با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و اشاعه گفتمان هايي نظير : تلاش در جهت برقراري حكومت جهاني اسلام، نفي سلطه پذيري و سلطه جويي .حمايت از مستضعفين و نهضت آزادي بخش و تبليغ اسلام و دعوت آن به ويژه مذهب شيعه ( هاشم آبادي ، ۱۳۶۹ ، ص ۲۰۰ ) اولين عكس العمل ها از درون حاكميت دولت هاي اقتدارگرا عليه اين گفتمان آغاز شد. دولت عربستان سعودي اولين از مصاديق بارز آن بود . تبليغات اعراب به ويژه محافظ كاران مسلمانان طرفدار عربستان سعودي در مورد شيعي بودن انقلاب ايران و نيز اخبار مربوط به عدم رعايت حقوق بشر در ايران تأثير مهمي بر افكار عملي جهان عرب گذاشت اصولا محافظه كاران اسلامي و طرفداران اسلام سعودي تبليغات گسترده اي براي جلوگيري از نفوذ انقلاب اسلامي در ميان اكثريت اعراب سني به عمل آوردند و بزرگترين حربه آنها شيعي بودن انقلاب اسلامي بود . اصولا مخالفان انقلاب اسلامي و به ويژه اسلام گرايان محافظه كار طرفدار عربستان سعودي از هر حادثه و تحولي در داخل عربستان و صحنه بين المللي براي بي اعتبار ساختن انقلاب نزد توده هاي مسلمان استفاده كردند. ( فلاح نژاد ، ۱۳۸۴ ، ص ۱۴۷ ) . اصولا عربستان داراي مواضع سنتي حفظ وضع موجود با انقلاب اسلامي ايران كه تجديدنظر طلب در وضع موجود بود نمي توانست سر سازش داشته باشد و از سوي ديگر ايران انقلابي به علت خصيصه انقلابي بودنش خيلي زود نوك حملات تبليغي خود را به سوي عربستان و ساير كشورهاي مرتجع عرب نشانه گرفت .( اخوان كاظمي ، ۱۳۷۳ ، ص ۲۱ (
عوامل تمهيدي و زمينه ساز نفوذ انقلاب اسلامي در عربستان
● عوامل خارجي
۱) ماهيت جهاني بودن انقلاب اسلامي
تلاش در جهت برقراري حكومت جهاني اسلام . انديشه ام القري بودن و تلاش در جهت صدور انقلاب حركتي بود كه توسط شخصيت هاي سياسي و مذهبي دنبال مي شد و اين حركت و تفكر و سوء تفاهم برخي از كشورها كه صدور انقلاب را به معني كشورگشايي ايران قلمداد مي كردند از عواملي شد كه اين تفكر و حركت شامل عربستان سعودي نيز بشود كه با ترس و وحشت آنها نيز توأم بود . ( جلالي ، ۱۳۷۸ ، ص ۳۶ )
۲) حج و برخورد زائران ايران و عربستان
حاجي هاي ايراني به دليل داشتن شور انقلابي معمولا راهپيمايي هايي علاوه بر مراسم مذهبي برگزار مي كردند كه حجاج غيرايراني نيز بعضا در اين مراسم شركت مي كردند و در عين حال اعلاميه هايي نيز پخش مي كردند. ترس سعودي ها در حدي بود كه صحبت كردن با ايراني ها را نوعي جرم مي دانستند و مكافاتش زندان بود . (زورق ، ۱۳۶۱ ، ص ۵۲ (
● عوامل داخلي
۱) سيستم حكومتي عربستان
سيستم حكومتي عربستان تجلي كلاسيك همزيستي خاص ميان مذهب و قدرت امپراتوري است بنيان اين همزيستي بر اتحاد ميان آل سعود و آل وهاب پايه گذاري شده است . در اين كشور قدرت سياسي در اختيار قبيله آل سعود و قدرت مذهبي در اختيار آل وهاب است . اشخاص خارج از خاندان آل سعود اجازه دريافت مناصب حكومتي را ندارند.
۲) عدم مشاركت سياسي
در كشور عربستان ايجاد هر گونه تشكل سياسي ممنوع است و هر گونه اجتماعي كه در آن مسئوليت اجتماعي و سياسي و اسلامي در رابطه با موضوع موجود حاكم بر جهان تبيين شود خلاف قانون شمرده مي شود . ( جلالي ، ۱۳۷۸ ، ص ۵۳ )
۳) اختناق مذهبي
دولت سعودي به هيچ وجه به شيعيان اجازه نمي دهد مسجد جديدي بسازند يا مساجد را بزرگتر كنند يا تغيير شكل دهند . همچنين از اقامه مجالس ديني و مذهبي شيعيان نيز جلوگيري به عمل مي آيد .
۴) سرقت و فساد دربار
علت اصلي ظهور فساد بين شاهزادگان افزايش درآمد در عربستان و رشد طبقه ثروتمند مي باشد ظاهر امر با آنچه در پشت پرده مي باشد فرق مي كند . در اين كشور مي توان افراط در نوشيدن شراب ، قماربازي ، پخش نوارهاي ***ي و اقدامات فريب كارانه جهت متأثر كردن زنان عربي به كثرت صورت مي گيرد . ( جلالي ، ۱۳۷۸ ، ص ۶۲ ( نتايج اين تحولات ، فساد و مصرف گرايي شديد و آشكار در ميان بعضي از عناصر و ياران خانواده سلطنتي و افزايش محروميت نسبي قبايل و طبقات متوسط يا پايين شهري است . تأثير مركب وفور نفت و نفوذ غرب بر پاكديني سعودي يك بحران فرهنگي عميق ايجاد كرد كه بنيادهاي حكومت پادشاهي را به خطر مي اندازد . در اين محيط موج رستاخيز اسلامي در طول دهه ۱۹۷۰ ظهور كرد. (دكمجيان ، ۱۳۸۳ ، ص ۲۴۸ )