نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,719
    تشکر
    358
    مورد تشکر
    1,435 در 858
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    book 14 اعجاز علمی قرآن در تفسیر نمونه

    1ـ تزيين آسمان با ستارگان

    إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (الصافات‏/ 6)؛ «در حقيقت، ما آسمان نزديك را با زيور سيّارات آراستيم».


    نكتة علمي


    خداي متعال در آيه فوق مي‏فرمايد: «آسمان پایين را با كواكب تزيين كرديم»، در حالي كه فرضيه‏اي كه در آن

    زمان بر افكار و دانشمندان حاكم بود مي‏گفت فقط آسمان بالا (آسمان هشتم طبق فرضيه بطلميوس)

    آسمان ستارگان ثوابت است.


    ولي چنان كه مي‏دانيم، بطلان اين فرضيه اثبات شده و عدم پيروي قــرآن از فرضية نادرست مشهور آن زمان،

    خود معجزه زنده‌اي از اين كتاب آسماني است (همان، 19/17).


    نكته جالب ديگر اينكه از نظر علم امروز مسلم است كه چشمك زدن زيباي ستارگان به خاطر قشر هوايي

    است كه اطراف زمين را فرا گرفته و آنها را به اين كار وا مي‏دارد و اين با تعبير «السماء الدنيا»؛ (آسمان پايين)

    بسيار مناسب است، اما در بيرون جو زمين، ستارگان حالت زیبای چشمک زنی را ندارند.
    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,719
    تشکر
    358
    مورد تشکر
    1,435 در 858
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض 2ـ جايگاه و مسير مشخص ستارگان



    فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ (واقعه/ 75 و 76)؛

    «و به جايگاه ستارگان،سوگند ياد مى‏كنم! و مسلماً، آن سوگند بزرگى است، اگر (بر فرض) بدانيد!».


    نكتة علمي

    امروزه براي ما روشن شده است كه ستارگان آسمان هر كدام جايگاه مشخصي دارد و مســير و مدار

    آنها كه طبق قانون جاذبه و دافعه تعيين مي‏شود، بسيار دقيق و حساب شده است. سرعت سير هر

    كدام از آنها با برنامه معيني انجام مي‏پذيرد. اين مسأله گرچه در كرات دور دست دقيقاً قابل محاسبه

    نيست، اما در منظومه شمسي كه خانواده ستارگان نزديك به ما را تشكيل مي‏دهد، دقيقاً مورد بررسي

    قرار گرفته و نظام مدارات آنها به قدري دقيق و حساب شده است كه انسان را به شگفتي وا مي‏دارد.


    هنگامي كه به اين نكته توجه كنيم كه طبق گواهي دانشمندان تنها در كهكشان ما حدود يك هزار ميليون

    ستاره وجود دارد و در جهان، كهكشان‌هاي زيادي موجود است كه هر كدام مسير خاصي دارد، به اهميت

    اين سوگند قرآن بیشتر پی می‌بریم.


    هم‌چنين دانشمندان فلكي معتقدند اين ستارگان كه تعداد آنها بیش از ميلياردها عدد است، فقط

    قسمتي از آنها را با چشم غير‌مسلح مي‌‏توان ديد و قسمت بسيار بيشتري را جز با تلسكوب‌ها

    نمي‌توان ديد. حتی قسمتي از آنها با تلسكوب هم دیده‌شدنی نيست، بلکه فقط با وسائل خاصي

    مي‌‏توان از آنها عكس‌برداري كرد و همه اينها در مدار مخصوص خود شناورند و هيچ احتمال نیز وجود ندارد

    كه يكي از آنها در حوزة جاذبه ستاره ديگري قرار گيرد يا با ستاره ديگری تصادف كند. در واقع، چنين

    تصادفي همانند اين است كه فرض كنيم يك كشتي اقيانوس‏پيما در درياي مديترانه با كشتي ديگري

    در اقيانوس كبير تصادف كند، در حالي كه هر دو كشتي به يكسو و با سرعت واحدي در حركتند. چنين

    احتمالي اگر محال نباشد، لااقل بعيد است. با توجه به اين اكتشافات علمي از وضع ستارگان اهميت

    سوگند بالا بیشتر روشن مي‏گردد؛ از این‌رو، آيه بعد مي‌‏افزايد: وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ (واقعه/ 76)؛

    «و مسلماً، آن سوگند بزرگى است، اگر (بر فرض) بدانيد!». این آیه به خوبي گواهي مي‏دهد كه علم و

    دانش بشر در آن زمان اين حقيقت را به طور كامل درك نكرده بود و اين خود كه در عصري كه شايد

    هنوز عده‏اي مي‌‏پنداشتند ستارگان ميخ‌هاي نقره‏اي هستند كه بر سقف آسمان كوبيده شده‏اند، يك

    اعجاز علمي قرآن به شمار مي‌‏رود. يك چنين بياني، آن هم در محيطي كه به حق محيط جهل و ناداني

    بود، محال است از يك انسان عادي صادر شود (همان، ‏23/ 265).

    ویرایش توسط *شهید گمنام* : 19-05-2024 در ساعت 14:16
    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,719
    تشکر
    358
    مورد تشکر
    1,435 در 858
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض 3ـ حركت دوراني و جرياني خورشيد



    وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ

    الْقَدِيمِ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَااللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِوَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ

    (يس/ 38ـ40)؛ «و خورشيد كه تا قرارگاهش روان است؛ اين اندازه‏گيرى (خداى) شكست ‏ناپذير

    داناست * و ماه را برايش منزلگاه‏هايى قرار داديم، تا اين‏كه هم‏چون شاخك ديرينه [قوسى شكلِ

    زرد رنگ‏] برگردد * نه خورشيد برايش سزاوار است كه ماه را دريابد، و نه شب بر روز پيشى گيرنده

    است؛ در حالى كه هريك در مدارى شناورند».


    نكتة علمي


    آن روز كه اين آيات نازل شد، فرضيه هيأت بطلميوس با قدرت هر چه تمام بر محافل علمي حاكم بود.

    طبق اين فرضيه، اجرام آسماني به خودي خود گردشي نداشتند، بلكه در دل افلاك كه اجسامي بلورين

    و همچون طبقات پوست پياز روي هم متراكم بودند، ميخكوب شده بودند و حركت آنها تابع حركت افلاكشان

    بود؛ بنا‌بر‌اين، در آن روز نه شناور بودن خورشيد مفهومي داشت و نه حركت طولي و جرياني آن، اما

    بعد از فرو ريختن پايه‏هاي فرضية بطلميوس در پرتو كشفيات قرون اخير و آزاد شدن اجرام آسماني از قيد

    و بند افلاك بلورين، اين نظريه قوت گرفت كه خورشيد در مركز منظومه شمسي ثابت و بي‏حركت

    است و تمام منظومه شمسي پروانه‏وار به گرد آن مي‌‏چرخند. در اينجا باز مفهوم تعبيرات آيات فوق

    كه حركت طولي و دوراني را به خورشيد نسبت مي‌‏داد، روشن نبود تا اينكه باز علـم به پيشرفت

    خود ادامـه داد و حركت‌هایی براي خـورشيد ثابت شد حرکت‌هایی از قبیل:


    1ـ حركت وضعي آن به دور خودش؛


    2ـ حركت طولي آن همراه منظومه شمسي به سوي نقطه مشخصي از آسمان؛


    3ـ حركت دوراني آن همراه مجموعه كهكشاني كه جزیي از آن است.


    و بدين ترتيب، يك معجزه ديگر علمي برای قرآن به اثبات رسيد.


    براي روشن‌تر شدن اين مسأله، قسمتي از بحثي را كه در يكي از دايرة‌المعارف‌ها پيرامون حركت خورشيد

    آمده است، در اينجا مي‏آوريم.


    خورشيد داراي حركات ظاهري (حركت يومي و حركت ساليانه) و حركات واقعي است. خورشيد در

    حركت يومي و حركت ظاهري كره آسمان شركت دارد. در نيمكره ما از مشرق طلوع مي‏كند، در طرف

    جنوب از نصف النهار محل مي‏گذرد و در مغرب غروب مي‏نماید. عبور آن از نصف النهار (ظهر حقيقي)

    را مشخص مي‏سازد. خورشيد، حركت (ظاهري) ساليانه‏اي به دور زمين نيز دارد كه هر روز آن را نزدیک

    يك درجه از مغرب به طرف مشرق مي‏برد. در اين حركت، خورشيد سالي يك‌بار از مقابل برج‌ها مي‏گذرد.

    مدار اين حركت در صفحه دائرة البروج واقع است. اين حركت در تاريخ نجوم اهميت فراوان داشته است،

    اعتدالين و انقلاب و ميل كلي مربوط به آن، و سال شمسي مبتني بر آن است.


    علاوه بر اين، حركات ظاهري حركت دوراني كهكشان، خورشيد را با سرعت حدود يك ميليون و يكصد و

    سي هزار كيلومتر در ساعت در فضا مي‏گرداند، اما در داخل كهكشان ثابت نيست بلكه با سرعتي قريب

    هفتاد و دو هزار و چهارصد كيلومتر در ساعت! به جانب صورت فلكي حركت مي‏كند و اينكه ما از اين حركت

    سريع خورشيد در فضا بي‌‏خبريم، به سبب دوري اجرام فلكي است كه مأخذ تشخيص اين حركت وضعي

    خاص نيز هست.

    دوره حرکت وضعي خورشيد در استواي آن حدود بيست و پنج شبانه روز مي‌باشد (همان، ‏18/ 388).


    بررسي

    درباره انطباق حرکت‌هاي خورشيد با آيات مورد بحث، تذکر چند نکته لازم است:


    نکته اول ـ سه احتمال در کلمه «مستقر» وجود دارد؛ مصدر ميمي اسم مکان و اسم زمان. هم‌چنين چند

    احتمال در معناي لام در «لمستقر» وجود دارد؛ به معني «الي»، «في» و به معنی غایت. هم‌چنين در

    مورد کلمه «جريان» چهار احتمال وجود دارد؛ حرکت انتقالي طولي، حرکت وضعي، ادامه حيات زماني

    و حرکت دروني خورشيد.


    با ترکیب اين احتمالات با يکديگر 36 احتمال در معناي آيه متصور است که ممکن است همه اين احتمالات

    مراد آيه باشد.

    پس اين احتمال هم وجود دارد که جريان (حرکت) ديگري هم براي خورشيد وجود داشته باشد که هنوز

    کشف نشده باشد و آن هم مراد باشد؛ از اين‌رو، نمي‌توان به طور قطعي گفت که مقصود آيه يکي از اين

    احتمالات است و دیگر احتمالات شناخته شده يا کشف نشده را نفی کرد. البته ظاهر آيات 37ـ40 سوره يس،

    همان معناي حرکت دوراني خورشيد در يک مدار ثابت است که با واژه «يسبحون» در ذيل آيه تأييد مي‌شود.


    نکته دوم ـ حرکت انتقالي خورشيد به طرف يک مکان نامعلوم را مي‌توان از کلمه «لمستقر» استفاده کرد،

    اما تعيين اين مکان (‌ستاره وگا يا...) يا تحميل آن بر آيه قرآن صحيح به نظر نمي‌رسد؛ چرا که تعيين

    قطعي اين مکان مشخص نيست؛ لذا نمي‌توان مکان‌هاي حدسي را به قرآن نسبت داد.


    نکته سوم ـ اشارات صريح قرآن به حرکت خورشيد ـ هر کدام از معاني حرکت و جريان را که در نظر بگيريم ـ

    از مطالب علمي قرآن و نوعي رازگويي است؛ چون قرآن کريم در زماني سخن از مدار (فلک) خورشيد

    و جريان و حرکت واقعي آن گفته که هيأت بطلميوسي فقط همين حرکت کاذب را به رسميت مي‌شناخت

    و اين مطلب، عظمت علمي قرآن و آورنده آن، یعنی پيامبر اکرم9 را نشان مي‌دهد.


    نکته چهارم ـ در مورد اينکه آيا اين اشارات علـمي قـــرآن اعجاز علمـي آن را اثبات مي‌کند يا خير، مي‌توان

    تفصيل قایل شد؛ بدین معنی که بگویيم بخشي از اين حرکت‌ها قبلاً توسط کتاب مقدس گزارش نشده

    بود، بلکه توسط قرآن و بر خلاف هيأت بطلميوسي بيان شده است، پس اعجاز علمي قرآن است. آنچه

    کتاب مقدس از آن خبر داده، همان جمله‌اي است که مي‌گويد: و «خورشيد» مثل پهلوان از دويدن در ميدان

    شادي مي‌کند» (کتاب مقدس، کتاب مزامير، 19/ 5). از اين جمله فقط حرکت انتقالي دوراني خورشيد

    استفاده مي‌شود؛ چون پهلوانان در ميادين به طرف جلو و به صورت دوراني مي‌دوند.

    اما حرکت‌هاي ديگر مثل حرکت انتقالي طولي، حرکت وضعی، حرکت زماني و حرکت دوراني خورشيد

    از ابتکارات قرآن است که اعجاز علمي آن را ثابت مي‌کند (رضایی اصفهانی، پژوهشی دراعجاز علمی

    قرآن، 1/ 169).
    ویرایش توسط *شهید گمنام* : 19-05-2024 در ساعت 14:16
    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,719
    تشکر
    358
    مورد تشکر
    1,435 در 858
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض 4ـ حرکت زمين


    وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ(نمل/ 88)؛

    «كوه‌ها را مي‏بيني و آنها را ساكن و جامد مي‏پنداري، در حالي كه مانند ابر در حركتند. اين صنع و آفرينش

    خداوندي است كه همه چيز را متقن آفريده است. او از كارهايي كه شما انجام مي‏دهيد، آگاه است».

    نكتة علمي


    قرآن در اين آيه به مسأله مبدأ و معاد و نشانه‏هاي قدرت و عظمت خداوند در عالم هستي و هم‌چنين

    حوادث رستاخيز پرداخته است.


    بسياري از مفسران معتقدند این آيه به حوادث آستانه رستاخيز اشاره دارد؛ چرا كه مي‏دانيم در پايان اين جهان

    و آغاز جهان ديگر، زلزله‏ها، انفجارها و دگرگوني‌هاي عظيم واقع مي‏شود و كوه‌ها از هم متلاشي مي‏گردند.

    اين نكته در بسياري از سوره‏هاي آخر قرآن صريحاً آمده است. قرار گرفتن اين آيه در ميان آيات رستاخيز،

    دليل و گواه اين تفسير است، ولي قراین فراواني در آيه وجود دارد كه تفسير ديگري را تأييد مي‏كند و آن

    اينكه آيه فوق از قبيل آيات توحيد و نشانه‏هاي عظمت خداوند در همين دنياست و به حركت كره زمين

    كه براي ما محسوس نيست، اشاره مي‏كند. در توضيح این تفسیر، مطالب زیر جالب توجه است:


    1. آيه مي‏گويد: گمان مي‏كني كوه‌ها جامد و ساكنند، در حالي كه همچون ابر در حركتند. معلوم است اين تعبير

    با حوادث آغاز رستاخيز سازگار نيست؛ چرا كه اين حوادث به قدري آشكار است كه به تعبير قرآن از مشاهده

    آنها مادران كودكان شيرخوار خود را فراموش مي‏كنند و زنان باردار سقط جنين مي‏نمايند و مردم از شدت

    وحشت همچون مستانند، در حالي كه مست نيستند.


    2. تشبيه به حركت ابرها متناسب حركات يكنواخت و نرم و بدون سر و صداست نه انفجارهاي

    عظيمي كه صداي رعد‌آسايش، گوش‌ها را كر مي‏كند.


    3. تعبير بالا نشان مي‏دهد، در عين اينكه كوه‌ها ظاهراً ساكنند، در واقع، در همان حال به سرعت حركت مي‏كنند؛

    يعني آیه دو حالت از يك شيء را در آن واحد بيان مي‏كند.


    4. تعبير به اتقان كه به معني منظم ساختن و محكم نمودن است نيز تناسب با زمان برقراري نظام جهان دارد،

    نه زماني كه اين نظام فرو مي‏ريزد و متلاشي و ويران مي‏گردد.


    5. جمله إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ مخصوصاً با توجه به اينكه «تفعلون» فعل مضارع است، نشان مي‏دهد كه

    مربوط به اين دنياست؛ چرا كه مي‏گويد: او از اعمالي كه شما در حال و آينده انجام مي‏دهيد با خبر است؛

    لذا اگر مربوط به پايان اين جهان بود، مي‏بايست گفته شود «ما فعلتـم» (كاري كه انجام داديد). از مجموع

    اين قراین دقيقاً چنين استفاده مي‏شود كه اين آيه يكي ديگر از عجایب آفرينش را بيان مي‏كند.


