یک. عتیق یعنی آزاد
«عتیق، یعنی آزاد و «عتق یعنی آزادی. این خانه آزاد است، نظیر دیگر مساجد نیست که گاهی ملکِ کسی باشد و گاهی مسجد ساخته شود. خانه ای است که ابداً ملک کسی نشده و مالکی جز خدا نداشته و ندارد. خانه ای است که از رقّیّت، مالکیت و ملکیت غیر خدا آزاد است. شما اطراف خانه آزاد طواف کنید تا درس آزادگی بیاموزید. ملکِ احدی نشوید. مملوک کسی نگردید و زمام شما به دست غیر خدا نباشد.
کعبه بیتی است که «لا یملکهُ أحد ولم یملکه أحد[5] طواف اطراف این خانه انسان را آزاد می کند که ملک کسی نشود و بنده کسی نگردد. نه ملکِ مالکِ درون شود نه ملکِ مالکِ بیرون. انسانِ آزمند و طمع ورز، ملکِ آزِ درونی خود است; «الطمع وثاق أکید. انسانی که گرفتار طمع است، بنده دیو و اهرمن درونی است.
علی، امیر مومنان (علیه السلام) فرمود: «عبد الشهوة أذلّ من عبد الرق)[6] بنده شهوت ذلیل تر از بنده زرخرید است بنده زرخرید عزیز است و انسانِ تابع شهوت ذلیل. طواف اطراف کعبه، انسان را از شهوت و غضب آزاد می کند. انسان آزاد شده از بندِ شهوت و رها شده از قید غضب فرشته است. [7]
آری،کعبه از منظر قرآن، نماد آزادی است. «چون احدى مالك كعبه نیست و از هر سلطه و سلطنتى آزاد است، [8] «عتیق» نامیده مى شود؛ چنانكه مملوك با «عتق» از سلطه ارباب و مالك آزاد مى گردد، كعبه نیز از سلطه هر مالك و سلطانى آزاد است.
عتیق، معنای دیگری نیز دارد و آن، «مصونیت از غرق شدن» است. خداوند در داستان نوح(ع) تمام زمین را غرق آب كرد، لذا هر چیز كه در زمین بود غرق شد مگر بیت كه خداوند آن را از زمین بالا برد تا غرق نشود. از آن روست كه به كعبه عتیق گفته اند.
به روایتى از ابوحمزه ثمالى در این زمینه (كه عهده دار تبیین هر دو معنا از «عتیق» است) ، توجه نمایید.
مى گوید: در مسجدالحرام، به خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم؛ عرض كردم:
«به چه دلیل خانه كعبه را عتیق نامیده اند؟ حضرت فرمود: چون هیچ خانه اى نیست كه خداوند آن را بر روى زمین نهاده باشد، مگر اینكه صاحبى و ساكنانى دارد، جز این خانه. این خانه، صاحبى جز خداى عزّوجل ندارد و لذا حرّ و آزاد است. سپس حضرت فرمود: خداى عزوجل، قبل از زمین، آن را آفرید؛ سپس زمین را خلق كرد و از زیر آن خانه، زمین را گسترانید.» [9] از این رو، جز آزادگان بر گرد آن نمى چرخند؛ آزادگانِ از هر سلطه درونى و بیرونى! اساساً كعبه مركزى است تا انسانها خود را از سلطه طاغوتهاى بیرونى و درونى، آزاد كنند. تنها «احرار» شایستگى طواف بر بیت عتیق و حرّ (نمادِ آزادى و آزادگى) را دارند. همانطور كه نماز، آدمى را از فحشا و منكر باز مى دارد، طواف نیز آدمى را از شرك ورقیّت وظلم پذیرى مى رهاند؛ چراكه انسان، مأموراست برگرد «بیت عتیق» طواف كند: وَلِیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ اْلعَتِیق.[10] از این بیان لطیف بر مى آید كه خانه اى كه مملوّ از بتهاى چوپى و سنگى باشد و یا در محاصر مشركان و ملحدان و یا مستكبران و ستمگران باشد، «عتیق» نیست. با شكستن بتهاى درون كعبه و شكستن ابهت و قدرت مستكبران و مشركان و قطع ایادى آنان از این پایگاه توحید، بیت اللّه الحرام «عتیق» خواهد شد، آنگاه طواف بر آن، «طواف بر بیت عتیق» خواهد بود و در اندیشه و روان و زندگى مادى و معنوى طواف كننده، اثر خواهد گذاشت.[11]