نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: نظامی که جاده تاریخ را پیمود

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    28,716
    صلوات
    71109
    دلنوشته
    466
    میلادامام کاظم برشیعیانش مبارک باد🌸🌸🌸اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌸وَعَجِّل‌فَرج
    تشکر
    25,016
    مورد تشکر
    19,306 در 11,629
    وبلاگ
    37
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parcham نظامی که جاده تاریخ را پیمود

    پاهایش داخل پوتین بود، که سنگینی پوتین آن‌ها را می ازارد.


    اما از ضرب گام‌های مصمم و سرخی خونی که به گونه‌هایش دویده بود، می‌توانستی منتهای غیرتش را بفهمی.


    هنوز بوی نارنج می‌داد، آخر فقط بیست و دوبهار از او گذشته بود.


    نارنجک‌ها را دانه، دانه بر کمر بسته.


    ملایک پیشانی‌اش را می‌بوسند.

    کودکی ‌اش را فراموش می‌کند.

    مردی شده، ایستاده به قامت سپیداران...

    کوله پشتی را برداشته؛ و پیشانی بند، ایمانش را محکم بسته‌است.


    کاش می‌دانستم آرزوهای بلند نوجوانی‌ات را، به کجا فرستادی، که این‌چنین سبکبال نارنجک شجاعت را تا بهشت با خود حمل کردی، چگونه طریق عبودیت را طی‌الارض کرده و یک شبه راه صدساله پیمودی؟


    آری، تاریخ و نحوه‌ی شهادت تو نقطه‌ی عطفی بر تاریخ ماست. بر مردانگی این سرزمین.برارتش قهرمان ای مرز و بوم


    تو در اوج فهمیدگی، مرگ سرخ را با تمام زوایای روشن و پنهانش، درک کردی.


    مهدی فیروزان عزیز!

    کدام شوق، این گونه به تلاطمت واداشت، کدام دریا، ساحل به ساحل آرامشت را درنوردیده و موج در موج، شانه‌هایت را به رقص کشانده بود؟


    پیراهن گُر گرفته‌ات، بیرق آزادی و سربلندی ملتت شد و به اهتزاز درآمد.


    پروانه، شدنت را زار، زار غبطه خورد و بیابان پیروزیت را بر دوش کشیده، جاده‌ی تاریخ را می‌پیماید...

    عملیات رمضان را چه زیبا درک کردی



    امضاء



  2. تشكر


  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    28,716
    صلوات
    71109
    دلنوشته
    466
    میلادامام کاظم برشیعیانش مبارک باد🌸🌸🌸اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌸وَعَجِّل‌فَرج
    تشکر
    25,016
    مورد تشکر
    19,306 در 11,629
    وبلاگ
    37
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    پاهایش داخل پوتین بود، که سنگینی پوتین آن‌ها را می ازارد.


    اما از ضرب گام‌های مصمم و سرخی خونی که به گونه‌هایش دویده بود، می‌توانستی منتهای غیرتش را بفهمی.


    هنوز بوی نارنج می‌داد، آخر فقط بیست و دوبهار از او گذشته بود.


    نارنجک‌ها را دانه، دانه بر کمر بسته.


    ملایک پیشانی‌اش را می‌بوسند.

    کودکی ‌اش را فراموش می‌کند.

    مردی شده، ایستاده به قامت سپیداران...

    کوله پشتی را برداشته؛ و پیشانی بند، ایمانش را محکم بسته‌است.


    کاش می‌دانستم آرزوهای بلند نوجوانی‌ات را، به کجا فرستادی، که این‌چنین سبکبال نارنجک شجاعت را تا بهشت با خود حمل کردی، چگونه طریق عبودیت را طی‌الارض کرده و یک شبه راه صدساله پیمودی؟


    آری، تاریخ و نحوه‌ی شهادت تو نقطه‌ی عطفی بر تاریخ ماست. بر مردانگی این سرزمین.برارتش قهرمان ای مرز و بوم


    تو در اوج فهمیدگی، مرگ سرخ را با تمام زوایای روشن و پنهانش، درک کردی.


    مهدی فیروزان عزیز!

    کدام شوق، این گونه به تلاطمت واداشت، کدام دریا، ساحل به ساحل آرامشت را درنوردیده و موج در موج، شانه‌هایت را به رقص کشانده بود؟


    پیراهن گُر گرفته‌ات، بیرق آزادی و سربلندی ملتت شد و به اهتزاز درآمد.


    پروانه، شدنت را زار، زار غبطه خورد و بیابان پیروزیت را بر دوش کشیده، جاده‌ی تاریخ را می‌پیماید...

    عملیات رمضان را چه زیبا درک کردی




    امضاء



  5. تشكر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi