بسمه تعالی
من یا تو ؟ مساله این است...
حاج آقا میشه کرایه این ماه رو یه بیست روز دیر تر بدم یه خورده دستم بنده .... شرمنده خودم گرفتارم
آقای دکتر میشه فعلا شما پسرمو عمل کنین من تا یه هفته پول عمل رو جور میکنم٬ خودتون گفتین اگه هر چه زودتر عمل نشه احتمال داره بمیره ... با حسابداری بیمارستان صحبت کنین آقا (که جوابش معلومه)
مستقیم ... کاش سوارش میکردی٬ هم دیر وقته هم بارون میاد٬ گناه داره بنده خدا تو این سرما... ول کن بابا الانشم کلی دیر کردیم الان همه اومدن یه بار نشد سر وقت بریم مهمونی
میشه یه خورده از اون پفک و چییپس بدی به من ... بابام گفته رفتی مدرسه خوراکیاتو به کسی نده
...
و گر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است ...
...
... و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا(۱)
"... به پاس دوستی (خدا)، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می دادند. ( و میگویند) ما شما را برای خدا طعام می دهیم و هیچ پاداش و تشکری از شما نمی خواهیم."
...هر چند موقع افطار باشد و خودمان سخت گرسنه باشیم ...
هر چند کودکانمان نیز از گرسنگی بلرزند...
و او پیراهنش را شب عروسی به فقیر بخشید...
مانده تا برف زمین آب شود
نا تمام است درخت...
۱ـ سوره انسان آیه ۸ و ۹
منبع: http://www.golbargeshabane.blogfa.com/88083.aspx
نویسنده: فانی



و او پیراهنش را شب عروسی به فقیر بخشید...
نقل قول
