نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: سحرگاهي كه بوي شهادت ميداد

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,459
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    سحرگاهي كه بوي شهادت ميداد


    سحرگاهی که بوی شهادت می داد

    خبرگزاری رسا ـ‌ یکی از طلاب جانباز دوران دفاع مقدس گفت: سحرگاهی که فرمانده مان جلوی چشمانم شهید شد و بنده مجروح شدم را هرگز از یاد نمی برم.


    رضا اسماعیلی گلی، از طلاب جانباز دوران دفاع مقدس، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، به بیان خاطره ای شنیدنی از دوران دفاع مقدس در جبهه غرب کشور پرداخت.

    وی که سابقه 34 ماه حضور در مناطق عملیاتی را در کارنامه خود دارد ، در عملیات های مختلف مجروح شده است.


    خاطره کردستان
    بنده در چند مرحله به منطقه رفتم که در چهار مرحله آن مجروح شدم.

    یکی از خاطرات جالب من که اتفاقا در آن هم به مقام جانبازی نائل شدم، مربوط به منطقه غرب و درگیری های کردستان با افراد ضد انقلاب است.

    بنده در یکی از شب ها در این منططقه که هر لحظه آن می توانست با خطر حمله ضد انقلاب باشد ،نگهبانی می دادم.

    یکی از دوستان به من گفت که به نگهبان بعدی بگویم که او فرمانده را برای خواندن نماز شب بیدار کند.

    ساعت یک نیمه شب نگهبانی من تمام شد اما متاسفانه بنده یادم رفت که این نکته را به نگهبان بعدی بگویم.

    داخل سنگر رفتم برای استراحت که یک ساعت مانده به نماز صبح یادم افتاد که باید نگهبان را بیدار می کردم سراسیمه بیرون آمدم که به نگهبان مطلب را بگویم که یک دفعه فرمانده را دیدم.

    در همان لحظه به یک باره تیراندازی شدیدی اطراف سنگر صورت گرفت که در همان جا فرمانده مان به شهادت رسید و حقیر هم بر اثر تیر اندازی مجروح شدم.

    هیچ گاه آن سحرگاه در کنار آن سنگر از یادم نمی رود./928/پ202/ع





    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 27-09-2010 در ساعت 03:40
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  2. تشكرها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi