♦️عشق نامه ای برای ارتش میهنم♦️
🔸رویدادهای ناگوار هرچند کاممان را تلخ و چشمانمان را تر و قلبمان را به درد می آورند، اما بارقه هایی از امید را برایمان زنده نگاه می دارند که احساس آخرش کار خود را کرد و بر تمام نیروهای درون آدمی پیشی گرفت.
🔸این یادداشت را با قلبی سرشار و به احترام ارتشی پراحساس و پشت میهن می نویسم. میهنی که گاه هراسناک وی را تنها می یابم. میهنی که در آرام جای خویش غریب است.
ارتش خسته میهن اما هراندازه ملول باشد، عهد نشکسته و پیمان خویش نگسسته است. از این ارتش بوی مردم می آید، خوی مردم خود را گرفته است و سوی مردم نیز می رود. فرمانده اش کنار سربازش ایستاده است و پیرهن خاکی اش همچون خاک، سرد است و تسلی بخش.
🔸ارتش ایران مسئولیت خویش خوب می داند. سیاسی و اقتصادی نمی شود اما اجتماعی و فرهنگی می شود. هرجا که مردم ایستاده اند می ایستد و مسئولیت خویش به جا می آورد همچون پلک بر چشم ، همچون خاک بر ریشه ، همچون کوه بر زمین و همچون مرز بر میهن.
🔸 به پاسداشت غیرت و قلب مهربان ارتشمان که در این زمین لرزه جانکاه، همچون همیشه در صحنه بود و دل انگیز صحنه آرایی نمود. درود خود را بر این سربازان میهن روانه می دارم و مهر خود را با اینان به میان می گذارم. در برابرشان نه ! بلکه در کنارشان می ایستم و برایشان پای جفت نمی کنم بلکه دست دوستی خود را بر گردنشان می افکنم.
میهن شمارا تا ابد انگیزه باد...
✍️نوشته محمدرضا سپهوند
🔹منبع صدای ارتش 🔹



نقل قول
