نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: حوريه بهشتي

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,872
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,757
    مورد تشکر
    206,411 در 64,573
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض حوريه بهشتي




    آيت الله شيخ محمّد حسن مولوى قند هارى رضوان الله تعالى عليه ) كه جديداً مرحوم شدند. در يكى از مجالسى كه در شبهاى جمعه دارند فرمود:

    طلبه اى به نام ( شيخ على ) د
    ر نجف مى زيست كه ازدواج نكرده بود و مى گفت : حالا كه مى خواهم ازدواج كنم ،( حورالعين ) مى خواهم ! وى چند مدت در حرم (اميرالمؤ منين (ع )) متوسل به (حضرت على (ع ) ) شد و از حضرت (حوريه ) درخواست كرد و بعد كه در نجف مظنون به جنون شده بود به كربلا مشرف گرديد و در حرم (حضرت سيدالشهداء(ع ) و حضرت اباالفضل (ع )) از آن دو بزرگوار طلب (حوريه ) نمود.
    اماّ بعد از مدتى اين قضايا را رها كرده به نجف برمى گردد و باز در مدرسه نواب مشغول درس ‍ مى شود و كلاً از آن تمنّا دست برداشته و فقط به درس مى پردازد.

    يك شب كه از زيارت (حضرت امير (ع )) برمى گشته مى بيند در وسط صحن خانمى نشسته است . وقتى از كنار آن زن رد مى شود، آن زن برمى خيزد و به او مى گويد:
    من در اينجا هيچ كس را ندارم و غريبم ، شما بايد مرا با خود ببريد.
    (شيخ على ) مى گويد: امكان ندارد، چرا كه من مردى عزب و مجّرد بوده و شما زنى جوان هستى و بدتر از آن اينكه من در مدرسه ساكنم . آن زن به دنبال (شيخ على ) راه افتاده و اصرار مى كند كه حتماً مرا امشب به حجره ات ببر! خلاصه ، (شيخ على ) او را در آن شب به حجره اش مى برد، در موقع داخل شدن به مدرسه ، چند تا از طلبه ها بيرون از حجره هاى خويش به سر مى برده اند، ولى هيچ يك آن زن را نمى بينند.
    (شيخ على ) به آن زن مى گويد: شما در حجره استراحت كن ، من مى روم حجره اى يا جايى براى استراحت خود پيدا مى كنم .

    اماّ تا از حجره بيرون مى آيد
    ، نورى از حجره تلا لؤ مى كند(ظاهراً آن زن چادرش را برداشته بود.) لذا فورا به داخل حجره اش برميگردد و با ترس و دلهره به آن زن مى گويد شما كيستى ؟ جنّى ؟ يا..
    آن زن مى گويد: (خودت از ائمه حوريه مى خواستى ، من هم حوريه ام و براى تو هستم ، الان هم يك خانه اى در فلان محلّه كربلا براى من و تو تهيّه شده كه بايد مرا به عقد خود درآورى و با هم به آنجا برويم .)

    بارى ، شيخ حدود
    هفده سال با آن (حوريه ) زندگى كرده و راز خويش را نيز با هيچ كس در ميان نمى گذارد، فقط يك نفر از رفقايش به نام (شيخ محمّد) به خانه آنها رفت و آمد داشته كه او هم از جريان آنها بى اطلاع بوده است ، بعد از حدود، هفده سال (شيخ على ) به بستر بيمارى مى افتد، آن زن ، (شيخ محمّد) را خبر كرده و به وى مى گويد: رفيقت به بستر بيمارى افتاده و فلان ساعت در فلان روز هم از دنيا مى رود، لذا تو بايد آن موقع بالاى سرش ‍ باشى (شيخ محمّد) مى گويد: تو عجب زنى هستى ، كه شوهرت مريض ‍ شده ، برايش اجل تعيين مى كنى !

    زن مى گويد: مى خواهم امروز سرّى را به تو بگويم . (من يك (حوريه ) هستم در محل و جايگاه خويش قرار داشتم كه بمن اعلام شد (حضرت اباالفضل (ع )) تو را احظار كرده اند.

    بعد به من خطاب شد كه (حضرت قمر بنى هاشم (ع )) فرمان داده اند كه تو بايد براى مدّت كمتر از بيست سال به روى زمين بروى و همسر شخصى بشوى كه از (حضرات معصومين (ع )) (حوريه ) خواسته است ، سپس يك تصرفاتى در من شد كه با زندگانى در اينجا تناسب پيدا كنم و بعد هم به زمين آورده شدم . اينك مدت هفده سال است كه با (شيخ على ) زندگى مى كنم و اخيراً خبر رسيده كه (شيخ على ) تا چند روز ديگر از دنيا مى رود و من به جايگاه خود برگردانده مى شوم.



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  2. تشكرها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi