☘سیزده بدر در زنجان قدیم☘
✍فرشته وطن دوست
با جشن چهارشنبه سوری به استقبال نوروز می رفتیم و با سیزده بدر بدرقه اش می کردیم. آخرین مراسم از آیین های نوروزی سیزده بدر بود که این روز را بنا بر سنت فرهنگی و دیرینه به دامن طبیعت می روند.
برای ما بچه ها سیزده بدر مملو از خاطره های خوش، شادی و نشاط بود. حضور در طبیعت آنهم بصورت دسته جمعی و دورهمی های چندین خانواده همزمان ، مشارکت و همکاری در کارها ، تهیه غذا ، تفریحات و البته که گاهی هم جرقه عشق هایی در بین جوانان.
هر از چند گاهي با شنيدن قرار و مدارهاي بزرگترها براي روز سيزده بدر كه در همان ديد و بازديدهاي عيد انجام ميشد قند توي دلمان آب ميشد.
آن زمان كه هنوز هر كسي مثل امروز يك باغ شخصي نداشت و سيزده بدر را يا بصورت عمومي در باغها و يا بصورت دسته جمعي در باغ يكي از فاميل ها بدر! مي كردند.
شنيدن دعوت يكي از فاميل براي گذراندن سيزده بدر كافي بود تا آخر تعطيلات و روز سيزده را براي خودمان برنامه ريزي كنيم. بازيهاي بي حد و حساب و بدون محدوديت خانه انهم يك صبح تا شب...
هر چند در آن زمان مردم از هر فرصتي براي حضور در طبيعت استفاده مي كردند اما سيزده بدر ويژگي هاي خودش را داشت.
از ویژگی های این روز میتوان باین نکته اشاره کرد که
"تنقلات" این روز تتمه (یئریمیش) روزهای عید بود که باقی مانده بود، برخی هم معتقد بودند شگون نداردکه از خوراکی های روزهای عید چیزی باقی بماند و با همین اندیشه شیرینی و میوه هایی را که از عید باقی مانده بود در این روز می خوردند و تمام میکردند.
با جمع کردن این تنقلات کنار اسباب دیگر روز سیزده می دانستیم که با انواع و اقسام شیرینی و شکلات خانواده هایی روبه رو خواهیم شد که توفیق رفتن به دید و بازید عید در همراهی بزرگترها نصیب مان نشده بود.
دیگر از ویژگی های این روز نوع "غذاهای سیزده بدر" بود که بیشتر با سبزی های تازه کوهی بود.
خانم ها به درست کردن غذاها می پرداختند. راستش من به شخصه خیلی کم به خاطر دارم که از غذاهای گوشتی بخصوص آنچه امروز متداول شده است در سیزده بدرها استفاده میشد. جوجه هایی که در زعفران و پیاز خوابانده شده تا در سیزده بدر به سیخ کشیده شود ، یا گوشت و ...) آنچه بخاطر دارم غذاهای گیاهی مرسوم بود بخصوص آش مخصوص سیزده بدر.
غذاهای سیزده بدر :
غذاهای گیاهی که از کوکو سبزی و آش سیزده گرفته تا کاهو سکنجبین و ...
برخی از خانم ها حبوبات آش را در خانه پخته وآماده میکردند و اگر اوضاع جوی خوب بود همانجا و روی آتش هیزم طبخ میشد و سبزیجات ان هم سبزی های تازه کوهی بود. سیزده بدر بود و" تفریح و سرگرمی"در طبیعت:
از رقص و نواختن موسیقی تا بازیهای دسته جمعی. کیفلانما (تاب بازی) آرادا قالدی، انزلی، چولونگ آغاج و داوورنا و اوچ دوز و ...در واقع تمام این بازی ها بصورت دسته جمعی و گروهی بود که شادی این روز را تکمیل می کرد.
سفره ای فراخ، بی هیچ تفاخر و تکبر، از این سو تا آن سو صدای تعارفات و خنده و شادی ، توجه به تمام افراد گرداگرد سفره؛ لذت بازی های گروهی، قدم زدن خانمها در باغ و گپ زدنها و حرف و حدیث بچه دار نشدن عروس عشرت خانم و کسب و کار ضعیف صمد پسر بهیه خانم تا چیدن شنگ (یملیک و...) و صرف آن بهنگام عصرانه هنوز هم تداعی روزهای بی تکرار گذشته است.
و البته کافی بود اندکی باران بگیرد تا جعفر پسر بتول خانم و اقا صادق کت خود را دور از چشم دیگران در چشم بهم زدنی بر دوش توران بیندازد و عشقی نافرجام را رنگی دوباره بخشد. در کنار همه این خوشی ها مراسم و آیین هایی هم بود که جز لاینفک سیزده بود.
🍃 سبزه هایی که در این روز به آب سپرده میشد تا در جایی از شتاب آب رها شده و ساکن شود مگر ریشه ای بدواند و سبز سود و البته درد و رنج خانه را نیز با خود ببرد. همان خانه ای که بانویش از دانه هایی سبزش کرده بود که در ان سال رونق زیادی داشت نه توجه به زیبایی سبزه(گوورتدمه).
🍃 گره زدن سبزه به نیت گشایش بخت و برآورده شدن ارزوها و باز شدن گره دشواری ها.
با نزدیک شدن غروب آفتاب مردم دسته دسته طبیعت را ترک و قصد برگشت به خانه ها را می کردند اما هنوز یکی از رسم ها باقی مانده بود.
🍃 در انتهای روز سیزده بدر، انتخاب (سیزده سنگ ریزه کوچک) و سیزده نیت آرزو و دعا و انداختن آن در آب جاری.
یک روز پر از خاطره و شادی به پایان می رسید و کافی بود در اتمام روز و جمع کردن وسایل برای برگشت نگاهی به محل استقرار چند خانواده می شد: نه شاخه ای شکسته بود و نه دلی آزرده.
*منبع: انجمن تاریخ و فرهنگ زنجان



نقل قول

