


| ❤ |
موضوعات تصادفی این انجمن:
- روایت محمود کریمی از عنایت حضرت زهرا(س) به...
- llı.✿. llı.✿.ıll فاطمه زهرا (سلام الله...
- یا فاطمه الزهرا
- چرا حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شبانه...
- «رازداری» را از سرور زنانِ دو عالم بیاموز
- گزیده سخنان حضرت فاطمه زهرا (س)
- دُر واژه هایی از حضرت فاطمه علیها السلام
- در بیان میلاد با سعادت حضرت زهرای مرضیه(سلام...
- ۩✿ ŏ✿ بافاطمه زهرا سلام الله علیها در زندگی...
- فاطمه الزهراء (س) بانوي آب و آينه



| ❤ |
اشاره
فیض الله ویسی
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ
بسمه تعالی
این کتاب شریف به یاد پدر گرامیم مرحوم حاج ابراهیم رضی زاده و مادر ارجمندم که رحمت خدا بر ایشان باد چاپ و اهداء گردید.
امیدوارم خوانندگان گرامی با قرائت فاتحه و نثار صلوات، روح ایشان را شاد نمایند.



| ❤ |
«متن اجازه نامه ی مؤلف از آیت الله سید محمّد علی موحد ابطحی»
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی سیّد الأنبیاء و خاتم المرسلین محمّد رسول الله و آله الطّیبین الطاهرین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین امّا بعد فقد استجازنی فی الروایة الشیخ الثقة فیض الله الویسی دام توفیقه فأجزته علی شرط الروایة أن یروی عنّی کلما صلحت لی روایته من کتب الحدیث المعتبرة للامامیّة بطرقی المسندة الی النبی الاکرم والأئمة علیهم عن مشاینهی الکرام، منهم من سمیناهم فی اجازتنا لآیة الله السید شهاب الدین النجفی المرعشی قده و أوصبه
قم المقدسة: السید محمد علی الموحد الابطحی
7 ذیقعده الحرام/ 1421
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین.
سیّما بقّیة الله فی الارضین و لعن الدّائم علی اَعدائهم و مخالفیهم و معاندیهم و منکری فضائلهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدّین
اللّهم صلّ علی فاطمة و اَبیها و بَعلها و بَنیها و سرّ المستودع فیه ابعدد ما اَحاط به علمک
مقدمه:
فَالرَّاغِبُ عَنکُم مَارِقٌ وَاللَّازِمُ لَکُم لَاحِقٌ وَ المُقَصِّرُ فِی حَقِّکُم زَاهِقٌ وَالحَقُّ مَعَکُم وَ فِیکُم وَ مِنکُم وَ إِلَیکُم وَ أَنتُم أَهلُهُ وَ مَعدِنُهُ وَ مِیرَاثُ النُّبُوَّةِ عِندَکُم وَ إِیَابُ الخَلقِ إِلَیکُم وَ حِسابُهُ عَلَیکُم وَ فَصلُ الخِطَابِ عِندَکُم وَ آیَاتُ اللهِ لَدَیکُم...
عَصَمَکُمُ اللهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَکُم مِنَ الفِتَنِ وَ طَهَّرَکُم مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذهَبَ عَنکُمُ الرِّجسَ وَ طَهَّرَکُم تَطهِیراً...
سَعِدَ وَ اللهِ مَن والاکُم وَ هَلَکَ مَن عَادَاکُم وَ خَابَ مَن جَحَدَکُم وَ ضَلَّ مَن فَارَقَکُم وَ فَازَ مَن تَمَسَّکَ بِکُم وَ أَمِنَ مَن لَجَأَ إِلَیکُم وَ سَلِمَ مَن صَدَّقَکُم وَ هُدِیَ مَنِ اعتَصَمَ بِکُم وَ مَنِ اتَّبَعَکُم فَالجَنَّةُ مَأوَاهُ وَ مَن خَالَفَکُم فَالنَّارُ مَثوَاهُ وَ مَن جَحَدَکُم کَافِرٌ وَ مَن حَارَبَکُم مُشرِکٌ وَ مَن رَدَّ عَلَیکُم فَهُوَ فِی أَسفَلِ دَرکٍ مِنَ الجَحِیم...
