یكی از فضیلتها و صفات مثبتی كه در روانشناسی مثبتگرا دارایی مثبت تلقی میشود فروتنی است. فروتنی در ادیان و در آرای مصلحان و متفكران سراسر تاریخ مورد تأكید بوده و به آن سفارش شده است. در روانشناسی مثبتگرا دو واژه در اشاره به این صفت مثبت به كار میرود: فروتنی و تواضع. فروتنی را میتوان مصداق این ویژگیها دانست:
برآورد مناسب از موفقیتهای شخصی؛ توانایی اذعان به خطاها ؛ قدرت تحمل آرا و افكار مخالف خود و یا پذیرش توصیههای دیگران؛ استفاده از تواناییهای شخصی در انجام دادن كارها؛ تمركز اندك بر خود و از خود گذشتن . اما تواضع بیشتر با رفتار اجتماعی مرتبط است و به برآورد معتدل از موفقیتها اطلاق میشود و عمدتاً در نمودهای ظاهری مثلاً نوع پوشش خود را نشان میدهد. روانشناسان اجتماعی تواضع را عمدتاً به مسائل رفتاری نسبت میدهند. مثلاً در حضور دیگران چندان اعتبار ویژهای برای خود منظور نكردن . به این ترتیب، میتوان چنین نتیجه گرفت كه در روانشناسی مثبتگرا فروتنی بیشتر یك صفت شخصی است كه به خصوص در ارزشیابی از خود به كار میرود، اما تواضع صفتی اجتماعمحور یا سبكی از رفتار است كه میتواند با احساس درونی فروتنی همراه باشد. به عبارت دیگر، فروتنی احساس درونی صفتی است كه تواضع نمود ظاهری یا وجه بیرونی آن است.
سیب
در بحث از تواضع و فروتنی لازم است آن را از انفعال یا ضعف شخصیتی یا احساس شرم جدا كنیم. فرد فروتن و متواضع ضعیف و منفعل ،دارای احساس شرمندگی نیست. تواضع و فروتنی با احساس ارزشمندی شخصی، احترام اجتماعی و عزت نفس همراه است. فروتن كسی است كه به دنبال درشتنمایی اطلاعاتی كه او را مهمتر جلوه دهند، و كم شماری اطلاعاتی كه او را كوچك میشمارند نیست. چون نیازی به دیده نشدن ندارد. تواضع و فروتنی در یك كلام مختصر نقطه مقابل خودشیفتگی است. خودشیفتگی در بزرگسالی صفت ناپسند اجتماعی تلقی و میتوان آن را گاهی بیماری روانی و در ذیل اختلالات شخصیت دانست. شخصیتهای با صفت خودشیفته خودپنداره كاذب بالایی از خود دارند كه گاه با واقعیت وجودی آنها همخوانی ندارد. آنان خود را برتر از دیگران میدانند و همواره به دنبال آنند كه دیگران تشویقشان كنند و هیچ گلایهای از آنها نداشته باشند. شخصیتهای خودشیفته به انتقاد بسیار حساسند، از نظر روانی، شخص خودشیفته عزت نفس كاذب و متورمی دارد و بر همین اساس، كلیه موفقیتهایش را به تواناییهای درونی خود نسبت میدهد، ولی شكستها و قصورهایش را به عوامل بیرون از خود مربوط میداند. خودشیفتهها بسیار توجیهكنندهاند و در این زمینه مهارت بالایی دارند. در سطح بین فردی (ارتباطی)، شخص خودشیفته اهل رقابت و مرافعهجوست و در صورتی كه بر رقیب یا رقیبانش غلبه یابد و این غلبهیافتگی را دیگران به چشم ببینند، عزت نفسش بالا میرود كه به غرور شخصی وی منجر میشود. افراد خودشیفته چون خود را محق میدانند، به خودشان اجازه میدهند كه هر نوع پرخاشگری- كلامی یا رفتاری- را علیه دیگران روا دارند. اما افراد متواضع و فروتن درست در نقطه مقابل افراد خودشیفته نیاز چندانی به غلبه بر دیگران ندارند. آنان نیازی ندارند كه برتریهای خود را به رخ دیگران بكشند. افراد متواضع و فروتن قدرت بالایی در كنترل امیال خود دارند و چندان اشتغال خاطر ندارند.
افراد متواضع و فروتن درست در نقطه مقابل افراد خودشیفته نیاز چندانی به غلبه بر دیگران ندارند.



نقل قول
