تحقیق درباره معنی هدایت در (اهدنا الصراط المستقیم)
نکته سوم - اینکه وقتی می گوئیم: (ما را بسوی صراط مستقیم هدایت فرما) هدایت بسوی صراط مستقیم وقتی معنایش مشخص میشود، که معنای صراط مستقیم معین گردد، لذا ما نخست به بحث لغوی آن پرداخته، می گوئیم در صحاح گفته هدایت بمعنای دلالت است، سایر علمای اهل لغت به وی اشکال کردهاند، که این کلمه همه جا بمعنای دلالت نیست، بلکه وقتی بمعنای دلالت است، که مفعول دومش را بوسیله کلمه (الی) بگیرد، و اما در جائیکه خودش و بدون کلمه نامبرده هر دو مفعول خود را گرفته باشد، نظیر آیه (اهدنا الصراط)، که هم ضمیر (نا) و هم (صراط) را مفعول گرفته، بمعنای ایصال و رساندن مطلوب است، مثل کسی که در مقابل شخصی که میپرسد منزل زید کجا است؟ دست او را گرفته بدون دادن آدرس، و دلالت زبانی، او را بدر خانه زید برساند.
و استدلال کردهاند بامثال آیه: (آنک لا تهدی من احببت، و لکن الله یهدی من یشاء)، (تو هر کس را که دوست بداری هدایت نمیکنی، و لکن خداست که هر که را بخواهد هدایت میکند)، که چون کلمه هدایت در آن هر دو مفعول را بدون حرف (الی) گرفته، بمعنای رساندن به مطلوبست، نه راهنمائی، چون دلالت و راهنمائی چیزی نیست که از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نفی شود، زیرا او همواره دلالت میکرد، پس معنا ندارد آیه نامبرده بفرماید: تو هر کس را بخواهی دلالت نمیکنی، بخلاف اینکه کلمه نامبرده بمعنای رساندن بهدف باشد، که در اینصورت صحیح است بفرماید تو نمیتوانی هر که را بخواهی به هدف برسانی.
و در آیه: (و لهدیناهم صراطا مستقیماً)، که راجع به هدایت خدا یعنی رساندن به مطلوب و هدف است، آنرا بدون حرف (الی) متعدی بدو مفعول کرده است، بخلاف آیه: (و آنک لتهدی الی صراط مستقیم)، که راجع بهدایت رسولخدا صلی الله علیه و آله و سلم است، کلمه هدایت را با حرف (الی) متعدی بدو مفعول کرده است.
پس معلوم میشود هدایت هر جا که بمعنای رساندن بمطلوب و هدف باشد بخودی خود به هر دو مفعول متعدی میشود، و هر جا که بمعنای نشان دادن راه و دلالت بدان باشد، با حرف (الی) بدو مفعول متعدی میشود.