وَ أَنَّ أَروَاحَکُم وَ نُورَکُم وَ طِینَتَکُم وَاحِدَةٌ طَابَت وَ طَهُرَت بَعضُها مِن بَعضٍ خَلَقَکُمُ اللهُ أَنوَاراً فَجَعَلَکُم بِعَرشِهِ مُحدِقِینَ حَتَّی مَنَّ عَلَینَا فَجَعَلَکُمُ اللهُ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أشن تُرفَعَ وَ یُذکَرَ فِیهَا اسمُهُ وَ جَعَلَ صَلَاتَنَا عَلَیکُم وَ مَا خَصَّنا بِهِ مِن وَلَایَتِکُم طِیباً لِخَلقِنَا وَ طَهَارَةٌ لِأَنفُسِنَا وَ تَزکِیَةً لَنَا وَ کَفّارَةً لِذُنُوبِنَا...
ص: 7
کَیفَ أَصِفُ حُسنَ ثَنَائِکُم وَ کَیفَ أُحصِی جَمِیلَ بَلَائِکُم وَ بِکُم أَخرَجَنَا اللهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الکُرُوبِ وَ أَنقَذَنَا مِن شَفَا جُرُفِ الهَلَکَاتِ وَ مِنَ النَّارِ بِأَبِی أَنتُم وَ أُمّی وَ نَفسِی...
وَ قَرَنَ طَاعَتَکُم بِطَاعَتَهِ لَمَّا استَوهَبتُم ذُنُوبِی وَ کُنتُم شُفَعَائِی إِنِّی لَکُم مُطِیعٌ مَن أَطَاعَکُم فَقَد أَطاعَ اللهَ وَ مَن عَصَاکُم فَقَد عَصَی اللهَ وَ مَن أَحَبَّکُم فَقَد أَحَبَّ اللهَ وَ مَن أَبغَضَکُم فَقَد أَبغَضَ الله...(1)
الحمدلله که از شناخت معصومین و مطهرین از آل رسول صلی الله علیه و آله و سلّم نقطه ی ابهامی در جهان نمانده، مگر اینکه خدای متعال اولیای خود را در آسمان ها و ملکوت اعلی و نزد جمیع ملائکه و همه ی مخلوقات جهان معرفی نموده و بلکه اسامی مطهر آنان در حضور صد و پنجاه عالم روشن است.
به قول حضرت زینب علیها السلام که به امام زین العابدین علیه السلام فرمود: (ناراحت و محزون مباش، سوگند به خدا که این عهد را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم با جد و پدر و عمّ تو استوار فرمود.
همانا خداوند در این امّت با جماعتی پیمان بسته است و ایشان را فراعنه ی زمان ها نمی شناسند. یعنی نزد ستمکاران مانند یزید و یزیدیان است.
لکن ایشان در نزد اهل آسمان ها و فرشتگان معروفند و همین فرشتگان هستند که این اعضای تکه تکه را فراهم می آورند و این جسدهای خون آلود را می پوشانند و در زمین طف بر قبر پدرت سیدالشهدا علیه السلام علامتی نصب می شود که تا قیام قیامت باقی است و محو نخواهد شد و هرچند ستم کاران و کفار و گمراهان بخواهند آن را کهنه و مندرس کنند و از بین ببرند نخواهند نتوانست) و به قول قرآن:
(یُریدُونَ أَن یُطفِؤُا نُورَ اللهِ بِأَفواهِهِم وَ یَأبَی اللهُ إِلاّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَو کَرِهَ الکافِرُون)(2)
ص: 8
1- زیارت جامعه ی کبیره
2- سوره ی توبه آیه ی 32
و واقعاً مضحک است که کسی بخواهد نور آفتاب را با فوت دهان خاموش کند، تا چه رسد به این که بخواهد نور خدا [پیغمبر و آل اطهرش صلی الله علیه و آله و سلّم] را خاموش کند.
لذا بنا بر تکلیف و توصیه ی بعضی از دوستان، ما را بر آن داشت که کتابی به نام طهارت عصمت کبری، حضرت صدیقه ی کبری فاطمه ی زهرا علیها السلام به رشته ی تحریر درآوریم. البته کتاب های زیادی راجع به حضرت زهرا علیها السلام در همه ی ابعاد زندگی آن بزرگوار، چه از طریق شیعه و چه از طریق عامّه نوشته شده است، اما در خصوص طهارت آن حضرت کمتر نوشته شده است.
ان شاءالله به استعانت از پروردگار متعال و توجه خاصّه ی حضرت زهرای مرضیه علیها السلام و لطف حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشّریف از کتب خاصّه و عامّه مطالب ارزنده ای در این کتاب خواهیم آورد و در خدمت علاقمندان به ساحت قدسیه ی آن حضرت قرار می دهیم تا قطره ای از فضایل بی کران حضرت صدیقه ی طاهره علیها السلام را مورد مطالعه قرار دهند و در پایان این کمترین بنده، امیدوارم که خدای تبارک و تعالی و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلّم و بی بی دو عالم حضرت صدیقه ی طاهره فاطمه ی زهرا علیها السلام و فرزند برومندش حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشّریف مرا در این امر کمک و یاری دهند و این کتاب مورد رضایت آنان قرار گیرد ان شاءالله.
دوشنبه 27/ ربیع الاول 1428
فیض الله ویسی



| ❤ |
موضوع اول: معنای لغوی عصمت
اشاره
معنای لغوی عصمت
کلمه ی عصمت به معنای منع، بازداشتن، نگاهداری نفس از گناه، قلاده ی گردن، آن ملکه ی اجتناب از معاصی و حافظت، که در نمایندگان پروردگار وجود دارد.(1)
عَصَمَ: اَلعَصَم اَلإمساک وَ الاِعتِصام اَلاِستِمساک.
عصمت به معنی امساک و بازداشتن است و اعتصام یعنی چنگ زدن به چیزی. اِستَمسَک بِه: چنگ به آن زد و تعلق یافت.
در حکایت پسر نوح علیه السلام قرآن می فرماید:
«لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أمْرِ اللهِ إلاً مَنْ رَحِمَ»(2)
ای پسر امروز نگهدارنده ای نیست که تو را از عذاب پروردگار نجات دهد. یعنی چیزی نیست که انسان به او چنگ بزند و از عذاب خدا، خود را برهاند مگر لطف و رحمت او... (3)
خلاصه معنی عصمت یعنی چیزی که انسان را از گناه و کار خلاف نگهداری و حفظ نماید و باز دارد. اعتصام یعنی دست انداختن به چیزی و چنگ زدن، خود را از گناه و خطا و خطر بازداشتن. یعنی نیروی کنترل کننده ی نفس از گناهان و خطایا و لغزش ها، معصوم (اسم مفعول)، به معنی بازداشته شده از گناه، کسی که در عمر خود گناه نکرده باشد.
اما اصطلاحاً عصمت، محفوظ بودن معصوم، پیامبر یا امام از تمام خطاها و گناهان و لغزش هاست چه ظاهری و چه باطنی و معنوی.
ص:12
1- عَصَمَ الرَّجُل عَصمَاً: کسب کرد. عَصَمَ الشَیء عِصمَة: بازداشت آن را. عَصَمَ اللهُ فُلانَاً مِنَ المَکرُوه: خداوند او را حفظ کرد و بازداشت. اِعتَصَمَ بِه: به آن چنگ زد. اِعتَصَمُوا بِحَبلِ الله: به ریسمان خدا چنگ بزنید. اِعتَصَمَ بِالله: به امید لطف پروردگار از گناه کناره گیری کرد. اِعتَصَمَ مِنَ الشَّرّ: از بدی امتناع کرد. اِعتِصام: چنگ زدن. اَعصِمَة جمع عِصام: بند مشک، سرمه، جای باریک، یک طرف، دم ریسمان، محمل که بر پشت شتر ببندند تا عقب نرود. عِصام جمع عِصَم: دسته آوند که بدان آویزند.
2- سوره ی هود آیه ی 43
3- مفردات راغب
«إِنَّمََا یُرِیدُ اللََّهُ لِیُذْهِبَ عنکم الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یطهرکم تَطْهِیراً»(1)
«خداوند چنین خواسته است و اراده اش بر این شده است که رجس و هر آلودگی و آلایش را از شما خانواده ی نبوت دور سازد و شما را از هر عیب و نقص پاک و منزه گرداند».
یعنی از اول خداوند با اراده ی تکوینی خود، شما خانواده را پاک و منزه گرداند. نه اینکه نعوذبالله گناهی بوده و حال بخواهد رفع کند. اصلاً عیب و گناه و رجسی نبوده است و اراده ی الهی بر این شد که شما را از هر آلودگی، پاک نگهدارد.
در زیارت جامعه ی کبیره می خوانیم:
أَشْهَدُ أَنَّکُمُ الأئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِیُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُکَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِیعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ الْفَائِزُونَ بِکَرَامَتِه.
یعنی گواهی می دهیم که شما خاندان نبوت، پیشوایان، راه یافته شدگان، هدایت شدگان، نگاهداشته شدگان، گرامی شدگان، مقربین درگاه خداوند، پرهیز کنندگان، راستگویان، برگزیده شدگان، فرمان بردار خدای متعال به فرمان او، عمل کنندگان به اراده ی او، رستگاران به کرامت او می باشید.
و در قسمت دیگر این زیارت می خوانیم:
عَصَمَکُمُ اللهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَکُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَکُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً.
خداوند شما را از لغزش نگاهداشت و شما را از آشوب و فتنه ایمن داشت و شما را از چرک گناه پاک داشت و از شما پلیدی را دور کرد و پاکیزه نمود شما را پاکیزه داشتنی.
ص:13
1- سوره ی احزاب آیه ی 33
در مورد معنای معصوم از امام صادق علیه السلام پرسیده شد و حضرت در جواب چنین فرمودند:
الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللهِ مِنْ جَمِیعِ مَحَارِمِ اللهِ وَ قَدْ قَالَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: «وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللهِ فَقَدْ هُدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیم»(1)



| ❤ |
امام صادق علیه السلام فرمودند: معصوم کسی است که از جوانب خداوند (و به امر پروردگار) از جمیع گناهان بازداشته شده و خداوند در این باره می فرماید: و هر کس به دین خدا چنگ زند، پس به حقیقت به راه راست هدایت شده است.(2)
به طور کلی علت معصوم بودن پیامبران یا ائمه هدی علیهم السلام آیا صرفاً بر موهبت مخصوص الهی است یا خودشان این حالت را در پرتو اعمالشان تحصیل می کردند؟
باید گفت: معصوم بودن پیامبران الهی و دور بودن از گناه و خطا و اشتباه و سهو، از کمالات معنوی و روحی پیامبران سرچشمه می گرفت. تردیدی نیست که منشأ اعمال خوب یا بد انسان حالات روحی و معنوی اوست. حالات روحی و پلیدی هایی همچون جهل، عدم عقیده به مبدأ و معاد، طغیان تمایلات سرکش و مانند این ها، منشأ گناه و انحراف و آلودگی می گردد. همان طور که علوّ دانش، ایمان، اعتدال تمایلات و نیروی پرهیزکاری انسان را از گناه و آلودگی باز می دارد و منشأ یک سلسله اعمال نیک و انسانی می گردد.
پیامبران از نظر روحی و معنوی از نیروی ایمان فوق العاده ای و علم و دانش سرشار بهره مند بودند و بیش از هر چیز این دو عامل روحی بود که عوامل گناه و انحراف را در وجود آن ها محکوم نموده بود. وقتی یک انسان به زشتی گناه و عواقب وخیم آن نسبت به سعادت ابدی خود کاملاً آگاه باشد و از طرفی نیروی ایمان و پرهیزکاری در او به اندازه ای باشد که عوامل برونی و درونی گناه نتواند در وجود او مؤثر باشد، چنین فردی در هنگام عمل ممکن نیست مرتکب گناه شود.
ص:14
1- سوره ی آل عمران آیه ی 101
2- معانی الاخبار / 132
ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 18-11-2024 در ساعت 15:55



| ❤ |
اگر گفته شود عصمت نیروی مرموزی است که به انسان در برابر هر نوع گناه و انحراف و خطا مصونیت می بخشد، بنابراین یک چنین فردی با توجه به این نیروی نهفته قادر به گناه نیست و سرانجام، پاکی و قداست آنان افتخاری نخواهد بود، پس در پاسخ باید گفت: مصونیت پیامبران در برابر گناه هرگز یک مصونیت غیر ارادی و غیر اختیاری نیست بلکه عصمت آنان از گناه کاملاً یک حالت ارادی و اختیاری است که سرچشمه ی آن علم و ایمان است.
توضیح این مطلب این است که عصمت و مصونیت در برابر گناه از شئون و لوازم علم و ایمان به فساد گناه است. البته این مطلب نه به این معنی است که هر نوع علم به لوازم گناه پدید آورنده ی مصونیت و عصمت می باشد، بلکه باید واقع نمایی علم به قدری شدید و نیرومند باشد که لوازم و آثار گناه آن چنان در نظر وی مجسم و روشن گردد که آن ها را با دیده ی دل موجود و محقق ببینند و در این موقع صدور گناه از وی به صورت یک محال عادی و نه محال عقلی در می آید. هر یک از ما در برابر یک سلسله اعمال خارجی که به قیمت جان ما تمام می شود یک نوع عصمت و مصونیت داریم و این نوع مصونیت زاییده ی علم ما به لوازم این گونه اعمال است.
مثلاً دو کشور متعاصم که با یک دیگر هم مرز می باشند و سربازان هر دو طرف با فاصله ای کوتاه به وسیله ی دوربین های صوتی و نورافکن های نیرومند مراقب اوضاع و امور مرزی و بالاخص عبور افراد به طرف افراد دیگر باشند، به طوری که یک گام تجاوز از خطوط مرزی باعث مرگ و کشته شدن قطعی افراد می گردد، در این صورت هیچ انسان عاقلی فکر عبور از آن مرز را در مغز خود نمی پرورد تا چه رسد که عملاً به ان اقدام کند. بنابراین نسبت به این عمل یک نوع عصمت دارد. اصلاً هر فرد عاقل و خردمندی در برابر زهر کشنده ای که نوشیدن آن به قیمت جان او تمام می شود و سیم بدون روکش که تماس با آن انسان را خشک و سیاه می سازد یا باقی مانده ی غذای بیمار مبتلا به مرض جذام و سل، با علم به اینکه
ص:15
خوردن آن موجب سرایت بیماری های مزبور می گردد، یک نوع مصونیت و عصمت دارد، یعنی هرگز به هیچ قیمت این اعمال را انجام نمی دهد و صدور این اعمال از وی یک محال عادی می باشد و عامل این مصونیت همان تجسم لوازم این اعمال است. این لوازم آن چنان در نظر وی مجسم و محقق و از نظر دیده ی عقل آن چنان مسلم می باشد که در پرتو آن فکر به چنین کارها را در مغز نمی پروراند تا چه رسد که عملاً به این کار اقدام نماید.



| ❤ |
البته درباره ی معصوم باید نظری بالاتر از حد اعلی کرد. چون ایمان و علم معصوم با ایمان و علم دیگران به مراتب فرق می کند. چون ایمان معصوم، به دلیل شناخت کامل خدا مسلماً در جایگاهی است که دیگران به آن راه نمی یابند. مثل همان حدیث معروف و مشهور که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: یا علی! خدا را آن چنان که حق شناخت او باشد نشناخت مگر من و تو و مرا کسی نشناخت مگر خداوند و تو و تو را کسی نشناخت مگر خداوند و من.
پس ایمان به خدا در میان بندگان درجات و مراتبی دارد. معصومین که از برگزیدگان می باشند با کسی قابل قیاس نیستند. یعنی نمی شود دیگران را با معصومین سنجید. خود حضرات معصومین نیز فرموده اند:
لَا یُقَاسُ بِنَا أَحَد
کسی را با ما نباید قیاس کرد.



| ❤ |
اما علم اهل بیت هم که روشن است. علم مردم، اکتسابی و اجتهادی و با زحمت به دست می آید و خیلی از علوم آن ها نیز به واقع نمی رسد و بسیاری از علوم ایشان قابل خدشه و اشتباه و خطاست. چون از طریق میزان و وحی الهی به دست نیامده است، چرا که از ناحیه ی معصومین به دست نیامده است. اما علوم معصومین علیهم السلام علوم لدنی و افاضله از جانب پروردگار متعال است، لذا در عصمت انبیا علیهم السلام مخصوصاً وجود پر برکت رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم چند شرط است:
ص:16
1- اینکه دارای عصمت باشند. یعنی از همه ی گناهان در همه ی عمر بَری و پاک باشد. (البته پیامبر و امام فکر گناه را هم در ذهنشان خطور نمی دهند).
2- از خطا و سهو و فراموش و اشتباه و شک مصون باشد. و این دو شرط را می توان تحت یک عنوان یعنی عصمت مطلقه ذکر کرد.
3- به جمیع آن چه امت در امور دینی محتاج است علم و به زبان مردم آگاه باشند.
4- جمیع اخلاق پسندیده را دارا و از همه ی اخلاق زشت مبرّا و در جمیع کمالات نفسانی از همه ی افراد امت افضل و والاتر باشد. و این دو شرط را می توان تحت عنوان اکملیت جمع نمود (یعنی با این دو شرط دیگر کمال مطلق ائمه بیان می شود).
5- باید نسب او پاک و جسمش شریف و بدنش از امراض خلقی و امراضی که موجب نفرت مردم است، مانند برص و جذام و امثال آن و همچنین زشتی صورت خالی باشد و به طور کلی باید از جمیع اموری که موجب تنفر مردم است منزّه باشد.
6- باید علوم و کمالات وی موهبتی باشد، یعنی از راه های عادی تحصیل و اکتساب نکرده باشد.
7- دارای معجزه یا یک دلیل قطعی باشد. مثل این که پیغمبری که نبوّت او ثابت یا معصومی که عصمت وی مسلم باشد بر نبوّت او خبر دهد.



| ❤ |
دلیل لزوم عصمت پیغمبران از گناهان چیست؟
دلیل اول بر عصمت پیامبران این است که پیغمبر انسان کاملی است که خداوند برای تکمیل بشر و راهنمایی آنان به طریق ثواب و سداد و راه معرفت و اطاعت و احتراز از عصمت و دارا نمودن آنان با آنچه صلاح دنیا و آخرت است و بازداشتن آنان از آنچه موجب زیان هر دو عالم می باشد و بیدار کردن آن ها از خواب غفلت و رها نمودنشان از قید هوی و هوس و شهوت و بالجمله برای برخوردار نمودن بشر از سعادت دنیا و آخرت مبعوث می گرداند. بنابراین اگر گناه یا فعل قبیح و خلاف شریعت از پیغمبر یا امام صادر شود نقض غرض لازم آید، زیرا که معصوم مجری
ص:17
قانون الهی است اگر خودش به قوانین عمل نکند، نمی تواند از سایرین جلوگیری نماید و مخالفتش با قانون موجب جرئت دیگران بر نافرمانی بلکه عذر آن ها می شود و از این جهت گفته شده است:
إِذَا فَسَدَ الْعَالِم فَسَدَ الْعَالَم
هر گاه دانشمندی فاسد شد دنیایی فاسد می شود.
دلیل دوم بر لزوم عصمت این است که معصوم بودن پیغمبر یا امام بدون شک دارای مصلحت برای امت و خالی از هر مفسده است. بنابراین به مقتضای عدل بر خداوند متعال لازم است که پیغمبر یا امام را معصوم قرار دهند برای اینکه صدور فعلی که دارای مصلحت و خالی از مفسده باشد بر خداوند کریم لازم است زیرا در سرکشی مفسده می باشد.
دلیل سوم آیه ی شریفه ی:
«وَ إِذْ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذِرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمین»(1)
یاد کن وقتی را که پروردگارش ابراهیم را با کلماتی امتحان کرد (ذبح و قربانی اسماعیل علیه السلام و مطیع بودن در امر و دستور پروردگار) پس ابراهیم آن ها را به اتمام رسانید (تمام امتحانات را با موفقیت پشت سر گذاشت) خداوند فرمود: تو را پیشوای مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: ذریه ی من را نیز پیشوا قرار ده. خداوند گفت: عهد من به ستم کاران نمی رسد.
وجه استدلال به ای آیه این است که وقتی خداوند متعال منصب امامت و پیشوایی مردم را به حضرت ابراهیم علیه السلام عنایت فرمود، عرض کرد: این منصب را به ذریه و اولاد من نیز مرحمت فرمای. خداوند فرمود: ظالمین و ستم کاران به عهد من (پیشوایی مردم) نایل نخواهند شد.
ص:18
1- سوره ی بقره آیه ی 124
ظلم عبارت است از ظلم به نفس و ظلم به غیر و هر معصیتی هر چند کوچک باشد ظلم به نفس است و بر مرتکب شونده ی آن اطلاق ظالم می شود. چنانچه در آیات و اخبار زیادی به گناهکار اطلاق ظالم و ستم کار شده است.
مثل این آیه ی شریفه:
«وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُم»(1)
ما به ایشان ستم نکردیم بلکه خودشان به خویشتن ستم نمودند.
بنابراین کسی قابلیت پیشوایی مردم را دارد که از جمیع اقسام ظلم منزّه باشد یعنی از هر گناهی پاک بوده و دامنش به هیچ معصیتی آلوده نباشد. و مراد از عصمت نیز همین معنی است. البته تنها گناه نیست و ممکن است بعضی از اولیاء الله و تالی تلو معصوم حتی یک مکروه هم انجام نداده باشند، اما این ها برای عصمت کافی نیست، علاوه بر این حکمت و مصلحت و مشیت و اراده ی خداوند متعال هم مدخلیت دارد.
البته اعتقاد ما بر این است که نصب و تعیین امامت و انتخاب او همه به دست خود پروردگار متعال است و دست هیچ کس از مخلوقین نیست. چه پیامبران، چه فرشتگان و چه مردم. زیرا اگر غیر از این باشد شخص انتخاب شده نه پیامبر است و نه امام، بلکه ستم کاران و ظالمان بر مردم مسلط می شوند که تاریخ مملو از این نمونه هاست. حکایت سقیفه ی بنی ساعده و خلفای بنی امیّه و بنی عباس از مصادیق اتم و اکمل آن می باشد.



| ❤ |
فلسفه ی عصمت انبیا علیهم السلام از زبان حضرت رضا علیه السلام
ابوصلت هروی گوید: مأمون عباسی علمای فرق مختلف اسلامی و نیز علمای یهود و نصاری و مجوس و صابئین(2) و سایر اهل علم و کلام را نزد حضرت رضا علیه السلام گرد آورد و هر کس از جای برخاسته و سخنی گفت و جواب قاطعی گرفت و ساکت ماند. در آخر کار، علی بن محمد بن جهم برخاست و گفت: یابن رسوال الله! آیا شما
ص:19
1- سوره ی هود آیه ی 101
2- فرقه ی مذهبی که آن ها را مشرک یا ستاره پرست و یا بت پرست می دانند
قائل به عصمت انبیا هستید؟ حضرت فرمودند: بله قائلم. وی گفت: پس در مورد این آیه چه می گویید:
«وَ عَصی آدَمُ رَبَّهُ فَغَوی» سوره ی طه آیه ی 121
آدم پروردگار خود را نافرمانی کرد و بی راهه رفت.
و آیه ی:
«وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْه» سوره ی انبیا آیه ی 87
و یونس با خشم قوم خود را ترک کرد و مطمئن بود که ما بر او سخت نخواهیم گرفت.
و در مورد حضرت یوسف علیه السلام فرموده است:
«وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» سوره ی یوسف آیه ی 24
زلیخا قصد یوسف کرد و یوسف نیز قصد او.
و درباره ی حضرت داوود علیه السلام فرموده است:
«وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاه» سوره ی ص آیه ی 24
داود فهمید که ما او را آزمایش کرده ایم.
و درباره ی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است:
«وَ تُخْفی فی نَفْسِکَ مَا اللهُ مُبْدیه» سوره ی احزاب آیه ی 37
در خود چیزی پنهان می کنی که خدا آن را آشکار خواهد کرد.
ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 25-11-2024 در ساعت 22:42
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)