شایدآیه کریمهی: وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ: رحمن/46(و برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتی است!)، اشارهای باشد به همین معنا. و صدالبته تعداد بهشتها منحصر به همین دو جنت نیست چه اینکه، در چند آیهی پسینتر میفرماید: وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ:(رحمن/62)و پایین تر از آنها، دو باغ بهشتی دیگر است.
عده ای اهل آخرتند و خداوند دنیا را برایشان حرام کرده است. عده ای دیگر نیز اهل دنیایند و خداوند آخرت را بر آنها حرام کرده است. اما عده ای هستند که جایگاهشان «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر است ایشان نه اهل دنیایند و نه اهل آخرت. نه به دنبال لذائذ مادی اند و نه در پی حور و غلمان آخرت. اینان مرزوق الهی اند و رزقشان «مقام عند اللّهی» است. همان که قرآن کریم می فرماید: «و لا تحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربّهم یرزقون: آل عمران/169. بهشت نیز مشتاق دیدار صاحبان این مقام است. 2
بهشت حسّی، هدف متوسط انسان سالکی است که به سوی هدف غایی آفرینش یعنی دیدار حضرت دلدار رهسپار است: یا أَیهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ: الانشقاق/6(ای انسان! تو با تلاش و رنج بسوی پروردگارت میروی و او را ملاقات خواهی کرد!).
در روایتی از امام هفتم، آمده است:«إنّ أبدانکم لیس لها ثمن إلاّ الجنّة، فلا تبیعوها بغیرها»3 ترجمه: بهای تن شما، فقط بهشت است. آن را جز به بهشت نفروشید. مرحوم محقق داماد در تعلیقه خود بر این روایت، سخنی لطیف دارد. میگوید: إنّ أبدانکم ثمنها الجنّة فلا تبیعوهها وأمّا نفوسکم المجرّدة وأرواحکم القدسیّة فإنّما ثمنها هو الله سبحانه والفناء المطلق فیه وفی مشاهدة نور وجْهه الکریم فلا تبیعوها بغیره».4
بنا بر استفاده میرداماد، اگر بهشت، بهای تن انسان است پیداست روح انسان را که وجودی شریفتر از جسم او دارد بهایی والاتر است که همان فنای در مقام ربوبی است.
اهل عرفان از این مرتبه(بهشت عقلی) به «جنت القاء» و «مقام عنداللهی» یاد میکنند و مراتب مادون (بهشت حسی) را «صفالنعال» یعنی «کفشداری بهشت» مینامند.