نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: یک‌خاطره و یک درخواست

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    28,761
    صلوات
    71109
    دلنوشته
    466
    میلادامام کاظم برشیعیانش مبارک باد🌸🌸🌸اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌸وَعَجِّل‌فَرج
    تشکر
    25,016
    مورد تشکر
    19,306 در 11,629
    وبلاگ
    37
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar. یک‌خاطره و یک درخواست

    یک‌خاطره و یک درخواست:

    وارد کلاس شده بودم که ناگهان متوجه شدم، زیپ شلوارم باز است...!!!

    خواستم زیپ را ببندم، اما جلوی دانشجویان خجالت کشیدم و با خودم گفتم: "شاید بخاطر کُت بلندم، اصلا کسی متوجه نشود و اگر هم کسی دقت کرد، عکس‌العمل دانشجویان کلاس را بسنجم و مطلبی را هم که می‌خواستم در کلاس تبیین کنم، یک استدلال ساده و مثال منطقی برایش داشته باشم...

    ابتدا همانطور که حدس زدم، کسی متوجه نشده بود؛ ولی کم‌کم به گوشم رسید که یکی زمزمه کرد:
    "زیپ شلوار استاد بازه..."
    بقیه هم به سرعت متوجه این اشکال لباس من شدند...

    بعضی خانم‌ها باحیا و نجابت دخترانه، سرشان را پایین انداخته بودند، بعضی هم پوزخند پنهانی می‌زدند و پسرها هم زیرلب باهم پچ‌پچ می‌کردند...

    یکی دو نفر خواستند موضوع را به من منتقل کنند که با ممانعت عده دیگری مواجه شدند...
    که یعنی "ول‌کنید، بگذارید کمی بخندیم"...

    من‌هم ضمن اینکه همگی را زیر نظر داشتم؛ طبق روال معمول، درس را دنبال کردم.
    نزدیک آخرهای وقت کلاس، بدون اینکه به پائین نگاه کنم، روی تخته نوشتم:

    "زیپ شلوار من اگر پایین باشد، اشکالی دارد!؟!

    ناگهان انگار کلاس با پرسش جدیدی مواجه شده و غافل‌گیر شده باشد؛...
    چندنفری متلک گفتند؛
    بعضی معترض شدند؛
    چندنفری هم اظهار فضل کردند...

    ولی بیشتر خانم‌ها گفتند: "خوب این بی‌ادبی است که فرد محترمی مثل شما، اینگونه ظاهر بشود".!.!.

    بعد نوشتم:
    آیا از درس امروز، کسی چیزی یاد گرفت؟!

    تقریبا همه گفتند:
    "نه.!.!..؛ چون اصلا حواسمون به مسئله دیگه‌ای پرت شده بود".!.!.!

    پشت به دانشجویان، زیپ شلوار را بستم و بعد ضمن عذرخواهی از این مسئله، رو به آن‌ها گفتم:

    درس اول) پس یک زیپ کوچولو می‌تواند حرمت یک نفر باشخصیت را تنزل بدهد...
    درس دوم) هم چنین می‌تواند روی ذهن ديگران تاثیر بگذارد...

    حالا لطفا شما بفرمایید، وقتی مثلآ دکمه روی سینه دخترخانمی باز می‌ماند؛
    وقتی پاچه شلوار خانمی کوتاه است وساق پای ایشان عریان می‌شود؛
    وقتی گوشواره و گردنبند چشم‌گیر و آرایش صورت ورنگ‌آمیزی چشم‌نوازموهای خانمی علنی می‌شود...،

    ۱)آیا برای شخصیت او تنزل ایجاد نمی‌کند؟

    ۲)آیاحواس‌دیگران رانسبت به‌کارو‌مسئولیت
    اصلی‌شان پرت نمی‌کند؟

    کلاس برای لحظاتی مات و مبهوت و خاموش بود، اما بعد تعدادی از دانشجویان تلاش کردند تا "بی‌حیایی آگاهانه بعضی از خانم‌ها" را توجیه کنند...

    چون وقت کلاس تمام شده و آخرین جلسه ترم در سال ۱۴۰۳ بود، به دانشجویان گفتم:

    لطفا در مورد اتفاق امروز فکر بکنید تا بعد از تعطیلات نوروزی، در این باره باهم صحبت
    بکنیم که اگر در جامعه‌ای حرمت‌شکنی "مُد" بشود و هرکس هر طوری‌که دلش می‌خواهد، حریم حرمت‌ها را بشکند، چه وضعیتی برای همگان پیش خواهد آمد؟!؟...

    ✍: اقتباس و بازنویسی یک خاطره...

    شما مخاطب گرامی، چه‌نوع مثال و الگویی از "امر به معروف و نهی از منکر" که همانند سیره و سنت پیامبر خدا (ص) و خاندان معصوم آن‌حضرت و اولیاءاللهی، مؤثر و خداپسندانه بوده باشد را، تجربه کرده‌اید؟
    امضاء



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi