در روايت ديگري فرمود: بدترين حاكمان و دولتمردان آنها هستند كه حبالفخر دارند. حبالفخر يعني همين جاهطلبي، شهرتطلبي ، شهرت پرستي و خود را از مردم بالاتر ديدن. فرمود در حكومت اسلامي حاكمان حق ندارند از بالا به مردم نگاه كنند و مردم را پايينتر از خودشان بدانند و ببينند. فرمود:من با حاكمان متكبر نميتوانم كنار بيايم و همه آنها را يا اصلاح و يا حذفشان ميكنم. بعد رو كرد به مردم: اما شما مردم! من خدا را اطاعت ميكنم ولي شما من را اطاعت نميكنيد. در حالي كه معاويه خدا را اطاعت نميكند اما مردمش او را اطاعت ميكنند. هر چه به شما دستور ميدهم همين طور در هوا يخ ميزند و به مقصد نميرسد. بعد فرمود كه: پس اصلاً معلوم هست كه شماها با چه نيتي با من بيعت كرديد؟ دولت ارزشها و عدالت، مشروعيتش گره خورده است به اينكه مسؤولينش دنبال عدالت اجتماعي و پاسدار ارزشهاي انقلابي و ديني و انساني هستند يا نيستند.
بنابراين شما بايد مراقب آن ايدهاي باشيد كه به صراحت يا با كنايه ميگويند يا مينويسند كه حاكميت اصلا نبايد و نميتواند ارزشهاي فردي و اجتماعي اسلام را در سطح امور عمومي و اجتماعي پاسداري كند. دولت پاسبان نيكيها نيست اصلا نبايد كشيك ارزشها و عدالت را بكشد. فقط دولت ژاندارم امنيت است. دولت فقط بايد آزادي رقابت در عرصه اقتصاد و در عرصه سياست و عرصه فرهنگ ايجاد بكند. امنيت براي رقابت آزاد بدون هيچ شرط و حدود اخلاقي وفكري ايجاد كند و نه در عرصه فرهنگ مسؤول دفاع از حقيقت است ونه در عرصه اخلاقيات اجتماعي مسؤول دفاع از ارزشهاست ونه در عرصه اقتصاد، سياست و حقوق اجتماعي مسؤول اجراي عدالت است.
اين منطق ميگويد: چه بسا لازم است كه دولتها براي حفظ قدرت و امنيت صاحبان ثروت بر خلاف ايمان، بر خلاف انسانيت و مذهب عمل بكنند. و آدم عاقل و انسان خردمند نبايد دولت مردمي را به اين دليل سرزنش كند كه چرا به منظور حفظ حكومت و قدرت از راههاي غلط و عجيب و غريب استفاده كردي. براي اينكه در اين منطق اگر رجل سياسي امروز به خاطر بيتقوايي متهم بشود، فردا به خاطر نتيجهاش ـ يعني كسب قدرت ـ در افكارعمومي تبرئه ميشود.