وقتی ابر تیره غفلت از آسمان دلت کوچ کرد، و آفتاب حقیقت در درونت تابیدن گرفت، روی بیاور به مناجات دلال. و درحالت انس، با یار آنگونه سخن بگو که مناسب حال اهل قرب است. درست مثل مولا که در مناجات شعبانیه با حضرتش نرد عشق میبازد و دلال میکند که:
"اِلَهِی إِنْ اَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ، وَ اِنْ اَخَذْتَنِی بِذُونُوبی أخَذتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ و اِنْ أدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَها أَنَّی أَحِبُّکَ" (2).
یادت باشد لحظهلحظههای شعبان را جرعهجرعه نوش کنی تا مشرف شوی به شرف حضور و مهیا شوی به میهمانی شهر ضیافت که گاه وصال است و مجال پرواز.
پینوشتها:
1. "نجوا" مقابل "ندا" ست. وقتی بانگ برمیداری و بیپروا سخن میکنی، این میشود ندا. اما وقتی آنقدر آهسته صحبت میکنی(با خود یا دیگری) که دیگری نشنود، این میشود نجوا.
وقتی با خود نجوا میکنی، این میشود حدیث نفس. اما وقتی با بزرگی چون خدا، سخن میگویی این میشود "مناجات" که مقابلش را میگویند "مُنادات" یعنی گفتگوی دو سویه بلند و بیپروا.
2. پروردگارا، اگر بهانه ی تو در عذابم، جرم و خطای من باشد، من عفو و گذشت تو را بهانه ی آزادی ام می دانم و اگر بهانه ی گرفتاری ام را گناهم بدانی، من نیز بخشش تو را بهانه خواهم کرد و اگر مرا نبخشی و به آتشم افکنی، به همه ی جهنمیان خواهم گفت که من او را دوست داشتم و او دوستش را به جهنم آورده است.