    نتيجه ‏اي كه از تفسير آيه مي‏گيريم، اين است كه اين كوه‌ها كه ما آنها را ساكن مي‏پنداريم، با سرعت

    زياد در حركتند. مسلّماً حركت كوه‌ها بدون حركت زمين‌هاي ديگر كه به آنها متصل است، معني ندارد و به اين

    ترتيب معني آيه چنين مي‏شود كه زمين با سرعت حركت مي‏كند، همچون حركت ابرها. طبق محاسبات

    دانشمندان امروز سرعت سير حركت زمين به دور خود نزديك به 30 كيلومتر در هر دقيقه است و سرعت

    سير آن در حركت انتقالي به دور آفتاب از اين هم بيشتر است.


    اینکه چرا قرآن كوه‌ها را مركز بحث قرار داده، شايد بدين جهت است كه كوه‌ها از نظر سنگيني و وزن

    و پا بر جایي ضرب‏المثل‌اند و براي تشريح قدرت خداوند نمونه خوبی هستند؛ زیرا آنجا كه كوه‌ها با اين عظمت

    و سنگيني به فرمان خدا (همراه زمين) حركت كنند، قدرت او بر هر چيز به ثبوت مي‏رسد. به هر حال،

    آيه مورد نظر از معجزات علمي قرآن است؛ زيرا مي‏دانيم نخستين دانشمنداني كه حركت كره زمين را كشف

    كردند، گاليله ايتاليایي و كپرنيك لهستاني بودند كه در اواخر قرن 16 و اوائل قرن 17 م. اين عقيده را برملا

    کردند، هر چند ارباب كليسا به شدت آنها را محكوم كرده، تحت فشار گذاشتند. با این حال می‌بینیم که

    قرآن مجيد حدود يك‌هزار سال قبل از آن دو، پرده از روي اين حقيقت برداشت و حركت زمين را به صورت

    فوق به عنوان يك نشانه توحيد مطرح ساخت (همان، ‏15/ 563).


    بررسي

    در مورد حرکت زمين چند نکته لازم است که بيان شود.


    نکته اول ـ به طور کلي مي‌توان نتيجه گرفت که حرکت زمين اجمالاً مورد پذيرش قرآن کريم بوده است؛

    هر چند اين آيات به حرکت‌هاي متفاوت زمين اشاره مي‌کند و تنها يک حرکت خاص را در نظر ندارد.


    نکته دوم ـ تعبيرات قرآن و اشارات علمي آن به حرکت زمين، بر خلاف هيأت بطلميوسي حاکم بر فضاي

    علمي زمان نزول قرآن است؛ چرا که در هيأت بطلميوسي زمين را ساکن و مرکز جهان مي‌دانستند، اما

    قرآن سخن از حرکت آن گفته است و اين يکي از مطالب علمي حق و صادق قرآن بود که حدود 9 قرن بعد

    از نزول آن توسط امثال کپرنيک به اثبات رسيد و اين گونه عظمت قرآن و پيامبر9 را اثبات می‌کند.


    نکته سوم ـ خبر دادن قرآن از حرکت زمين، هر چند که عظمت قرآن را مي‌رساند، اعجاز علمي قرآن به شمار

    نمی‌رود؛ چرا که افرادي مثل فيثاغورث، فلوته خوس، ارشميدس، استرخوس ساموسي و کليانتوس

    آسوسي قبل از بطلميوس قایل به حرکت زمين شده بودند. پس قبل از اسلام دو ديدگاه در محافل علمي

    جهان در مورد حرکت و سکون زمين بوده است که ديد‌گاه حاکم و مشهور همان سکون زمين يعني نظريه

    بطلميوس بود و ديد‌گاه مغلوب همان حرکت زمين بود.


    اعجاز علمي قرآن وقتي ثابت است که قرآن نظريه‌اي را ابراز کند و کسي نتواند مثل و مانند آن را به صورت

    عادي بياورد، در حالي که نظرية حرکت زمين قبل از قرآن آورده شده بود، ولي مشهور نبود؛ هر چند اين

    مطلب ضرري به عظمت قرآن نمي‌زند چرا که قرآن در عصري که مشهور دانشمندان مقهور نظريه سکون

    زمين بطلميوس بودند، شجاعانه و با صراحت بر خلاف آن سخن گفت و مطالب علمي حق و صادقي را

    به جهان عرضه کرد که قرن‌ها بعد به صورت قطعي به اثبات رسيد (رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز

    علمی قرآن، 1/ 185).
    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,719
    تشکر
    358
    مورد تشکر
    1,435 در 858
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض 5 ـ قانون جاذبه


    اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوي عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ

    مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ (رعد/ 2)؛ «خدا كسى است كه آسمان‏ها را،

    بدون ستون‏هايى كه آنها را ببينيد، برافراشت؛ سپس بر تخت (جهان‏دارى) تسلّط يافت؛ و خورشيد و ماه را

    رام ساخت هر كدام تا سرآمد معيّنى روان‏اند. كارها را تدبير مى‏كند؛ آيات (و نشانه‏هاى خود) را شرح مى‏دهد؛

    تا شايد شما به ملاقات پروردگارتان يقين پيدا كنيد».


    نکته علمي


    اين آيه با توجه به حديثي كه در تفسير آن وارد شده است، پرده از روي يك حقيقت علمي برداشته كه در

    زمان نزول آيات بر كسي آشكار نبود؛ چرا كه در آن زمان گمان مي‌كردند آسمان‌ها به صورت كراتي تو در تو

    همانند طبقات پياز روي هم قرار دارند و چنين كراتي طبعاً هيچ كدام معلّق و بي‏ستون نیست، بلكه هر كدام

    بر ديگري تكيه دارد، ولي حدود هزار سال بعد از نزول اين آيات، علم و دانش بشر به اينجا رسيد كه افلاك

    پوست پيازي، به كلي موهوم است و آنچه واقعيت دارد، اين است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جايگاه

    خود معلّق و ثابتند بي‏آنكه تكيه‌گاهي داشته باشند و تنها چيزي كه آنها را در جاي خود ثابت مي‏دارد، تعادل

    قوة جاذبه و دافعه است كه يكي با جرم اين كرات ارتباط دارد و ديگري به حركت آنها. اين تعادل جاذبه و

    دافعه به صورت يك ستون نامریي، كرات آسمان را در جاي خود نگه داشته است.


    حديثي كه از امير مؤمنان علي7 در اين زمينه نقل شده، بسيار جالب است. طبق اين حديث امام فرمود:

    «هذه النجوم التي في السماء مدائن مثل المدائن التي في الارض مربوطة كل مدينة الي عمود من نور؛

    اين ستارگاني كه در آسمانند، شهرهایي هستند همچون شهرهاي روي زمين كه هر شهري با شهر ديگر

    (هر ستاره‏اي با ستاره ديگر) با ستونـــي از نور مربوط است» (مجلسی، بحارالانوار، 55/ 91).

    آيا تعبيري روشن‌تر و رساتر از ستون نامریي يا ستوني از نور در افق ادبيات آن روز براي ذكر امواج جاذبه و

    تعادل آن با نيروي دافعه پيدا مي‏شد؟ سپس مي‏فرمايد: خداوند بعد از آفرينش اين آسمان‌هاي بي‏ستون كه

    نشانه بارز عظمت و قدرت بي‏انتهاي اوست، بر عرش استيلا يافت؛ يعني حكومت عالم هستي را به دست

    گرفت (مکارم شیرازی، تفسير نمونه، 10/ 111). هم‌چنين در تفسير نمونه ذيل آيه‌ 10 سوره لقمان در باره

    نيروي جاذبه چنين آمده است:

    عمد (بر وزن قمر) جمع عمود به معني ستون است و مقيد ساختن آن به «ترونها» دليل بر اين است كه

    آسمان ستون‌هاي مریي ندارد. مفهوم اين سخن آن است كه ستون‌هایي دارد، اما غير قابل رؤيت نيست.

    تعبيري که دراين آيه به کار رفته است، اشاره لطيفي است به قانون جاذبه و دافعه كه همچون ستوني

    بسيار نيرومند اما نامرئي، كرات آسماني را در جاي خود نگه داشته است.


    در حديثى كه حسين بن خالد از امام على بن موسى الرضا7 نقل كرده، به اين معنى تصريح شده است.

    ایشان فرمودند: «سبحان اللَّه، اليس اللَّه يقول بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها؟ قلت بلى، فقال: ثم عمد و لكن لا ترونها؛

    منزه است خدا، آيا خداوند نمى‏فرمايد بدون ستونى كه آن را مشاهده كنيد؟ راوى مى‏گويد: عرض كردم: آرى،

    فرمود: پس ستون‌هايى هست ولى شما آن را نمى‏بينيد» (تفسیر القمی، 2/ 125.

    به هر حال، جمله فوق يكي از معجزات علمي قرآن مجيد است (همان، 17/ 29).

    بررسي

    در مورد انطباق قانون جاذبه عمومي با آيات مورد بحث، تذکر چند نکته لازم است.

    نکته اول ـ در تفسير «بغير عمد ترونها» به نيروي جاذبه دو نکته تأمل‌برانگیز است.

    الف) آنکه کلمه «عمد» جمع است و به معني «ستون‌ها» مي‌باشد. پس هر چند تفسير آن به نيروي جاذبه

    ممکن است، ولي امکان دارد که مقصود از ستون‌ها چندين نيروي متفاوت باشد که يکي از آنها نيروي جاذبه

    است و چه بسا آیندگان با پیشرفت علم آن را کشف کنند. پس حصر عمد (ستون‌ها) در نيروي جاذبه،

    صحيح به نظر نمي‌رسد.


    ب) «سماوات» در قرآن معاني متعددي دارد؛ مثل: جهت بالا، جوّ زمين، کرات آسماني، آسمان‌هاي معنوي،

    ستارگان، سيارات و... . در اينجا در صورتي تفسير آيه به نيروي جاذبه صحيح است که آسمان را به معناي

    «کرات آسماني» معنا کنيم.


    اما با توجه به سياق آيه 10 سوره لقمان که در مورد نزول باران از آسمان سخن مي‌گويد و آسمان‌ها را در

    مقابل زمين به کار مي‌برد و در آيه 2 و 3 سوره رعد که به دنبال ذکر آسمان‌ها از خورشيد و ماه و سپس

    زمين سخن مي‌گويد، معلوم مي‌شود که قدر متقين از آسمان در اين موارد، همان آسمان مادي يعني

    کرات آسماني يا طبقات جوّ زمين و... است.


    نکته دوم ـ در مورد آيه 41 سوره فاطر نيز سه نکته تأمل‌برانگیز است.

    يکي اينکه در اينجا هم بايد «آسمان‌ها» را به معناي کرات آسماني فرض کنيم.

    دوم اينکه نگهداري آسمان و زمين توسط خدا را به معناي نگهداري آنها توسط نيروي جاذبه معنا کنيم. آري،

    ممکن است که خداوند توسط وسايل و نيروهاي متعددي آسمان‌ها و زمين را نگه‌دارد تا منحرف نشوند که

    نيروي جاذبه يکي از آنهاست نه تمام آنها. پس انحصار معناي آيه فوق در نيروي جاذبه صحيح نيست.

    سوم اينکه اين آيه دو تفسير دارد و بر اساس يکي از آنها قابل انطباق با نيروي جاذبه است.

    نتيجه آنكه احتمال دلالت آيات 10 سوره لقمان و آيه 2 سوره رعد بر نيروي جاذبه قوي است، ولي معناي

    آنها منحصر در نيروي جاذبه نيست، بلکه نيروي جاذبه يکي از مصاديق «عمد» (ستون‌ها) می‌باشد. به

    هر حال، اين يک اشاره علمي قرآن به شمار مي‌آيد که با توجه به عدم اطلاع مردم و دانشمندان عصر

    نزول قرآن از نيروي جاذبه، عظمت قرآن کريم را در بيان اسرار علمي روشن مي‌سازد و مي‌تواند اعجاز

    علمي قرآن به شمار آيد (رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، 1/ 155).

    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,719
    تشکر
    358
    مورد تشکر
    1,435 در 858
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض 6ـ آماده شدن زمين براي زراعت به وسيله باران


    فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا وَعِنَبًا

    وَقَضْبًا(عبس/ 24ـ 28)؛

    «و انسان بايد به غذايش نظر كند؛ كه ما آب را با بارشى فرو ريختيم؛ سپس زمين را كاملاً شكافتيم؛

    و در آن دانه (ها) رويانديم؛ و (نيز) انگور و سبزى‏».


    نکته علمي


    در آغاز، سطح زمين را قشر عظيمي از سنگ‌ها پوشانده بود. باران‌هاي سيلابي پي در پي فرو

    باريدند و سنگ‌ها را شكافتند. ذرات آن را جدا كردند و در قسمت‌هاي گود زمين گستردند و به اين ترتيب

    تودة خاك قابل زراعت تشكيل شد و هم اكنون نيز سيلاب‌ها قسمتي از آنها را در خود حل كرده،

    به دريا مي‏ريزند. اما خاك‌هاي جديدي كه به وسيله برف و باران مجدداً تشكيل مي‌‏شود، جاي آن را

    مي‏گيرد وگرنه انسان گرفتار كمبود خاك زراعتي مي‌‏شد. به اين ترتيب آيه اشاره به يكي از معجزات

    علمي قرآن است كه نشان مي‏دهد اول باران‌ها فرو مي‌‏بارند و سپس زمين‌ها شكافته مي‌‏شوند و آماده

    زراعت مي‌‏گردند. نه تنها در روزهاي نخست اين عمل صورت گرفته كه امروز نيز ادامه دارد (مکارم شیرازی،

    تفسير نمونه، ‏26/ 148).

    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,719
    تشکر
    358
    مورد تشکر
    1,435 در 858
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض 7ـ زوجيت در گياهان


    وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ

    النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (رعد/ 3)؛

    «و او كسى است كه زمين را گسترانيد؛ و در آن [كوه‏هاى‏] استوار و جوى‏ها قرار داد؛ و از همه‏ محصولات،

    در آن، يك جفت دوتايى قرار داد؛ روز را به شب مى‏پوشاند؛ قطعاً در آن [ها] نشانه‏هايى است براى

    گروهى كه تفكّر مى‏كنند».


    نکته علمی


    عبارت وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ اشاره دارد به اينكه ميوه‏ها موجودات زنده‏اي

    هستند كه داراي نطفه‏هاي نر و ماده مي‏باشند كه از طريق تلقيح، بارور مي‏شوند.


    اگر ‌لينه، دانشمند و گياه‏شناس معروف سوئدي، در اواسط قرن 18 م. موفق به كشف اين مسأله شد

    كه زوجيت در جهان گياهان تقريباً يك قانون عمومي و همگاني است و گياهان نيز همچون حيوانات از طريق

    آميزش نطفه نر و ماده، بارور مي‏شوند و ميوه مي‏دهند، قرآن مجيد در يك‌هزار و صد سال قبل از آن، اين

    حقيقت را فاش ساخته است. اين خود يكي از معجزات علمي قرآن مجيد است كه بيانگر عظمت اين

    كتاب بزرگ آسماني مي‏باشد.


    شكي نيست كه قبل از لينه بسياري از دانشمندان اجمالاً به نر و ماده بودن بعضي از گياهان پي برده

    بودند، حتي مردم عادي مي‏دانستند كه مثلاً اگر نخل را بر ندهند يعني از نطفه نر روي قسمت‌هاي ماده گياه

    نپاشند، ثمر نخواهد داد، اما هيچ‌ كس به درستي نمي‏دانست كه اين يك قانون تقريبا همگاني است تا اينكه

    لينه موفق به كشف آن شد، ولي همان گونه كه گفتيم، قرآن قرن‌ها قبل از وي، از آن پرده برداشته بود.

    در قرآن مجيد آيات فراواني است كه پرده از روي يك سلسله اسرار علمي كه در آن زمان از چشم دانشمندان

    پنهان بوده، برداشته است كه اين خود نشانه‏اي از اعجاز و عظمت قرآن است و محققاني كه درباره

    اعجاز قرآن بحث كرده‏ اند، غالباً به قسمتي از اين آيات اشاره نموده‏اند (همان، 10/ 119).
    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi