صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 84 , از مجموع 84

موضوع: نامه ها و ملاقاتهای امام حسین علیه السلام

  1. Top | #81

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    12,076
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,608
    مورد تشکر
    2,571 در 1,408
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2-سرنوشت قاصد
    نامه را «سلیمان بن رزین» مولی الحسین «علیه السلام»و علم به کوفه آورد، یکی از مخاطبین نامه ، «منذر بن جارود» پدر عیال «عبیداللّٰه بن زياد» بود. «منذر» از باب
    ص: 90


    1- فتح الباری ، 10/2 باب مواقيت الصلاة.
    2- بحار الانوار ، 31/ص7- 43.
    خوش خدمتی به حکومت ویا از ترس اینکه شاید این نامه امام حسین «علیه السلام» نباشد بلکه دسیسهۀ خود ابن زیاد است که خواسته منذر را محک بزند، لذا «سلیمان» را همراه نامه به نزد عبيد اللّٰه آورد وعبیداللّٰه شبی که فردای آن می خواست از بصره به کوفه بیاید، دستور داد قاصد امام حسین «علیه السلام» را در بصره به دار آویختند.
    (1)
    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #82

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    12,076
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,608
    مورد تشکر
    2,571 در 1,408
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    توضیح: سپاه حسینی از دو دسته تشکیل شده بود: «عرب و غیر عرب» که غیر عرب را «موالی» می گفتند که تعداد موالیان را به اختلاف نوشته اند از جمله :
    1- سليمان مولى للحسين.
    2۔ حارث بن نبهان مولی حمزة بن عبدالمطلب .
    3- منجح مولى للحسين .
    4- عامر بن مسلم
    5- جابر بن حجاج مولی عامر بن نهشل .
    6- سعد مولی عمر بن خالد صیداوی .
    7- قارب الدئلی مولى للحسین .
    8- رافع مولى لاهل شنوة.
    9- شوذب مولى لشاكر .
    10- اسلم التركي مولى للحسين .
    11۔ جون مولی ابی ذر .
    12- زاهر مولى عمر بن خزاعی
    (2)
    13- سالم مولی عامر العبدی .
    ص: 91


    1- طبری، 5/ 357، ابصار ، 53، ملهوف، 19.
    2- حياة الحسين ، 152/3 .
    14- سالم مولی بنى المدينة الكلبي.
    15- سعد مولی علی «علیه السلام».
    16- شبيب مولی حرث.
    17- قارب مولى الحسين «علیه السلام».
    18- نصر مولی علی «علیه السلام».
    19۔ واضح مولی حرث.
    (1)
    امضاء



  4. Top | #83

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    12,076
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,608
    مورد تشکر
    2,571 در 1,408
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3- عکس العمل مخاطبين نامه
    یکی از مخاطبین نامه «احنف بن قيس» است که از اشراف بصره واز یاران امیرالمؤمنین «علیه السلام» است. وی از نظر سجایای اخلاقی، مردی حلیم است که حلم او ضرب المثل بوده در جنگ جمل هم شرکت کرده و به حضرت عرض می کند:اگر می خواهید با دویست نفر سرباز شما را یاری کنم و اگر می خواهید شش هزار نفر را از جنگیدن علیه شما باز دارم، حضرت راه دوّم را پذیرفت.
    (2)
    «احنف» در پاسخ امام «علیه السلام»و به یک آیه از قرآن مجید اکتفا کرد و اشاره نمود که فعلا زمان قيام نیست و به عراق نیا که تضعیف می شوی: «فاصْبِر إنَّ وَعَدالله حقُّ ولا یَستَخفنّک الذین لا یوُقِنون».
    (3)
    «یزید بن مسعود» هم قبائل بني تميم وبنی حنظله وبنی سعد» را جمع کرد و از آنان قول همکاری گرفت. وی طی نامه ای به امام«علیه السلام» اظهار آمادگی نمود و چون نامۀ وی به حضرت رسید، در حق او دعا کرد: «اَمَنَکَ الله مِنَ الْخَوف و اعَزَّکَ وَ ارْواکَ یَوْمِ الْعَطَشِ الاَکْبَرْ».
    ص: 92


    1- ابصار العین، 108،111 ، 54، 79، 54، 54 و 85.
    2- سفينة ، «حنف». بحار، 339/44 .
    3- حياة الحسين ، 323/2 . ملهوف، 18.
    اما هنگامی که می خواست با جمعیتی برای نصرت حضرت بیاید، خبر رسید که حسین بن علی «علیه السلام»و عليه به شهادت رسیده است.
    روضه
    چون جراحات سیدالشهدا «علیه السلام» زیاد شد، به گونه راست از اسب بر زمین افتاد «وهو یقول: بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی مله رسول الله (صلی الله علیه و آله)خَرَجَتْ زَيْنَبُ مِنْ بَابِ الْفُسْطَاطِ وَ هِيَ تُنَادِي :وَا أَخَاهْ،وَا سَيِّدَاهْ، وَا أَهْلَ بَيْتَاهْ ،لَيْتَ السَّمَاءَ أَطْبَقَتْ عَلَى الْأَرْضِ».
    ***
    آن دم بریدم من از حسین دل***كآمد به مقتل شمر سیه دل
    او می دوید و من می دویدم***او سوی مقتل من سوى قاتل
    او می کشید و من می کشیدم***او خنجر از کین ، من ناله از دل
    او می نشست و من می نشستم***او روی سینه ، من در مقابل
    او می برید و من می بریدم***او از حسین سر من از حسین دل
    ***
    «وَ صَاحَ شِمْرٌ بِأَصْحَابِهِ :مَا تَنْتَظِرُونَ بِالرَّجُلِ.قَالَ :وفَحَمَلُوا عَلَيْهِ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ»
    (1)
    «شمر فریاد زد: چرا منتظرید، لذا هر کس از هر طرف به حضرت حمله کرد».
    ص: 93


    1- ملهوف، 52. تاریخ کامل، 78/4 .
    (مجلس سيزدهم )
    نامه امام حسین«علیه السلام» به حبیب بن مظاهر
    «مِنَ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ بنِ أبی طالبٍ إلی الرَّجُلِ الفَقیهِ حَبیبِ بنِ مُظاهِر : أمَّا بعدُ یا حبیب ؛ فَأنتَ تَعلَمُ قَرابَتَنا مِن رَسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله ، وَأنتَ أَعرَفُ بِنا من غَیْرِکَ ، وأنتَ ذُو شیمَهٍ وغَیْرَهٍ ، فَلا تَبخَل عَلَینا بِنَفسِکَ ، یُجازیکَ جَدِّی رَسولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله یَومَ القِیامَهِ»
    (1).
    «از حسین بن علی به مرد فقیه، حبیب بن مظاهر. ای حبیب! قرابت ما را با پیامبر«صلی اللّٰه علیه وآله وسلم» می دانی وتو بهتر از دیگران ما را می شناسی و شخص آزاد مرد وغیرتمندی هستی. از جان خود بر ما مضایقه مکن، رسول خدا«صلی اللّٰه علیه وآله وسلم» در قیامت پاداش آن را به تو خواهد داد».
    این نامه متأسفانه در کتب قدیمی که مصدر هستند، نیامده فقط در تألیفات متأخرّين مانند «ادب الحسين ، بلاغة الحسين، فرسان الهيجاء» ذکر شده است ، وطبق این نقل ، وقتی حضرت نامه را نوشتند که از شهادت «مسلم بن عقيل» آگاه شدند، لذا دوازده پرچم را برافراشت و هر پرچم را به دست یک نفر از اصحاب داد تا یک پرچم باقی ماند. بعضی گفتند این را به ما بسپارید، حضرت فرمود:خداوند به شما جزای خیر بدهد، صاحب این پرچم خواهد آمد، آنگاه این نامه را برای «حبیب» نوشتند. چون در این نامه کلمه «فقیه» آمده، لازم است معنای «فقه» توضیح داده شود. قرآن کریم می فرماید :
    ص: 94


    1- معالي السبطين ، 1/ 228.
    «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي اَلدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ
    (1)
    آیه شریفه در بین آیات جهاد آمده است؛ یعنی مسأله تفقّه وتعلم احکام دینی ، آنقدر مهم است که همه نباید رهسپار میدان جنگ شوند، بلکه جمعی هم باید عازم میدانهای فرهنگی شوند و مرزبان دین و اعتقادات مردم باشند.
    فقه در روایات
    «فقه» در لغت به معنای «فهم» است. و در اصطلاح امروزه، «فقیه» به کسی گفته می شود که در احکام شرعی ، صاحب نظر ومجتهد باشد و قدرت استنباط احکام شرعیه را از ادله آنها داشته باشد. البته روشن است که منظور از کلمه «فقیه» در نامۀ امام حسین «علیه السلام» این معنا نیست؛ زیرا در آن عصر، فقیه به معنای امروزی مصطلح نبوده و منظور از آن صاحب فهم و درک در امور دینی است که اثر ونتیجه آن در اعضا و جوارح آشکار شود در حدیث آمده است:
    «مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِي أَرْبَعِينَ حَدِيثاً، بَعَثَهُ اللَّهُ فَقِيهاً عَالِماً
    (2)
    امير المؤمنين«علیه السلام»می فرماید:
    أَلاَ أُخْبِرُکُمْ بِالْفَقِیهِ حَقِّ الْفَقِیهِ؟ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللّه ِ، وَ لَمْ یُوءْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللّه ِ، وَ لَمْ یُرَخِّصْ لَهُمْ فِی مَعَاصِی اللّه ِ»
    (3)
    «آیا به شما خبر دهم که فقیه واقعی کیست ؟ آن کسی است که مردم را از رحمت الهی مأیوس نکنند و از طرفی هم ایمن از عذاب الهی نکند مردم را در حالت خوف و رجا نگه دارد و اجازه انجام معاصى الهی را ندهد» .
    ص: 95


    1- توبه / 122.
    2- سفينة «فقه».
    3- کافی، 1/ 36 باب صفة العلماء .
    صاحب رجال کشی،«حبیب» را این گونه ترجمه کرده است:
    وکانَ حَبیبٌ مِنَ السَّبعینَ الرِّجالِ الَّذینَ نَصَرُوا الحُسَینَ علیه السّلام،ولَقوا جِبالَ الحَدیدِ، وَاستَقبَلُوا الرِّماحَ بِصُدورِهِم وَالسُّیوفَ بِوُجوهِهِم،وهُم یُعرَضُ عَلَیهِمُ الأَمانُ وَالأَموالُ فَیَأبونَ،ویَقولونَ:لا عُذرَ لَنا عِندَ رَسولِ اللّه صلّی اللّه علیه و آله إن قُتِلَ الحُسَینُ علیه السّلام ومِنّا عَینٌ تَطرِفُ،حَتّی قُتِلوا حَولَهُ.
    (1).
    «حبیب ، جزء هفتاد نفری است که حسین «علیه السلام» را کمک وکوههای آهن را ملاقات کردند (یعنی با افرادی که غرق در اسلحه بودند مواجه شدند)، و با سینه و صورت، به استقبال تیرها وشمشیرها رفتند و به آنان أمان می دادند و با اموال، آنان را تطمیع می کردند ولی زیر بار نمی رفتند و می گفتند اگر حسین «علیه السلام» کشته شود، نزد پیامبر«صلی اللّٰه علیه وآله وسلم» عذری نداریم در حالی که ما زنده باشیم و چشمان ما حرکت کند. آنچنان ایستادگی کردند تا آنکه اطرافش کشته شدند».









    امضاء



  5. Top | #84

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    12,076
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,608
    مورد تشکر
    2,571 در 1,408
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    «یزید بن مسعود» هم قبائل بني تميم وبنی حنظله وبنی سعد» را جمع کرد و از آنان قول همکاری گرفت. وی طی نامه ای به امام«علیه السلام» اظهار آمادگی نمود و چون نامۀ وی به حضرت رسید، در حق او دعا کرد: «اَمَنَکَ الله مِنَ الْخَوف و اعَزَّکَ وَ ارْواکَ یَوْمِ الْعَطَشِ الاَکْبَرْ».
    ص: 92


    1- ابصار العین، 108،111 ، 54، 79، 54، 54 و 85.
    2- سفينة ، «حنف». بحار، 339/44 .
    3- حياة الحسين ، 323/2 . ملهوف، 18.
    اما هنگامی که می خواست با جمعیتی برای نصرت حضرت بیاید، خبر رسید که حسین بن علی «علیه السلام»و عليه به شهادت رسیده است.
    روضه
    چون جراحات سیدالشهدا «علیه السلام» زیاد شد، به گونه راست از اسب بر زمین افتاد «وهو یقول: بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی مله رسول الله (صلی الله علیه و آله)خَرَجَتْ زَيْنَبُ مِنْ بَابِ الْفُسْطَاطِ وَ هِيَ تُنَادِي :وَا أَخَاهْ،وَا سَيِّدَاهْ، وَا أَهْلَ بَيْتَاهْ ،لَيْتَ السَّمَاءَ أَطْبَقَتْ عَلَى الْأَرْضِ».
    ***
    آن دم بریدم من از حسین دل***كآمد به مقتل شمر سیه دل
    او می دوید و من می دویدم***او سوی مقتل من سوى قاتل
    او می کشید و من می کشیدم***او خنجر از کین ، من ناله از دل
    او می نشست و من می نشستم***او روی سینه ، من در مقابل
    او می برید و من می بریدم***او از حسین سر من از حسین دل
    ***
    «وَ صَاحَ شِمْرٌ بِأَصْحَابِهِ :مَا تَنْتَظِرُونَ بِالرَّجُلِ.قَالَ :وفَحَمَلُوا عَلَيْهِ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ»
    (1)
    «شمر فریاد زد: چرا منتظرید، لذا هر کس از هر طرف به حضرت حمله کرد».
    ص: 93


    1- ملهوف، 52. تاریخ کامل، 78/4 .
    (مجلس سيزدهم )
    نامه امام حسین«علیه السلام» به حبیب بن مظاهر
    «مِنَ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ بنِ أبی طالبٍ إلی الرَّجُلِ الفَقیهِ حَبیبِ بنِ مُظاهِر : أمَّا بعدُ یا حبیب ؛ فَأنتَ تَعلَمُ قَرابَتَنا مِن رَسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله ، وَأنتَ أَعرَفُ بِنا من غَیْرِکَ ، وأنتَ ذُو شیمَهٍ وغَیْرَهٍ ، فَلا تَبخَل عَلَینا بِنَفسِکَ ، یُجازیکَ جَدِّی رَسولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله یَومَ القِیامَهِ»
    (1).
    «از حسین بن علی به مرد فقیه، حبیب بن مظاهر. ای حبیب! قرابت ما را با پیامبر«صلی اللّٰه علیه وآله وسلم» می دانی وتو بهتر از دیگران ما را می شناسی و شخص آزاد مرد وغیرتمندی هستی. از جان خود بر ما مضایقه مکن، رسول خدا«صلی اللّٰه علیه وآله وسلم» در قیامت پاداش آن را به تو خواهد داد».
    این نامه متأسفانه در کتب قدیمی که مصدر هستند، نیامده فقط در تألیفات متأخرّين مانند «ادب الحسين ، بلاغة الحسين، فرسان الهيجاء» ذکر شده است ، وطبق این نقل ، وقتی حضرت نامه را نوشتند که از شهادت «مسلم بن عقيل» آگاه شدند، لذا دوازده پرچم را برافراشت و هر پرچم را به دست یک نفر از اصحاب داد تا یک پرچم باقی ماند. بعضی گفتند این را به ما بسپارید، حضرت فرمود:خداوند به شما جزای خیر بدهد، صاحب این پرچم خواهد آمد، آنگاه این نامه را برای «حبیب» نوشتند. چون در این نامه کلمه «فقیه» آمده، لازم است معنای «فقه» توضیح داده شود. قرآن کریم می فرماید :
    ص: 94


    1- معالي السبطين ، 1/ 228.
    «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي اَلدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ
    (1)
    آیه شریفه در بین آیات جهاد آمده است؛ یعنی مسأله تفقّه وتعلم احکام دینی ، آنقدر مهم است که همه نباید رهسپار میدان جنگ شوند، بلکه جمعی هم باید عازم میدانهای فرهنگی شوند و مرزبان دین و اعتقادات مردم باشند.
    فقه در روایات
    «فقه» در لغت به معنای «فهم» است. و در اصطلاح امروزه، «فقیه» به کسی گفته می شود که در احکام شرعی ، صاحب نظر ومجتهد باشد و قدرت استنباط احکام شرعیه را از ادله آنها داشته باشد. البته روشن است که منظور از کلمه «فقیه» در نامۀ امام حسین «علیه السلام» این معنا نیست؛ زیرا در آن عصر، فقیه به معنای امروزی مصطلح نبوده و منظور از آن صاحب فهم و درک در امور دینی است که اثر ونتیجه آن در اعضا و جوارح آشکار شود در حدیث آمده است:
    «مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِي أَرْبَعِينَ حَدِيثاً، بَعَثَهُ اللَّهُ فَقِيهاً عَالِماً
    (2)
    امير المؤمنين«علیه السلام»می فرماید:
    أَلاَ أُخْبِرُکُمْ بِالْفَقِیهِ حَقِّ الْفَقِیهِ؟ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللّه ِ، وَ لَمْ یُوءْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللّه ِ، وَ لَمْ یُرَخِّصْ لَهُمْ فِی مَعَاصِی اللّه ِ»
    (3)
    «آیا به شما خبر دهم که فقیه واقعی کیست ؟ آن کسی است که مردم را از رحمت الهی مأیوس نکنند و از طرفی هم ایمن از عذاب الهی نکند مردم را در حالت خوف و رجا نگه دارد و اجازه انجام معاصى الهی را ندهد» .
    ص: 95


    1- توبه / 122.
    2- سفينة «فقه».
    3- کافی، 1/ 36 باب صفة العلماء .
    صاحب رجال کشی،«حبیب» را این گونه ترجمه کرده است:
    وکانَ حَبیبٌ مِنَ السَّبعینَ الرِّجالِ الَّذینَ نَصَرُوا الحُسَینَ علیه السّلام،ولَقوا جِبالَ الحَدیدِ، وَاستَقبَلُوا الرِّماحَ بِصُدورِهِم وَالسُّیوفَ بِوُجوهِهِم،وهُم یُعرَضُ عَلَیهِمُ الأَمانُ وَالأَموالُ فَیَأبونَ،ویَقولونَ:لا عُذرَ لَنا عِندَ رَسولِ اللّه صلّی اللّه علیه و آله إن قُتِلَ الحُسَینُ علیه السّلام ومِنّا عَینٌ تَطرِفُ،حَتّی قُتِلوا حَولَهُ.
    (1).
    «حبیب ، جزء هفتاد نفری است که حسین «علیه السلام» را کمک وکوههای آهن را ملاقات کردند (یعنی با افرادی که غرق در اسلحه بودند مواجه شدند)، و با سینه و صورت، به استقبال تیرها وشمشیرها رفتند و به آنان أمان می دادند و با اموال، آنان را تطمیع می کردند ولی زیر بار نمی رفتند و می گفتند اگر حسین «علیه السلام» کشته شود، نزد پیامبر«صلی اللّٰه علیه وآله وسلم» عذری نداریم در حالی که ما زنده باشیم و چشمان ما حرکت کند. آنچنان ایستادگی کردند تا آنکه اطرافش کشته شدند».




    امضاء



صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi