات کافی و دقیق از وضعیت جبهه‌های ما نیاز داشت‌ و به همین دلیل، تمامی امکانات خود را در این زمینه به کار گرفت.


    5) عامل اعتقاد: اگر وجود یکی از دو عامل زور (به صورت سیستم تشویق و تنبیه، آنچنان که در ارتش عراق وجود دارد) یا اعتقاد (عشق به جهاد و شهادت در راه خدا) ضروری و لازمهِ تحمل فشارها و سختیهای جنگ و مقابله با دشمن باشد، می‌توان گفت که در نیروهای ارتشی پدافندکننده در خطوط تصرف شده از سوی دشمن، هیچ یک از این دو عامل وجود نداشته است و وجود عناصر حزب‌الهی ارتش در رده‌های مختلف به معنای وجود فرهنگ رایج و غالب نیست؛ بنابراین، عدم مقاومت در مقابل دشمن و حتی عقب‌نشینی پیش از برخورد، چندان غیر منتظره نمی‌نمود، همان گونه که در عمل، نیز چنین وضعیتی مشاهده شد.


    از طرف دیگر، وجود اعتقاد در برادران بسیجی و سپاهی باعث شد تا آنها در برابر حملهِ دشمن به خطوط پدافندی خود، مقاومت بسیار شدیدی نشان دهند و دشمن را شکست دهند. حملات تقریباً مداوم دشمن به جزیرهِ جنوبی در منطقهِ هور نمونه‌ای از این حمله‌ هاست. نمونه‌هایی از هر دو نوع برخورد با دشمن در شرح تکهای عراق در دفاع متحرک خواهد آمد.



    البته، سیستم و روشهای موجود در ارتش نیز مشکل را تشدید کرده است. برای نمونه، در مباحث ستاد خاتم در مورد عقب‌نشینی نیروهای ارتش از منطقهِ والفجر 9، مسئولان ارتش معتقد بودند که فرمانده گردان باید با خط مقدم سه کیلومتر فاصله داشته باشد (استاندارد نظام کلاسیک)، در حالی‌که برادران سپاه می‌گفتند، نه تنها فرمانده گردان، بلکه فرمانده تیپ و لشکر نیز، هنگام درگیری و عملیات باید در خط حضور داشته باشند.10 نقل قول یکی از مسئولان نیروی زمینی ارتش از سوی برادر غلامپور، بازگو کنندهِ نکتهِ دیگری در این زمینه است: سرهنگ قرائی گفت: <نیروی مستقر در خطوط پدافندی در حد پاسدار رزمی است که وظیفهِ آنها این است که از دشمن خبربگیرند و در مواقع تک دشمن، خبر دهند که نیروها عقب‌ بیایند. آنها که ماندند و کشته و اسیر شدند کار اشتباهی کرده‌اند، باید عقب‌ می‌آمدند>.11
    هرچند هجوم دشمن به منطقهِ والفجر 9 و بازپسگیری آن و حتی حمله به منطقهِ والفجر 4 در تاریخ 8/1/1365 بروز حساسیتهایی را باعث شد، اما نشان دهندهِ وضعیت جدید و آغازی برای خط‌مشی جدید دشمن نبود. البته، حمله به منطقهِ شاخ شمیران و برددکان در تاریخ 16/1/1365 از اتخاذ استراتژی جدیدی از سوی رژیم عراق خبر داد که آغازی موفق داشت. در این میان، فرماندهان سپاه و ارتش در مقابله با وضعیت جدید به چاره‌جویی پرداختند و راه‌حلهای مختلفی را پیشنهاد کردند.



    امضاء

  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    21,853
    صلوات
    67016
    دلنوشته
    415
    شب قدر التماس دعا برای شادی روح پدر و مادرم دارم: الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    تشکر
    24,021
    مورد تشکر
    18,717 در 11,264
    وبلاگ
    27
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ارتش‌
    مسئولان نیروی زمینی ارتش غالباً معتقد بودند که در شرایط کنونی، باید پدافند کنیم؛ زیرا، عراق با نیروهای سازمان یافته و احتیاطی که در تمام رده‌ها دارد، می‌تواند بدون استفاده از احتیاط محورهای دیگر، در هر نقطه که بخواهد حمله و پیشروی کند و ارتش نیز در وضعیت موجود به‌تنهایی توانایی دفاع از خطوط پدافندی را ندارد. به همین دلیل پیشنهاد دادند تا به طور کلی، ارتش از آفند کنار گذاشته شود و با به کارگیری تمام نیروهای مانوری و غیره به پدافند بپردازد و سپاه نیز نیروهایی را در اختیار ارتش قرار دهد تا از آنها به صورت گردانهای احتیاط متحرک استفاده کند. در جلسهِ ستاد خاتم با حضور آقای هاشمی رفسنجانی و فرماندهان سپاه و ارتش، سرهنگ صیاد شیرازی، فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش، این پیشنهاد را به نحو زیر مطرح کرد:
    <هرجا که سپاه خط پدافندی دارد به این دلیل است که اهدافی (برای انجام عملیات) دارد؛ بنابراین، بیاییم از بالا (غرب) تا پایین (جنوب) ببینیم سپاه واقعاً کجاها اهدافی دارد، خودش مسئولیت پدافند آنجاها را بر عهده گیرد، اگر کمکی‌ هم از نیروی زمینی (ارتش) خواست به آن بدهیم و جایی که برنامهِ عملیاتی ندارد به نیروی زمینی (ارتش) واگذار کند. کمک سپاه هم به نیروی زمینی در اختیار گذاشتن نیروی احتیاط متحرکی است که در مناطق باید باشد>.12
    افزون بر اینها، مسئولان ارتش، موضوع کمبود امکانات و نیرو وضعف ارتش را مطرح و آمارهایی از توپخانه و دیگر امکانات مورد لزوم را برای حفظ خطوط پدافندی ارائه کردند. سرهنگ موسوی خطاب به آقای هاشمی اظهار کرد: <حاج آقا برای اینکه خطوط پدافندی حفظ شود، دست‌‌کم، پنجاه گردان نیرو خارج از نیروی زمینی باید به اضافهِ 48 گردان توپخانه (در حال حاضر 46 گردان آن را داریم) می‌خواهیم تا با اطمینان صد در صد بشود تمام خطوط را حفظ کرد، یعنی دقیقاً، کیلومتری حساب کردیم>.13
    آقای هاشمی رفسنجانی پس از شنیدن پیشنهادها و نظرهای مسئولان ارتش (در مورد ضعف ارتش، کمبود امکانات نیرو، حذف مأموریتهای آفندی و لزوم گذاشتن تعدادی از گردانهای سپاه در اختیار ارتش) به نحو زیر مخالفت و نارضایتی خود را ابراز کردند:
    <این چیزهایی که شما می‌گویید، هیچ موقع این طور چیزها را نداشته و هیچ وقت امیدوار نبوده‌ایم که در آینده، به آنها برسیم. موضوع تازه‌ای که اتفاق نیفتاده، حالا ما یک پیروزی به دست آورده‌ایم، که می‌خواهد بلایی برای ما بشود، ... اگر بخواهد این تحلیلهای شما این‌طوری باشد، ما نمی‌توانیم جنگ را ادامه دهیم>.14

    اخبار تهاجمات دشمن در حالی به قرارگاه خاتم می‌رسید که سپاه بی‌وقفه، به تثبیت و تحکیم مواضع پدافندی خود در منطقهِ عملیاتی والفجر8 مشغول بود تا اطمینانی نسبی در حفظ منطقه حاصل شود و آزاد کردن نیروها و امکانات برای هر کار دیگر، امکان‌پذیر شود. به این علت، در مراحل آغازین تحرک دشمن، سپاه اقدام تعیین کننده‌ای انجام نداد‌. البته، امکان آن‌را نیز نداشت. در ادامه، با تشدید حملات دشمن و تجمع نیروهای آن در بعضی از نقاط حساس، مسئولان سپاه تصمیم گرفتند ضمن تسریع در تحکیم مواضع پدافندی منطقه فاو، اقداماتی را نیز برای متوقف کردن حملات دشمن انجام دهند. حمله به دشمن، اولویت‌بندی نقاط پدافندی و تعیین احتیاط برای نقاط مهم از نخستین پیشنهادها بود. بیشتر فرماندهان معتقد بودند که آفند بهترین پدافند است؛ زیرا، تلفاتی که در پدافند متحمل می‌شویم، از تلفاتی که در آفند می‌دهیم، بیشتر است. از طرف دیگر، افتادن به موضع انفعال خطرهای متعددی را برای نیروها و جنگ به دنبال خواهد داشت. قائم مقام فرمانده کل سپاه در این مورد می‌گوید:


    <عنصر منتظر در جنگ همیشه بازنده است زیرا، میدان و شرایط جنگ را طرف مقابل انتخاب و به وی تحمیل می‌کند>.15
    در عمل، چند تن از فرمانده‌ یگانها به مناطق مورد نظر اعزام شدند تا با شناسایی و بررسی وضعیت دشمن و مواضع اشغال شده، اقدامات لازم را نسبت به آزاد سازی بعضی از آنها به عمل آورند. از طرف دیگر، فرماندهی سپاه می‌کوشید تا ضمن تثبیت منطقهِ فاو یگانهایی را برای اجرای این مأموریت و همچنین، انجام عملیات آفندی محدود، از این منطقه آزاد کند. افزون بر اینها، مسئلهِ تقویت نقاط مهم پدافندی نیز مطرح بود. مشاور نظامی فرمانده کل سپاه (برادر رشید) پیشنهاد کرد:


    <شرهانی و مهران خیلی حساس است، قاسم سلیمانی و قالیباف (فرماندهان لشکر 41 ثارالله و لشکر 5 نصر) در آنجا فعال شوند، قاسم سه گردان نیرو به شرهانی و قالیباف هم یک گردان چهارصد نفره (که به آنجا خوب توجیه است) را به مهران ببرد>.16



    با ادامهِ حملات دشمن، مسئولان سپاه افزون بر آن چاره‌هایی برای مقابله با این تهاجمات می‌اندیشیدند، طرحهایی را ارائه می‌دادند که بتواند در دراز مدت، مسائل جنگ، کمبود توان در مقابل دشمن و مشکل انفعال را حل کند. گسترش سازمان رزم، ایجاد قرارگاههای فرعی (پدافندی) در سراسر مرز، تلاش برای عملیات آفندی و ارزیابی توان دشمن از جمله طرحهای مزبور بود. فرمانده کل سپاه در سمینار فرماندهان قرارگاهها و یگانها و دیگر مسئولان سپاه، لزوم گسترش سازمان رزم را به صورت زیر بیان می‌کند:


    <این مسئله که هرچند توانمان کمتر باشد، باید کیفیتمان را افزایش دهیم، درست و منطقی است، اما اگر شما در کنار همان نیروهایی که در کردستان جنگیده و والفجر 9 را پدید آوردند، والفجر 10 را هم‌زمان با آن آغاز می‌کردید، عراقیها اصلاً کاری نمی‌توانستند بکنند. اگر یک والفجر 10 در کنار آن درست می‌‌کردیم، دیگر رفته بودیم، حتی با نیروهایی ضعیف‌تر از والفجر9.




    بدین‌ترتیب، مسئلهِ گسترش نخستین نکته است، یعنی بتوانیم هم آفند و هم پدافند کنیم. نکتهِ دوم اینکه برادران باید از حالت انفعال گذشته بیرون بیایند، در حال حاضر، باید در دو جبهه بجنگید، اینکه عملیات کنیم و شش ماه دیگر بیاییم، درست نیست، باید نیروهایتان را نسبت به این طرحها، یعنی پدافند و هم‌آفند توجیه کنید تا توقفی پدید نیاید، شما هر کجا حملهِ آفندی کنید، موفق‌تر از همه جا خواهید بود؛ زیرا، همه‌جا سرشان (نیروهای دشمن) شلوغ است. سرهنگ پناهنده عراقی می‌گفت: تحلیل ارتش عراق این است که نیروهای ایران پس از هر حمله، به یک‌ سال بازسازی نیاز دارند و نمی‌توانند سریع حمله کنند؛ ما باید از این مسئله به عنوان غافل‌گیری استفاده و به دشمن حمله کنیم؛ بنابراین، سرعت بخشیدن از اصول مهم است>.17 همان‌گونه که پیش از این آمد، ضعف و کمبود اطلاعات از علل مهم شکستن خطوط خودی و در انفعال واقع شدن شمرده می‌شود و برای رفع آن تدابیری لازم است. در این مورد، فرمانده نیروی زمینی سپاه اعلام کرد:



    <برای برخورد با این وضعیت باید میزان اطلاعات خود را از ارتش عراق بالا ببریم، حداقل کار مکانیکی که سریع می‌توان انجام داد، این است که در جایی که حضور نداریم، حضور یابیم. به‌همین دلیل، تصویب شده است که از شمالی‌ترین نقطه تا جنوبی‌ترین نقطه، قرارگاههای کوچک و جمع وجوری بزنیم که سه قرارگاه نجف 4، نجف3 و نجف 2 در شمال زده شده و همچنین، از چنگوله تا جنگل عمقر یک قرارگاه است، از عمقر تا کوشک هم یک قرارگاه نصرت است. از کوشک تا خسروآباد هم باید یک قرارگاه بزنیم و ...>.18



    برادر شمخانی در سمینار مسئولان، فرماندهان قرارگاهها و یگانهای نیروی زمینی پس از بیان این مطلب می‌گوید:



    <به موازات این، باید حضور خود را در خطوط مقدم جبهه افزایش دهیم و بیش از اینکه دیگران برای ما تحلیل کنند و تلکس بفرستند، خودمان از وضعیت خط آگاه بشویم، برای این کار دستگاه اطلاعاتی ما باید در همهِ رده‌های قرارگاهی حضور قوی داشته باشد>.

    19
    حمله به دشمن در چند نقطه راه دیگری بود که برای جلوگیری از ادامهِ تهاجمات دشمن تصور می‌شد. برادر شمخانی در این مورد پیشنهاد می‌کند:



    < برای مقابله با دشمن از ده، پانزده نقطه به او حمله کنیم، به صورتی که یک‌یگان خط شکن و مانوری را پیشتاز کنیم. بدین‌ترتیب، دیگر ضرورت ندارد که یگانهای بعدی خیلی قوی باشند، اگر از ده، پانزده نقطه حمله کنیم، آیا از پانزده حرکت، ده حرکت موفق نیست؟ اگر پانزده لشکر و تیپ را آماده و در پانزده نقطه دشمن را درگیر کنیم، دشمن توان تصمیم‌گیری را از دست می‌دهد.20



    کشاندن او به منطقهِ والفجر8 و زمین‌گیر کردن توان ارتش عراق در این منطقه نیز از جمله نظرها و پیشنهادها برای مقابله با استراتژی جدید دشمن، بود. تجمع نیروهای خودی برای پدافند از منطقهِ فاو و لزوم انجام عملیات برای ترمیم و بهبود خط کارخانهِ نمک چنین ذهنیتی را پدید آورد که شاید برای شکست استراتژی دفاع متحرک عراق نیز مؤثر باشد، اما عملاً، موفقیتی کسب نشد.


    به هرحال، تصمیمهای مختلفی گرفته ‌شد، اما اقدامات اساسی امکان پذیر نبود و با اوج‌گیری حملات دشمن در اردیبهشت ماه، ضرورتاً، غالب اقدامات، مقابلهِ بعد از هجوم و برای متوقف کردن حمله دشمن بود که توان زیادی از ما ‌گرفت. در همین زمینه، برادر محسن رضایی در جلسه با فرمانده و قائم مقام نیروی زمینی سپاه یادآور شد که در حال حاضر از نیروهایی که قرار است در عملیات محدود به کار گرفته شود، در خطوط پدافندی استفاده گردد.



    بخش‌نامه مورخه 20/2/1365 قرارگاه خاتم الانبیا (ص) مشخص‌ترین تدابیر اعلام شده در این مورد است. قائم مقام فرماندهان قرارگاه خاتم الانبیاء طی جلساتی با فرماندهان نیروی زمینی ارتش و سپاه در روزهای 18 و 19 اردیبهشت ماه استراتژی جدید دشمن را بررسی و طی بخشنامه یاد شده، خطاب به فرماندهان نیروی زمینی سپاه و ارتش، ضمن بر شمردن اهداف دشمن از تحرکات اخیر چنین ابلاغ کرد:


    <فرماندهان ارتش و سپاه اسلام باید در مقابل حملات دشمن به اصول زیر توجه کنند:


    1) حفظ خونسردی و آرامش و جلوگیری از شتابزدگی؛


    2) توجیه، ترغیب و دعوت رزمندگان به مقاومت در خطوط پدافندی؛


    3) واکنش سریع و به موقع یگانهای احتیاط (که از پیش مشخص شده است) در محل پیش‌بینی شده و جلوگیری از کاربرد ناصحیح یگان در خطوط غیر محتمل؛



    4 توجه به اولویتهای تعیین شده خطوط پدافندی؛ منطقه عملیاتی والفجر 8 (فاو) اولویت یکم، جزایر مجنون و پد خندق در هورالهویزه، اولویت دوم، منطقهِ عملیاتی محرم (ارتفاعات حمرین) و منطقه عملیاتی والفجر 3، مهران و منطقه عملیاتی والفجر 2 (حاج عمران) اولویت سوم است و دیگر مناطق عملیاتی در اولویت چهارم‌اند. در نتیجه، به کارگیری یگان احتیاط و میزان توجه با در نظر گرفتن اولویتهای مزبور است. بین آفند محدود و پدافند در مقابل دشمن، اولویت را برای تقویت خط پدافندی مورد تهاجم دشمن قرار دهید.


    5) تلاش برای حفظ توان آفندی و انجام عملیات بر طبق مأموریتهای ابلاغ شده؛ و


    6) تناقض بین بندهای 3و 5 در صورت وجود، از طریق بحث و بررسی و نتیجه‌گیری در قرارگاه مشترک قائم حل کنید و به قرارگاه خاتم پیشنهاد دهید تا مورد تصویب یا تدبیر جدید فرماندهی اعلام شود>.


    اگر تهاجم دشمن به منطقهِ عملیاتی والفجر 9 و (در ادامهِ آن) والفجر 4 را پاتک دشمن در پاسخ به عملیات خودی محسوب کنیم، تحرکات دشمن موسوم به دفاع متحرک با تهاجم به منطقه دربندیخان در 15/1/1365 آغاز شد و 42 روز بعد، با اشغال مجدد مهران که آخرین عملیات این سلسله تهاجمات است، پایان یافت، اما در واقع، پیروزی کربلای 1 (9/4/1365) نقطهِ پایان این دوران است. چگونگی تهاجمات دشمن و اقدامات خودی طی فاصله زمانی یاد شده، به اجمال مرور می‌شود.





    حرکت نیروهای دشمن در منطقهِ چوارتا با هجوم به ارتفاعات پر برف کچل و ناصر در مورخه 15/12/1364 آغاز شد، در حالی که با هلی‌کوپتر پشتیبانی می‌شدند و با تانک منطقه را (از بلندیهای مجاور) زیرآتش داشتند. برادران تیپ 57 ابوالفضل (سپاه) که روی این ارتفاعات مستقر بودند، حدود 24 ساعت با دشمن مقابله کردند و مقاومت خوبی از خودنشان دادند، اما به دلیل سردی شدید هوا، نداشتن عقبه و نرسیدن پشتیبانی و امکانات، با دستور قرارگاه نجف عقب‌نشینی کردند.



    به دنبال درخواستهای قبلی فرماندهی قرارگاه نجف و با پیش آمدن چنین وضعیتی، طی چند جلسه، فرماندهان نیروی زمینی سپاه و ارتش و قرارگاه نجف وضعیت این منطقه را بررسی کردند و قرار شد این منطقه کلاً تحویل نیروی زمینی ارتش شود؛ بنابراین، طی ابلاغیه‌ای، از تاریخ 18/12/1364 پدافند منطقه به عهدهِ یگانهایی از تیپ 55 هوابرد و لشکر 77 گذاشته شد، ضمن اینکه چند گروهان هم از نیروهای سپاه در اختیار این یگانها قرار گرفت. هنوز جابجاییها کامل نشده بود که نیروهای دشمن در ادامهِ تحرکات قبلی خود در این منطقه، شب 20/12/1364 از سمت راست ارتفاعات پلنگ سور دست به حمله زده، آتش شدیدی روی مواضع نیروهای مستقر روی ارتفاعات اجرا کردند. این نیروها از قسمتی از مواضع عقب‌نشینی کردند، اما با آمدن نیروهای کمکی آنها به طرف ارتفاعات پیش رفتند. و متوجه شدند که هیچ نیرویی از دشمن در آنجا مستقر نیست. در نتیجه، نیروهای لشکر 77 به ارتفاعات بازگشتند و در نقاط قبلی مستقر شدند.



    حملهِ اصلی دشمن از سه محور به منطقهِ چوارتا در شب 23/12/1364 صورت گرفت. نخست، در ساعت 00:21 به یال موبرا و سپس، به سمت راست و چپ ارتفاعات پلنگ‌سور هجوم آوردند.



    محور یال موبرا: نیروهای دشمن در حالی که شعار می‌دادند و ظاهراً تکبیر نیز می‌گفته‌اند، با تجهیزات سبک به یال‌موبرا حمله کردند و بدون برخورد با مانعی جلو آمدند.(1) این یال با یک گردان از نیروهای ارتش، که یک گروهان از تیپ قدس (سپاه) را در اختیار داشت، پدافند می‌شد و یک گردان دیگر از ارتش نیز در احتیاط آن بوده است، اما به دلیل عدم حضور فرمانده گردان مسئول پدافند، بین دو گردان ارتش و همچنین، گروهان سپاه ارتباط و هماهنگی وجود نداشته است. در حملهِ دشمن به این یال، عده‌ای از برادران ارتش به خوبی مقاومت کردند و تعدادی نیز مفقود شدند، اما در نهایت، به دلیل فراگیر نبودن مقاومت، ناگزیر عقب‌نشینی کردند. برادران سپاه که در قسمت دیگر این یال مستقر بودند نیز، پس از صرف تمامی مهمات خود عقب‌نشینی کردند. در مجموع، پس از عقب‌نشینیهای نخستین، اوضاع جبههِ خودی به هم ریخت و در شرایطی که برای فرماندهی قرارگاه و تیپ امکان هدایت نیروها نبود، دیگر نیروها نیز به تدریج از قله و یال موبرا عقب‌نشینی کردند و در پایین قله نزدیکی مقر تیپ، خاکریزی تشکیل داده و پشت آن مسقر شدند.



    محور راست ارتفاعات پلنگ سور: حملهِ دشمن به این محور هم‌زمان با محور موبرا انجام شد. نیروهایی از تیپ 55 و لشکر 77 روی این ارتفاعات مستقر بودند، هنگام حملهِ دشمن، نیروهای تیپ 55 مقاومت می‌کنند، اما نیروهای لشکر 77 در اثر فشار دشمن عقب‌نشینی می‌نمایند.
    محور چپ ارتفاعات پلنگ سور: هم زمان با دو محور مزبور نیروهای دشمن به سمت چپ ارتفاعات پلنگ سور نیز حمله کردند، در قسمتی که یک گروهان از تیپ شهید بروجردی مستقر بود، برادران با مقاومت و مقابله شدید، چهار بار نیروهای دشمن را عقب زدند‌. در قسمت دیگر این محور که نیروهای تیپ 55 پدافند می‌کردند، یک گروهان از این تیپ به شدت مقاومت می‌کند، اما با شدت گرفتن آتش دشمن طبق دستور، این گروهان هم همانند دیگر یگانها عقب‌نشینی می‌کند. با خالی شدن پشت نیروهای تیپ شهید بروجردی و احتمال دور خوردن آنها از سوی دشمن، قرارگاه‌ به آنها دستور عقب نشینی می‌دهد و بدین ترتیب، محور چپ ارتفاعات پلنگ سور به دست دشمن می‌افتد.



    ارتفاعات ممی‌خلان: با سقوط ارتفاعات پلنگ سور و موبرا، احتمال دور زدن ارتفاعات ممی‌خلان ازجانب دشمن پدید ‌آمد، اما با وجود جاده‌ای که در دست نیروهای خودی بود، به نظر می‌رسید دشمن توان این کار را نداشته باشد، با این حال و نیز با توجه به این نکته نیروهای دشمن هنوز از ارتفاعات پلنگ‌سور کاملاً بالا نیامده بودند، قرارگاه به نیروهای مستقر بر روی ارتفاعات ممی‌خلان دستور عقب‌نشینی داد.



    امضاء

  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    21,853
    صلوات
    67016
    دلنوشته
    415
    شب قدر التماس دعا برای شادی روح پدر و مادرم دارم: الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    تشکر
    24,021
    مورد تشکر
    18,717 در 11,264
    وبلاگ
    27
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    تک دشمن به منطقهِ عمومی پنجوین (منطقهِ عملیاتی والفجر4)




    پس از اینکه دشمن توانست با صرف توان کمی، موفقیتهایی را در منطقهِ والفجر 9 به دست آورد، در شبانگاه 29/12/1364 با نیرویی حدود دو گروهان به منطقهِ پنجوین که در ادامهِ منطقهِ والفجر 9 قرار دارد، حمله کرد و با ایجاد رخنه‌ از ارتفاعات شاخ‌تاجر، جلو آمد و حدود دو سوم از ارتفاعات شیخ گزنشین را هم به اشغال خود درآورد. فرماندهی قرارگاه نجف3، با اطلاع از تحرکات دشمن در این منطقه، طی تماسی از فرماندهی لشکر 28 ‌خواست تا این ارتفاعات هرچه زودتر تأمین شود. آنها پاسخ دادندکه آتش دشمن سبک شده است و مسئلهِ خاصی نیست، اما چند ساعت بعد، از لشکر 28 خبر می‌رسد که دشمن ارتفاعات شیخ‌گزنشین را اشغال کرده است.




    به دنبال اشغال شیخ‌گزنشین، نیروهای دشمن در اوایل شب جمعه 7/1/1365 به ارتفاعات میشلان، که در ادامهِ ارتفاعات شیخ گزنشین واقع است، از دو طرف حمله کردند. در نخستین لحظه‌های حملهِ دشمن، نیروهای تیپ 55 هوابرد، که پدافند آنجا را به عهده داشتند، عقب‌نشینی کردند. با عقب‌نشینی این نیروها، نیروهای دشمن تمامی توان خود را متوجه مواضع یک گروهان از برادران تیپ امیرالمؤمنین کرد که در آنجا حضور داشتند. این برادران مقاومت سختی از خود نشان می‌دهند، طوری که بیست تن از آنان شهید و تعدادی مجروح شدند. در نهایت، با اصرار فرماندهی قرارگاه نجف 3 ارتفاعات را تخلیه کردند و به عقب آمدند. بدین ترتیب، ارتفاعات میشلان و همچنین، ارتفاعات شیخ‌لطیف که زیر میشلان قرار داشت، به اشغال دشمن در آمد. با اشغال ارتفاعات مهم منطقهِ والفجر4 و والفجر چهار نیروهای دشمن بر این منطقه مسلط شدند و دشت پنجوین کاملاً زیر دید و تیر دشمن قرار گرفت.





    تک دشمن به منطقهِ دربندیخان






    هجوم دشمن به منطقه دربندیخان با اجرای آتش تهیه از ساعت 30:1 بامداد 15/1/1365 و حمله به محور بیاروک در ساعت 30:5 بامداد، آغاز شد و با تصرف ارتفاعات مهم: سورمر، شاخ شمیران، شاخ برددکان و قسمتی از یال بیاروک، طی دو روز عملیات، پایان یافت. دشمن برای حمله به این منطقه، که با سه گردان از نیروهای سپاه پدافند(1) می‌شد، حدود ده گردان پیاده، یک گردان تانک و یک گردان توپخانه را به کار گرفت، با خالی شدن یال بیاروک از نیروهای قلخانی(2) که بدون مقاومت عقب‌نشستند، دشمن توانست در نخستین وهله، این یال را تصرف کند و به راحتی گسترش پیدا کند. در محور شاخ شمیران نیز که تنها چهارده نفر نیروی خودی حضور داشتند برای مدتی مانع از پیشروی دشمن شدند، اما در نهایت، با ادامهِ فشارهای دشمن مقاومتهای خودی خنثی و پس از دو روز عملیات نقاط مزبور به تصرف عراق درآمد. با استقرار نیروهای عراقی روی ارتفاعات سرکوب منطقه، نخست، راه نفوذ جمهوری اسلامی به عمق خاک عراق از این محور سد شد، دوم، موقعیت دید و تیر نیروهای خودی روی تأسیسات در بندیخان، جادهِ بغداد - سلیمانیه و ... از بین رفت و سوم، راه بسته شده نفوذ و فعالیت ضد انقلاب در محور جوانرود و پاوه باز شد.




    مهم‌ترین دلایل موفقیت دشمن در این منطقه را می‌توان به شرح زیر ذکر کرد:




    1) ضعف خودی به دلیل کمبود نیرو، امکانات و استفاده از نیروهای قلخانی در محور حساس منطقه (یال بیاروک)؛ و




    2) قوت دشمن از نظر رعایت غافل‌گیری، داشتن اطلاعات کافی، امکان آتش پرحجم، استفاده از هلی‌کوپتر برای پشتیبانی.



    در این عملیات، دشمن با تلفاتی نزدیک به هفتصد نفر (دو گردان از دشمن تا 80 درصد منهدم شدند) توانست صد کیلومتر مربع زمین اشغال کند و از نیروهای خودی حدود پنجاه نفر شهید، شش نفر اسیر و سیصد نفر مجروح شدند.




    تک دشمن به شرهانی و پیچ انگیزه






    نیروهای دشمن در تاریخ 18/1/1365 ضمن تک در منطقهِ شرهانی یکی از ارتفاعات مهم به نام تپه 175 را که در اختیار لشکر 58 بود، تصرف کردند. البته، هنگام حملهِ عراق، تنها یک سوم از این ارتفاعات در تصرف نیروهای خودی بود. با این حال، ارتفاع مزبور امکان دید خودی روی پل چم‌سری و دشت حمرین را پدید آورده بود. در ادامهِ حملهِ مزبور، دشمن روز بعد (19/1/1365)، به منطقهِ پیچ‌انگیزه حمله و پس از درگیری مختصری به ناچار، عقب‌نشینی کرد.




    هجوم دشمن به منطقهِ سومار





    حملهِ دشمن به منطقهِ سومار در دو محور گهنه ریگ و گیسکه طی دو مرحله انجام گرفت.
    محور گهنه ریگ: در حالی‌که باران شدیدی می‌بارید، دشمن پس از اجرای یک ساعته آتش تهیه، در 30 دقیقه پس از نیمه شب 22/1/1365 به خطوط پدافندی خودی در ارتفاعات گهنه ریگ حمله کرد و تا اوایل صبح، تعدادی از تپه‌های این ارتفاعات را به تصرف خود درآورد. این محور با تیپ سه(1) لشکر 88 زرهی و سه گردان قدس پدافند می‌شد که در تک دشمن حدود پنجاه نفر از این نیروها به اسارت گرفته شدند. با تصمیم قرارگاه مشترک نجف 2، قرار شد شب هنگام با ریختن آتش تهیهِ سنگین به بازپسگیری تپه‌ها اقدام شود که به علت اقدام نکردن گروه توپخانه، این پاتک انجام نگرفت. از طرف دیگر، در شب دوم، دشمن باز با ریختن آتش و ادامهِ حمله، وضعیت خود را گسترش داد و ارتفاعات قلعهِ جوق را تصرف کرد. برای تقویت منطقه، دو گردان از نیروهای تیپ نبی‌اکرم(ص) تا ظهر 23/1/1365 خود را به منطقه رساندند. زمانی که نیروها به پای کار رسیدند، با تک دشمن و آتش سنگین او روی ارتفاعات گهنه ریگ روبه‌رو شدند. با این حال، در اثر مقابلهِ مناسب نیروهای خودی، دشمن به تخلیه و عقب‌نشینی از 3 تپهِ متصرفی مجبور شد و تلاش او برای باز پسگیری این تپه‌ها در بعدازظهر روز 25/1/1365 بی‌نتیجه ماند.
    در مجموع، دشمن طی چهار روز درگیری در محور کهنه‌ریگ توانست تپه‌های اسماعیل‌خان و اورژانس، یال میان‌تنگ و پاسگاه دوله شریف را به تصرف در آورد، اما از روز سوم، به دلیل مقاومت و مقابلهِ مناسب نیروهای خودی،از ادامهِ حمله و تصرف ارتفاع 402 و کهنه‌ریگ ناامید شد.



    عدم مقاومت ابتدایی نیروهای گردانهای قدس، نبودن موانع سد کننده (مین، سیم خاردار) در خط پدافندی، نبود نیروی احتیاط و نبودن آتش مناسب در روزهای نخست، از عوامل شکست خط پدافندی و تصرف چند ارتفاع از سوی دشمن در این محور بودند. طی این حمله، تعداد 190 نفر از نیروهای ارتش شهید، مجروح و 192 نفر از آنها مفقودالاثر شدند و 2 نفر به اسارت درآمدند. همچنین، از برادران تیپ نبی‌اکرم(ص) 87 نفر شهید و 40 نفر مجروح شدند.



    محور گیسکه: پس از آرام شدن محور کهنه ریگ، دشمن در ساعت 00:1 بامداد 26/1/1365، پس از اجرای آتش سنگین و با نیرویی به استعداد دو گردان و یک گروهان، به ارتفاعات گیسکه حمله کرد. در اثر آتش تهیهِ دشمن، تمامی نیروهای تیپ 40 سراب که به روی گیسکه مستقر بودند، پیش از هرگونه درگیری و مقاومت عقب نشستند و بدین ترتیب، ارتفاعات مهم گیسکه به سادگی به دست دشمن افتاد.


    تک دشمن در منطقه سیدکان‌




    در اوایل شب 3/2/1365، دو سرباز عراقی در منطقهِ سیدکان که در سی کیلومتری عمق خاک عراق قرار دارد، به نیروهای خودی پناهنده شدند و اطلاع‌ ‌دادند که نیروهای عراقی همان شب، ساعت 00:3 بامداد، به این منطقه حمله خواهند کرد. چند روز پیش از این نیز، بارزانیها نیروهای ایران را از تجمع نیروهای دشمن و قصد حملهِ آنها، مطلع کرده بودند. منطقهِ سیدکان با شش گردان از تیپهای 1 و 2 لشکر 64 ارتش جمهوری اسلامی ایران پدافند می‌شد. در ساعت 00:3 بامداد (4/2/1365) هجوم دشمن به این منطقه با اجرای آتش توپخانه آغاز شد. بدین ترتیب، تا ساعت 00:6 صبح 50 درصد از پایگاههای خودی سقوط کرد و نیروهای دیگر پایگاهها نیز عموماً، بدون درگیری با دشمن، عقب‌نشینی کردند. تا ساعت 00:11 صبح، تنها قله بین لاتا در دست نیروهای خودی باقی مانده بود و سپاه برای تقویت مواضع خودی، گردانهای جندا... مهاباد و اشنویه را به منطقه اعزام کرد تا مانع از سقوط قلهِ مزبور شوند. همچنین، به تیپ شهید بروجردی سپاه برای بازپسگیری مناطق اشغال شده، آماده باش داده ‌شد. در حالی‌که این تیپ مشغول شناسایی بود و برای عملیات آماده می‌شد. ناگهان شایع گردید که دشمن قصد حمله به لولان را دارد.



    نیروهای مستقر در آن، ارتفاع را تخلیه ‌کردند و تنها تعدادی از برادران گردان جندا... روی قله بین‌لاتا به مقاومت پرداختند که هم از سوی دشمن و هم از سوی نیروهای خودی به خیال اینکه قله در دست دشمن است، زیر آتش قرار ‌گرفتند. در این حمله، دشمن با استعداد اندک، حداکثر یک تیپ و تعدادی نیروهای محلی (جاش) با سلاحهای ساده و بدون پشتیبانی قوی و بدون هیچ تلفاتی ارتفاعات مهم منطقه از جمله بین لاتا، سرسول، گردشوان و لولان را تصرف کرد و در مجموع، با تصرف حدود 250 کیلومتر مربع از زمینهای منطقه، راهکارها و معبرهای زیادی که به ویژه برای کار چریکی و جنگهای نامنظم مناسب بود را مسدود کرد.




    هجوم دشمن به جزیرهِ جنوبی‌



    خط پدافندی جزیرهِ مجنون جنوبی از مهم‌ترین خطوط پدافندی خودی است که سه پد غربی، میانی و شرقی را شامل می‌شود. از اوایل بامداد روز 6/ 2/ 1365، دشمن اجرای آتش تهیه روی پدهای غربی و میانی را آغاز کرد. در ساعت 00:3، آتش توپخانه عراق تشدید شد و به دنبال آن، نیروهای دشمن در ساعت 00:4 بامداد، حرکت خود را به طرف مواضع نیروهای ایران آغاز کردند.



    مسئولیت دفاع از پد میانی به عهده نیروهای تیپ یک لشکر 92 بود که با تشدید آتش دشمن نیروهای ایرانی تا سه راهی تقاطع پد و جاده، یعنی در حدود دو کیلومتر عقب آمدند و نیروهای دشمن 1 تا 5/1 کیلومتر روی پد پیشروی کردند. به دنبال آن، دسته‌ای از نیروهای تیپ الغدیر در این پد به مقابله با دشمن پرداختند و در روز، تعدادی از آنها را به عقب‌نشینی وا داشتند. این تیپ (الغدیر) با وارد کردن تعدادی نیروی جدید و با کمک آتش توپخانه و تانک، از ساعت 00:4 بامداد روز بعد، پیشروی روی پد میانی را آغاز کرد و پس از عبور از میدان مین و سیم خاردار دشمن، تا نزدیک دومین سنگر قبلی خودی جلو رفت و بالاخره، پشت میدان مین مواضع جدید را ایجاد و در آنجا مستقر شد؛ بنابراین، نیروهای خودی توانستند دشمن را به عقب‌نشینی وادار کنند. بدین‌ترتیب، در نهایت، تنها دویست متر از مواضع قبلی خودی در اشغال دشمن باقی ماند.
    در پد غربی نیز، دشمن پس از اجرای آتش سنگین، از روبه‌رو و از پهلو تهاجم خود را با سه قایق، از داخل آب آغاز کرد. پدافند این پد به عهدهِ تیپ الغدیر بود. نیروهای این تیپ در مقابل حملهِ دشمن چنان مقاومت کردند که عراق ضمن تحمل تعداد زیادی تلفات، موفق به اشغال مواضع خودی نشد و تنها 150 متر از مواضع قبلی خود جلوتر آمد و فاصلهِ نیروهای خودی و دشمن کمتر شد. در این حمله، نخست، دشمن از پهلوی مواضع خودی (آب) موفق شد قایقهای خود را به سیل بند برساند، اما در نهایت، در این محور نیز، موفقیتی به دست نیاورد و با پنج تن کشته و اسیر، به اجبار با دو قایق فرار کرد.



    در اوایل بامداد روز 8/2/1365، دشمن مجدداً، به پدهای میانی و غربی حمله کرد. این حمله در پد میانی، از دو محور روبه‌رو و از پهلو با قایق انجام شد که در اثر مقاومت نیروهای تیپ‌الغدیر دشمن از روبه‌رو، موفقیتی به دست نیاورد و عقب رفت‌. در محور پهلو نیز، برادران غواص دو قایق دشمن را با نارنجک منهدم کردند و با فرار دیگر قایقهای دشمن حرکت عراق در این محور نیز شکست خورد. در پد غربی نیز، نیروهای دشمن قصد جلو آمدن داشت که رزمندگان تیپ الغدیر آنها را عقب راندند.




    در ساعت 00:3 بامداد همان شب، دوباره، دشمن در پد میانی حملهِ دیگری را آغاز کرد و ضمن اجرای آتش حرکت خود را ادامه داد که با مقاومت و مقابله برادران الغدیر به اجبار، عقب‌نشینی کرد. در همین شب، غواصان این تیپ طی یک حرکت، سنگری را که دو شب پیش در پد میانی به دست نیروهای دشمن افتاده بود، منهدم کردند. برای بار سوم، نیروهای عراقی در اواخر همین شب، حملهِ دیگری را در پد میانی آغاز کردند که نیروهای الغدیر به کمک نیروها و تجهیزات ارتش به مقابله بر خاستند و نیروهای دشمن را به عقب‌نشینی واداشتند. مسئولان قرارگاه نصرت با توجه به تحرکات دشمن و شواهد موجود در این منطقه و اطلاعات به دست آمده از اسیران معتقد بودند که در این منطقه، دشمن قصد هجوم گسترده‌ای را دارد؛ بنابراین، آنها لزوم تقویت خط را یادآور شدند و بر کار مهندسی، به ویژه روی پدها تأکید می‌کردند. طبق اظهارات اسیران، دشمن، به هر تیپ از لشکر 31 خود، مأموریت بازپسگیری یک پد را داده است.



    پس از ده روز، دشمن بار دیگر در اواخر شب 18/2/1365، در سه نقطه از هور، یعنی پدمیانی، پدغربی جزیرهِ جنوبی و نهر الکساره به تک اقدام کرد که با مقابلهِ نیروهای سپاهی مستقر در این منطقه روبه‌رو شد و چندین قایقش منهدم و تعدادی از افرادش کشته و اسیر شدند و این حملات عراق نیز دفع گردید.




    هجوم دشمن به فکه




    ساعت 00:5 صبح روز 10/2/1365، دشمن با اجرای آتش تهیه بسیار سنگین، هجوم به منطقهِ فکه را آغاز کرد و پس از ساعتی، از خاکریز خود، که در فاصلهِ 5 کیلومتری خط اول پدافندی خودی قرار داشت، حرکت کرد و حدود ساعت 00:8 صبح، در سه محور، در جبهه‌ای به طول 20 تا 25 کیلومتر به خاکریز نیروهای خودی رسید. خطوط خودی در هر سه محور شکسته شد و دشمن به خاکریز نیروهای خودی وارد و تا ساعت 11 صبح به پیشروی خود ادامه داد و طی سه ساعت بیش از هفت کیلومتر پیشروی کرد. در این حمله، تعدادی از نیروهای ایرانی اسیر شدند و تلویزیون بغداد آنها را به معرض نمایش گذاشت. افزون بر آن، تعداد زیادی تانک و نفربر و امکانات تیپ 1 زرهی لشکر 16 نیز به غنیمت دشمن درآمد. حدود ظهر همین روز، خبر حملهِ عراق در منطقهِ فکه به قرارگاه نیروی زمینی سپاه رسید و فرمانده نیروی زمینی سپاه برای جلوگیری از پیشروی دشمن و باز‌پسگیری مناطق اشغالی تیپ سیدالشهدا(ع) را به منطقه اعزام و ارسال برخی از امکانات را آغاز کرد. پس از تهیهِ طرح حمله، در شب 13/2/1365، تیپ 10 سیدالشهدا(ع) با هفت گردان نیرو، یک گردان تانک و یک گردان ضد زره به دشمن حمله کرد. با توجه به تجمع بیش از حد نیروهای دشمن در منطقه(1) و غافل‌گیری آنها، دشمن تلفات بسیاری را متحمل شد و امکانات زیادی از آنها از بین رفت. در جریان این حمله، چهار گردان از نیروهای این تیپ وارد عمل شدند و توانستند به سرعت، به اهداف و مواضع قبلی دست یابند، اما به دلیل گستردگی منطقه و وجود نیروهای زیاد دشمن، موفق به الحاق نشدند و سرانجام، به علت وجود دو رخنه دشمن که نیروهای خودی را تهدید می‌کرد، فرمانده این تیپ به نیروها دستور عقب‌نشینی داد. در نتیجهِ این عملیات، تعداد زیادی از نیروها و امکانات دشمن منهدم شد و در نهایت، از پیشروی دشمن جلوگیری به عمل آمد. در این عملیات، تیپ سیدالشهدا(ع) حدود هفتاد تن شهید و سیصد تن مجروح را متحمل شد.




    در نهایت، دشمن به علت نرسیدن به اهداف تعیین شده در این منطقه و منطقهِ پیچ انگیزه، نامناسب بودن خط جدید متصرفی و لزوم صرف نیروی زیاد، از مناطق تصرف شده در فکه طی حملهِ روز 10/2/1365، عقب‌نشینی کرد و به قسمتی از اهداف خود، یعنی بهره‌برداری سیاسی و تبلیغاتی (گرفتن و نشان دادن اسیران، غنیمتها و ... ) بسنده کرد.

    امضاء

  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    21,853
    صلوات
    67016
    دلنوشته
    415
    شب قدر التماس دعا برای شادی روح پدر و مادرم دارم: الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    تشکر
    24,021
    مورد تشکر
    18,717 در 11,264
    وبلاگ
    27
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    تک دشمن در منطقهِ پیچ‌انگیزه‌




    بعدازظهر روز 18/2/1365، دشمن در محور فکه، با تحرکات زیادی تظاهر به تک کرد، اما تک اصلی در منطقهِ پیچ‌انگیزه بود، در ساعت 30:4 بامداد 19/2/1365، نیروهای عراقی در منطقهِ پیچ‌انگیزه، به محور بجلیه، یعنی خط پدافندی تیپ 3 لشکر 16 (ارتش) حمله کردند و حرکت خود را به طرف پاسگاه ربوط و خط پدافندی تیپ 2 این لشکر، ادامه دادند.




    با اجرای آتش توپخانه و آغاز تک دشمن نیروهای پدافند کننده عقب‌نشینی می‌کنند. اوایل روز 19/2/1365، سرهنگ جمالی، جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش، همراه چند تن از معاونان این نیرو به قرارگاه نیروی زمینی سپاه آمدند و از هجوم دشمن به منطقهِ پیچ انگیزه خبر دادند و از خطر محاصرهِ نیروهای یکی از تیپهای پدافند کننده و احتمال دست‌یابی دشمن به جادهِ کنار رودخانهِ دویرج، به شدت ابراز نگرانی کردند. بدین ترتیب، فرمانده کل سپاه و مسئولان نیروی زمینی سپاه برای سد پیشروی دشمن اقداماتی را آغاز کردند؛ بنابراین، به تیپ سیدالشهدا(ع) و لشکر علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) که احتیاط کلی منطقه بودند، دستور حرکت داده شد. با رسیدن یک گروهان از تیپ سیدالشهدا(ع) در ساعت 15:8 صبح، محور شرهانی حفظ و با رسیدن دومین گروهان از نیروهای این تیپ در ساعت 00:10 صبح، خط تیپ 3 ترمیم شد و حدود دوازده تانک از دشمن از بین رفتند و چند نفر از نیروهای دشمن به اسارت در آمدند. به دنبال ترمیم خط تیپ 3، تیپ 2 اعلام کرد فشار سنگینی روی آنهاست و دشمن از خط ژاندارمری و گردان قدس و گردان 125 به طرف پاسگاه ربوط در حرکت است و گردان 114 از تیپ 2 لشکر16 در حالی‌که گردانهای هم‌جوار آن عقب‌نشینی کرده‌اند، همچنان، به مقاومت ادامه می‌دهد، این در حالی بود که نفربرهای دشمن ازتپه ماهورها بالا آمده بودند و دشمن آتش مختصر و پراکنده‌ای را اجرا می‌کرد. بدین‌ترتیب، سازمان تیپ 2 به هم ریخته بود، فرمانده گردان 114، معاون و تعدادی از افسران آن شهید شده بودند و فرماندهان دیگر گردانها به دستورات فرمانده تیپ چندان توجهی نداشتند؛ توپخانهِ تحت امر این تیپ چند لحظه پس از شکسته شدن خط، بدون اطلاع عقب‌نشینی کرده بود و پس از شکست خط، تقریباً هیچ آتشی علیه دشمن به‌کار گرفته نمی‌شد، با افزایش فشار و پیشروی دشمن، فرمانده لشکر 16 برای جلوگیری از محاصره شدن و به اسارت درآمدن نیروهای گردان 114 که همچنان، مقاومت می‌کردند، به این گردان دستور عقب‌نشینی داد.




    نیروهای لشکر علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) که با دریافت دستور، حرکت خود را آغاز کرده بودند، نزدیک ظهر، به حدود پل یا زینب (یکی از دو پل مهم منطقه) رسیدند. در همین زمان، نیروهای دشمن نیز به نزدیکی پل یا زهرا (پل مهم دیگر منطقه) رسیده بودند. با استقرار نیروهای لشکر علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) روی تپه ماهورها و شلیک آر.پی.جی‌ها به طرف دشمن و آغاز فعالیت تانکهای خودی، نیروهای دشمن با مشاهدهِ نیروهای بسیجی و حرکت تانکها و با توجه به دست نیافتن به مواضع محکم پدافندی، در ساعت 50:12 به اجبار عقب‌نشینی کردند. به دنبال آن، نیروهای لشکر سیدالشهدا(ع) و لشکر علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) تا حد ممکن، جلو رفتند و با تشکیل خط پدافندی جدید، در آن، مستقر شدند، همچنین، یکی از گردانهای باقی‌ماندهِ تیپ 2 لشکر 16 در این خط مستقر شد.




    با سد شدن پیشروی نیروهای عراق از سوی دو لشکر سیدالشهدا(ع) و علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع)، دشمن از رسیدن به هدف مهم خود، یعنی دست‌یابی به سلسله جبال حمرین مأیوس شد. طبق اسناد به‌دست‌آمده از نیروهای دشمن، سپاه چهارم عراق مأموریت یافته بود این سلسله ارتفاعات (حمرین) را اشغال کند، خط‌الرا‡س جغرافیایی جبال حمرین مرز مشترک ایران و عراق است و هر نیرویی که روی آن مستقر شود، منطقهِ خاک عراق را زیر سلطهِ دید و تیر خود دارد.




    پس از مشخص شدن اهداف دشمن در حملهِ مزبور، نیروی زمینی سپاه برای مقابله با دشمن و بازپسگیری منطقهِ اشغالی(1) وارد عمل شد و پس از بررسیهایی، که از دشمن و منطقهِ عملیاتی به‌عمل آمد، قرار شد لشکر ولیعصر(عج) با شش گردان نیرو و لشکر فجر با چهار گردان نیرو(2) در محورهای اصلی عملیات اقدام کنند و هدف عملیات، یعنی خاکریز قبلی لشکر 16 را تأمین کنند و در ضمن تیپ الغدیر و تیپ سیدالشهدا(ع) و لشکر حضرت رسول هر یک به استعداد دو گروهان نیرو و ادوات و زرهی برای تقویت آن وارد عمل شوند.




    در ساعت 00:23 مورخ 23/2/1365، عملیات در سه محور آغاز شد و در نخستین لحظه‌ها، نیروهای عمل کننده، خط دشمن را شکستند، در مواضع آنها، نفوذ کردند و در وضعیت مناسبی قرار گرفتند، اما به تدریج مشخص شد که برای دفع دشمن حاضر در منطقه، نیروی کیفی بیشتری لازم است و بدون حضور قبلی و شناسایی مواضع دشمن امکان موفقیت کمتر است. در واقع، آنها در وضعیتی بودند که پاک‌سازی کامل منطقه و الحاق امکان‌پذیر نبود؛ بنابراین، با قطعی شدن عدم توفیق نیروهای خودی در پاک‌سازی کامل و الحاق، دستور عقب‌نشینی داده نشد. در نتیجهِ این عملیات، پانزده دستگاه تانک و نفربر عراقی منهدم و چهارصد نفر از افراد دشمن کشته و مجروح شدند، هر چند در مجموع، تلفات و خسارات نیروهای خودی هم کمتر از تلفات دشمن نبود.





    هجوم دشمن به منطقهِ حاج عمران‌




    از آنجا که براساس شواهد به دست آمده در اردیبهشت ماه سال 1365، دشمن خود را برای حمله در منطقهِ حاج‌عمران آماده می‌کرد، نیروهای خودی، تدابیر پیش‌گیرانه‌ای را در این منطقه، که با تیپ 4 لشکر 64 پدافند می‌شد، انجام دادند.




    بدین صورت که تیپ شهید بروجردی، تیپ ویژهِ شهدا و چند گردان جندالله، از یگانهای سپاه، مأمور تقویت این منطقه شدند.




    دشمن از نخستین دقیقه‌های روز بامداد 24/2/1365، آتش تهیهِ سنگینی را روی ارتفاعات شهید صدر، تپهِ شهدا، 2519، کدو و سرسول اجرا و در ساعت 00:5 بامداد، هجوم خود را آغاز کرد. با وجود آتش سنگین و فشار زیاد نیروهای دشمن، استقامت بی‌نظیر نیروهای مستقر در خط، افزون بر اینکه مانع از نفوذ گستردهِ دشمن در نخستین ساعتهای درگیری شد، تلفات زیادی را نیز به دشمن وارد آورد. دشمن با اجرای آتش سنگین و وارد کردن نیرو و پشتیبانی از طریق هلی‌کوپتر و هلی‌برن نیرو می‌کوشید عملیات را ادامه دهد و به‌رغم تلفات وارد شده، منطقهِ مورد نظر را تصرف کند؛ از این رو، با وجود آنکه تنها در دو روز نخست عملیات، در اثر اجرای آتش خودی 17 فروند هلی‌کوپتر حامل نیرو و امکانات دشمن سقوط کرد، اما عراق همچنان، به ادامه تک و تقویت نیروهایش پافشاری می‌کرد و در نهایت، در روز نخست، دشمن موفق به تصرف ارتفاعات 2435 (شهید صدر) و 2519 (گردمند) شد.




    به دنبال تصرف این دو ارتفاع قرارگاه نجف اقدامات متعددی را برای بازپسگیری آنها انجام داد. در نخستین ساعتهای بامداد روز 25/2/1365، (شب دوم عملیات)، تیپ شهدا روی ارتفاع 2519 و تیپ شهید بروجردی روی ارتفاع شهید صدر وارد عمل شد و با وجود تحمیل تلفات و ضایعات سنگین به دشمن، نتوانست ارتفاعات مزبور را باز پس بگیرد. تلاش برای بازپسگیری این ارتفاعات شب بعد نیز تکرار شد. در این شب، تیپ شهید بروجردی که دیگر نیروی رزمی در اختیار نداشت، بار دیگر با به کار گرفتن گردان جندا... خوی در ساعت 55:2 بامداد روز 26/2/1365، با هدف تصرف ارتفاع شهید صدر وارد عمل شد. این نیروها که با آتش توپخانه و تانک پشتیبانی می‌شدند، حدود بیست دقیقه پس از آغاز عملیات موفق شد ارتفاع شهید صدر را تصرف کند، اما آتش شدید دشمن، نرسیدن مهمات کافی، نرسیدن نیروی کمکی و روشن شدن هوا باعث شد تا برادران نتوانند روی این ارتفاع دوام بیاورند و مواضع خود را تثبیت کنند؛ بنابراین، در ساعت 30:4، اعلام شد که نیروهای خودی مواضع تصرف شده را به سمت عقب ترک کرده‌اند. پس از این اقدام، تیپ شهدا مأمور تصرف ارتفاع 2519 شد. بدین ترتیب، قائم مقام این تیپ با جمع‌آوری باقی‌ماندهِ نیروهای بسیجی و کادرهای ستادی خود، یک گردان تشکیل داد (که عصاره نهایی این تیپ بود) و در ساعت 30:1 بامداد روز 29/2/1365، با هدف تصرف ارتفاع 2519 از دو محور وارد عمل شد. در آغاز، نیروها با موفقیت پیشروی کردند. آنها در محور راست، هفتاد نفر و در محور چپ، چهل نفر از نیروهای دشمن را به اسارت خود در آوردند و در ادامهِ عملیات، تلاش زیادی برای الحاق دو محور و در نتیجه، تصرف ارتفاع 2519، صورت گرفت، اما در اثر روشن شدن هوا و آتش شدید دشمن نیروهای عمل کننده موفق به الحاق نشدند و عملیات ناموفق ماند. در این عملیات، یک گردان از تیپ 57 ابوالفضل(ع) که در احتیاط نزدیک بود، بنا به نیاز، وارد عمل شد، اما براثر آتش سنگین توپخانهِ دشمن، ضرباتی بر آن وارد آمد و فرمانده این گردان به‌همراه سه فرمانده گروهان آن به شهادت رسیدند. در این مرحله از عملیات، به رغم عدم دست‌یابی به‌هدف، نیروهای خودی توانستند تلفات سنگینی را به دشمن وارد آورند و فرمانده تیپ 433 پیاده همراه با تعداد زیادی از نیروهای عراقی کشته شدند و بیش از صد نفر از نیروهای دشمن به‌اسارت در آمدند.




    پس از اینکه تیپ شهدا طی دوبار عملیات، نتوانست ارتفاع 2519 را پس بگیرد، تیپ 57 ابوالفضل(ع) مأمور این‌ کار شد. این تیپ از حدود نیمه شب 29/2/1365، از سه محور به ارتفاع 2519 حمله کرد و با موفقیتهایی که به دست آورد، توانست خود را به هدف نزدیک کند، اما آتش سنگین توپخانه تلفات زیادی به نیروهای عمل کننده وارد آورد و آتش یکی از تیربارهای دشمن مانع از الحاق محورها شد. تلاش رزمندگان برای انهدام تیر بارها به موفقیت نرسید. در نتیجه، با روشن شدن هوا فرماندهی تیپ 57 به نیروها دستور داد که به مواضع قبلی خود برگردند.
    در روز 1/3/1365، در حالی‌که تیپ 57 آماده می‌شد تا با اتکا به استقرار نیروهای خودی روی تپهِ شهدا به ارتفاع شهید صدر حمله کند، ناگهان، در ساعت 05:6 صبح، خبر رخنهِ دشمن برروی تپه شهدا گزارش شد و به دنبال آن مشخص گردید که نیروهای خودی (شامل برادران ارتش و سپاه) پس از نه روز مقاومت ایثارگرانهِ بی ‌نظیر به اجبار، تپهِ شهدا را تخلیه و به عقب بازگشته‌اند.




    آزاد سازی ارتفاع شهید صدر و پاتک دشمن‌




    با استقرار نیروهای دشمن روی تپهِ شهدا راه کار آزادسازی ارتفاع شهید صدر مشکل‌تر شد. با وجود این، تیپ 57 در ساعت 00:2 بامداد روز 2/3/1365، عملیات خود را برای باز‌پسگیری این ارتفاع آغاز کرد و پس از پانزده ساعت فعالیت، اعلام کرد که مواضع دشمن سقوط کرده و ارتفاع شهید صدر به تصرف نیروهای خودی درآمده است. در این حمله، بیش از هشتصد نفر از قوای دشمن کشته و زخمی و 34 نفر اسیر شد‌ند، اما بیش از دو ساعت از آزادسازی این ارتفاع مهم نگذشته بود که نیروهای دشمن با پشتیبانی آتش شدید توپخانه، فشار بر نیروهای خودی را شدت بخشیدند و مقاومت رزمندگان برای حفظ ارتفاع شهید صدر با ادامه و تشدید آتش سنگین و متمرکز دشمن شکسته شد و نیروهای خودی در ساعت 00:14 به اجبار، از این ارتفاع پایین آمدند که بلافاصله، نیروهای دشمن روی آن مستقر شدند‌





    در مجموع، طی ده روز درگیری در منطقهِ حاج عمران، نیروهای خودی به دلیل آمادگی قبلی و با استقامت و مقاومت بی‌نظیر و تحمل ضایعات موفق شدند از نفوذ گستردهِ نیروهای دشمن و تسلط کامل آنها بر منطقه، جلوگیری کنند و تلفات سنگینی را به دشمن وارد کنند. دشمن نیز با استفاده از آتش سنگین، به کار گرفتن تعداد زیادی هلی‌کوپتر برای رساندن نیرو و امکانات و به‌کارگیری حجم گستردهِ آنها توانست ارتفاعات 2435 (شهید صدر)، 2519 و تپه شهدا را تصرف کند. طی این مدت، افزون بر نیروهایی که پیش از هجوم دشمن در منطقه مستقر بودند، تیپ 57 ابوالفضل، تیپ قدس و چند گردان جندالله سپاه و چند گردان از تیپ 3 لشکر 64 ارتش نیز برای تقویت به منطقه وارد شدند و به مقابله با دشمن پرداختند. طبق آمارهای ده روز نخست عملیات، از برادران سپاه دست‌کم، 281 نفر شهید و 352 نفر مفقود الاثر و از برادران ارتش 153 نفر شهید و 150 نفر مفقود الاثر شدند که مفقود الاثرها غالباًُ، شهیدان به جا مانده‌ بودند. در این هجوم، دشمن حدود 26 گردان پیاده و امکانات بسیار زیادی را به کار گرفت و طبق برآوردها حدود، سه هزار نفر تلفات داشت. در این منطقه، برخلاف موارد قبلی بین ارتش و سپاه هماهنگی بسیار خوبی وجود داشت و نیروهای ادغامی آنها در خطوط پدافندی به خوبی عمل کردند. تلاشهای تیپ 4 لشکر 64 ارتش در این درگیریها چشم گیر بود و آنها پابه‌پای نیروهای سپاه در مقابل هجوم دشمن مقاومت کردند.




    هجوم دشمن به مهران (27/2/1365)





    هجوم دشمن به مهران نقطهِ اوج این سلسله از تحرکات رژیم عراق بود. با موفقیتی که دشمن در این حمله به دست آورد، جرئت یافت اتخاذ استراتژی جدید دفاع متحرک را رسماً اعلام کند. عراق در تبلیغات خود می‌کوشید این پیروزی را همانند پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات والفجر 8 قلمداد کند؛ از این رو، مدعی بود تنها در مقابل عقب‌نشینی جمهوری اسلامی از مناطق اشغال شده عراق و مشخصاً فاو مهران را باز پس خواهد داد. به هنگام هجوم عراق به منطقهِ مهران، لشکر 64 خرم‌آباد و تیپ 4 لشکر 21 حمزه در مجموع با نیرویی به استعداد 6 گردان پیاده و 2 گردان زرهی پدافند از این منطقه را بر عهده داشتند، سپاه پس از مشاهدهِ شواهدی از تک عراق، دو گردان از تیپهای امیر‌المؤمنین(ع) و مسلم‌بن‌عقیل را به عنوان احتیاط نزدیک در تنگهِ گنجانچم و بیش از یک گردان از نیروهای لشکر نصر را به عنوان احتیاط دور در ایلام مستقر کرد.
    در ساعت 00:1 بامداد روز 27/2/1365، دشمن هجوم خود را با اجرای آتش تهیه سنگین از دو محور ارتفاعات قلاویزان و منطقه نمه‌کلان بو آغاز کرد و به دلیل آماده نبودن نیروهای پدافندکننده به سرعت پیشروی و شهر مهران، آبادیهای اطراف، تعدادی از ارتفاعات و جاده‌ها را اشغال کرد. پس از آغاز حملهِ دشمن، افزون بر تیپهای مسلم‌بن‌عقیل و امیرالمؤمنین(ع) و لشکر نصر، که در احتیاط منطقه بودند و در روز 28/2/1365 در منطقهِ نمه‌کلان بو با دشمن درگیر شدند، سپاه یگانهای جدیدی را نیز به منطقه وارد کرد. یگانهای سپاه به همراه برخی از یگانهای ارتشی پس از چند روز نبرد موفق شدند افزون بر سد کردن پیشروی دشمن، تعدادی از ارتفاعات منطقه را آزاد کنند. در مجموع، در این منطقه، دشمن در طی ده روز جنگ، نه تیپ پیاده و زرهی و مکانیزه و یک گردان کماندویی وارد عمل کرد و با پشت سرگذاشتن شهر مهران و تصرف ارتفاعات قلاویزان و تپه‌های غلامی و باغ کشاورزی، تا پشت جاده کمربندی مهران، یعنی تا بیست کیلومتری عمق خاک جمهوری اسلامی ایران، پیشروی کرد و در آنجا، مستقر شد. طی هجوم دشمن، سپاه در مجموع، هجده گردان نیرو را وارد عمل کرد که طی این مدت، از برادران سپاه 70 نفر شهید، 666 نفر مجروح، 133 نفر مفقود و 8 نفر اسیر شدند. همچنین، در جریان تک دشمن، از نیروهای ارتش حدود 400 نفر اسیر، 98 نفر مفقود، 180 نفر مجروح و 9نفر شهید شدند که غالباً، به تیپ 4 لشکر حمزه متعلق بودند. افزون بر آن، بیشتر تجهیزات و سلاحهای سبک و سنگین، از جمله توپهای 203 میلی‌متری و تعداد زیادی تانک و نفربر و خودروی یگانهای پدافند کننده به هنگام عقب‌نشینی به جای ماند و به دست دشمن افتاد. دشمن با فیلمبرداری از اسیران و غنیمتهای به‌دست آمده تبلیغات زیادی را انجام داد. در واقع، نمایشگاهی از غنیمتها تشکیل داد فیلم آن را از تلویزیون پخش کرد. همچنین، چندین بار اسیران را در حالات مختلف نشسته، در حال حرکت، سوار و پیاده شدن از ماشین به نمایش گذاشت.





    عملیات کربلای 1 پایان استراتژی دفاع متحرک‌




    اجرای موفقیت‌آمیز عملیات کربلای 1 و بازپسگیری شهر مهران، نه تنها بر تمامی جنجالها و پیروزیهای نسبی سه ماههِ دشمن خط‌بطلان کشید، بلکه روحیهِ نیروهای خودی را تقویت کرد و نتایج و آثار مثبتی در اردوگاه خودی برجا گذاشت. عملیات کربلای 1 در ساعت 30:23 روز 9/4/1365 آغاز شد و طی ده روز جنگ در منطقهِ مهران، نیروهای اسلام موفق شدند شهر مهران و بیش از هشت روستای اطراف آن، ارتفاعات حساس و سرکوب قلاویزان و حمرین، به ویژه بلندترین قلهِ منطقه (223)، جاده دهلران - مهران - ایلام و 2 پاسگاه مرزی را آزاد کنند. افزون‌بر آن، عقبه‌های دشمن از جمله شهرهای بدره و زرباطیه زیر دید و تیر نیروهای اسلام قرار گرفت. در این عملیات، نوزده تیپ دشمن به طور متوسط، بیش از 50 درصد منهدم شده و حدود 3400 نفر از نیروهای آن مفقود و اسیر شدند، از میزان بالای کشته شدگان دشمن آمار دقیقی در دست نیست. از مجموع نه یگان سپاه که در این عملیات شرکت داشتند، هفتصد نفر به شهادت رسیدند و حداکثر پنج نفر اسیر و مفقود شدند.




    تأثیرات استراتژی دفاع متحرک‌




    هرچند ارزیابیهای خودی از توان دشمن نشان دهندهِ این بود که حرکتهای عراق در قالب این استراتژی مدت بیشتری ادامه یابد، اما با ضربه‌ای کاری که در مهران به دشمن وارد شد، این استراتژی پایان یافت و در عمل، عراق آن را کنار گذاشت با این حال، در همین مدت کوتاه، آثاری به جا گذاشت که مهم‌ترین آن به شکل زیر است:





    الف) آثار منفی استراتژی دفاع متحرک عراق‌




    1) تعویق عملیات محدود: زمانی تهاجمات دشمن در قالب استراتژی دفاع متحرک آغاز شد و ادامه یافت که مسئولان نیروی زمینی سپاه مشغول طرح ریزی عملیات در مناطق سکوهای البکر و الامیه، بین اروند و جاده البهار در منطقه والفجر8، شاخ شمیران و سد دربندیخان و ... بودند. حملات دشمن افزون براینکه فرصت ادامهِ طرح ریزی را از نیروهای خودی سلب کرد، بلکه نیروهایی را هم که به منظور انجام این عملیاتها در نظر گرفته شده بود، مشغول کرد. برای نمونه، هنگامی که برادر قالیباف، فرمانده لشکر نصر، برای آماده کردن زمینهِ عملیات به طرف منطقه دربندیخان در حرکت بود، به او خبر داده شد که دشمن به مهران حمله کرده است و باید نیروهایش را برای مقابله با دشمن در این منطقه به کارگیرد.




    2) تأثیر بر عملیات گسترده: پیش از آغاز استراتژی دفاع متحرک عراق، افزون بر طرح‌ریزی عملیات محدود، کار طرح ریزی عملیات گسترده نیز آغاز شده بود، اما با اوج‌گیری تهاجمات دشمن و اشتغال فرماندهی به این مسئله فرصت کمتری برای طرح‌ریزی عملیات گسترده‌ اختصاص یافت.




    3) ایجاد اضطراب و انفعال: دشمن با اجرای استراتژی دفاع متحرک توانست، ما را برای چند ماه در حالت اضطراب و انفعال قراردهد. به نحوی که هر لحظه نگران و منتظر حملهِ دشمن در یکی از مناطق بودیم، فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء، این دوره را بدترین وضعیت سال 1360 می‌داند.21
    همچنین، فرمانده نیروی زمینی سپاه در جمع فرماندهان قرارگاهها و یگانهای سپاه در مورد این‌دوره می‌گوید: <از هنگامی که عراق این استراتژی را ترسیم کرده، برای هیچ‌ یک از ماها خواب باقی نگذاشته است؛ چرا که همه مرتب زنگ می‌زنند چرا به ما نیرو نمی‌دهید درحالی‌که توان ما محدود است و ما مرتباً زنگ می‌زنیم که چی شد؟ عراق حمله کرد، حمله نکرد؟ اگر بخواهیم با این روند کار را ادامه دهیم، قطعاً، بدانید که
    روزهای سخت‌تر و بدتری در انتظار ماست>.22



    برادر شمخانی برای مسئولان قرارگاهها و یگانهای سپاه وضعیتی را که با تهاجمات دشمن در آن قرار گرفته‌ایم، چنین ترسیم می‌کند:





    <مجموعه اقدامات دشمن توان تصمیم گیری را از ما سلب کرده است و اگر بخواهیم به این شکل ادامه دهیم، این مبنایی برای فعال شدن دشمن و منفعل شدن ما می‌شود>. در بین فرماندهان سپاه، بیشترین نگرانیها در مورد منطقهِ والفجر 8 دیده می‌شد و غالب نظرها بر این بود که دشمن قصد فریب دارد و با این تهاجمات می‌کوشد توان ما را کاهش و مواضع خودی در منطقهِ فاو را سست کند تا در موقع مناسب، به این منطقه حمله کند. این موضوع در تمامی تصمیم‌گیریها مدنظر قرار می‌گرفت. جانشین نیروی زمینی سپاه در جلسهِ بحث طرح مانور عملیات بازپسگیری مهران، نگرانی خود را چنین ابراز می‌کند:



    <با توجه به افزایش توپخانهِ دشمن و سکوت او در منطقهِ فاو، موضوع احتمال حملهِ دشمن به فاو نگران‌کننده‌ است و با توجه به تجمع ما در منطقهِ مهران و کاهش یگانها و نیروها در منطقهِ فاو، دشمن متوجه کاهش روابط بی‌سیمی ما در این منطقه می‌باشد و این موضوع، که دشمن در این منطقه، هیچ افزایش نیرو نداده، نگرانی ما را تشدید کرده است، به ویژه اینکه مسئلهِ فاو مسئلهِ خیلی مهمی برای جمهوری اسلامی است. اگر ما عملیات مهران را آغاز کردیم و دشمن در فاو عملیات را شروع کرد، چه باید بکنیم؟ من از یگانها می‌پرسم اگر لازم شد به منطقه فاو بیایید چه مقدار وقت لازم است؟ می‌گویند: "چهار روز"‌>.




    ب) آثار مثبت استراتژی دفاع متحرک عراق‌



    1) آشکار شدن ضعف توان پدافندی در نزد مسئولان: آشکار شدن ضعف یگانهای پدافندی در برابر تهاجمات دشمن، مسئولان نظام را به تجدید نظر در چگونگی فرماندهی جنگ وادار کرد. فرمانده نیروی زمینی ارتش تعویض و فرمانده کل سپاه به‌عنوان قائم مقام فرمانده کل جنگ (آقای هاشمی) انتخاب شد؛ موضوعی که نشانه‌ای از آشکار شدن ضرورت ایجاد تغییراتی در فرماندهی و مدیریت عالی جنگ در آن مقطع زمانی بود.
    2) پی بردن مسئولان به ضعف توان نظامی خودی: موفقیت دشمن در شکست خطوط پدافندی و در انفعال قراردادن ما، نخست، پذیرفتن لزوم گسترش سازمان و بالا بردن توان رزمی سپاه را در نزد مسئولان موجب شد، که از مدتها پیش، فرمانده سپاه آن را مطرح می‌کرد. دوم آنکه، اقداماتی را برای برطرف کردن ضعف خطوط پدافندی، ضعف اطلاعاتی و این قبیل امور را باعث شد. سوم اینکه، بار دیگر لزوم به دست آوردن آمادگی مقابله با دشمن در چند منطقه را به طور هم‌زمان، یاد آور شد.



    3) پی بردن حامیان رژیم عراق به ناتوانی آفندی دشمن در زمین: دفاع متحرک عراق در حالی آغاز شد که دشمن ضربه سختی را در عملیات والفجر 8 متحمل شده بود و خنثی‌سازی آثار شکست سیاسی نظامی این عملیات، از اهداف اصلی این استراتژی شمرده می‌شد، اما با ضربهِ سخت دیگری که در عملیات کربلا (فتح مهران) به دشمن وارد شد، موفقیتهای نخستین، نیز خنثی شد و حامیان رژیم عراق دریافتند که این رژیم در زمین نه توانایی پدافند کاملاً مطمئن دارد، نه توانایی آفند.
    امضاء

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی