نيك گماني و مثبت نگري، بنياد رفتار اجتماعي
اسلام به اجتماع توجه و اهتمام خاصي مبذول داشته است؛ زيرا بسياري از شرايط رشد و تكامل انسان در مسير تقرب الي الله ومتاله شدن، در عمل اجتماعي تحقق مي يابد و بسياري از اسماي الهي سرشته در ذات انسان ها در فعاليت هاي اجتماعي است كه فعليت مي يابد. بر اين اساس، آموزه هاي اسلامي به گونه اي جهت گيري كرده تا جامعه اي سالم و زنده با انسجام و اتحاد اجتماعي سطح بالا تحقق يابد. بنابراين، هر رفتار و حتي آموزه اي كه دربردارنده اين جهت گيري اصلي و اساسي نباشد، مورد ترديد و تشكيك است.
به سخن ديگر، كساني كه اسلام شناس هستند مي دانند كه محورهايي در آموزه هاي اسلامي وجود دارد كه مدار احكام مي باشند. از جمله اين محورهاي اساسي مي توان به توحيد، عدالت، مؤمن صالح و جامعه سالم انساني اشاره كرد. جهت گيري همه آموزه هاي وحياني، تحقق اين اهداف و همانند آن است و به يك معنا اين امور بر همه احكام و قوانين ديگر وحياني، نوعي حاكميت و ورود اصولي دارد كه شيخ اعظم مرتضي انصاري آن را تبيين نموده است. بنابراين، هرگاه حكم و قانوني در جهت تحقق اين هدف نباشد و يا با آن مخالفت داشته باشد در اسلامي بودن و وحياني بودن آن قانون، ترديد يا قطع مي شود.
براي دست يابي به جامعه سالم انساني، آموزه هاي وحياني، جهت گيري برخي از قوانين كلي و قواعد اصلي فقهي را به گونه اي سامان داده كه به همگرايي، همدلي، وفاق، اتحاد و انسجام اجتماعي و اسلامي بينجامد. از جمله اين قواعد اساسي مي توان به خوش گماني، خوب گماني و حسن الظن به جاي بدگماني و سوءالظن و مثبت نگري به جاي منفي نگري اشاره كرد. براين اساس قواعدي چون اصالت صحت و مانند آن در تبيين رفتار ديگران مطرح شده تا هر عمل ديگران را بر وجه درست و صحيح آن حمل كنند و شخص به خود اجازه ندهد تا در عمل و رفتار ديگران به سادگي تشكيك و ترديد كند. بنابراين، مسئله سوق المسلمين (بازار مسلمانان) به عنوان يك تصحيح رفتاري مطرح مي شود و شخص نمي تواند به خود اجازه ترديد در مالي دهد كه در دست فروشنده مسلمان است، بلكه مي بايست آن مال را حلال و مشروع دانسته و خريد و فروش و مالكيت آن را مجاز بداند. اين گونه است كه در بازار مسلمانان به سادگي مي توان خريد و فروش كرد بي آن كه در حرمت و بطلان و عدم مشروعيت و يا عدم صحت معامله و خريد و فروش ترديد روا داشت.
نيك گماني موجب مي شود تا اگر زن و مردي را با يكديگر ديديم، رابطه آنان را رابطه اي در چارچوب مباني شرعي و قواعد و قوانين اسلامي بدانيم و رفتارهاي آنان را بر امري مجاز، مباح و مشروع حمل كنيم. اين ها تنها بخشي كوچك از قوانين و قواعد اسلامي است كه براي تصحيح رفتارهاي اجتماعي و عمل ديگران مطرح شده است. اگر بخواهيم همه اين قوانين و قواعد و تاثير آن را بررسي و تبيين كنيم بايد كتابي در اين زمينه به رشته تحرير درآورد.
اصالت اجتماع و تقويت بنيادهاي آن، از نظر اسلام چنان مهم و اساسي است كه خداوند در آياتي از جمله آيه 12 سوره حجرات، برخي از بدگماني ها را گناه مي شمارد تا اين گونه، مردم را از افتادن در دام سلب اعتماد عمومي دور نگه دارد و موجبات افزايش اعتماد عمومي و تقويت ارتباطات اجتماعي ميان افراد جامعه را فراهم آورد.
به هر حال، هرگونه رفتاري كه بنياد اجتماع را تهديد و يا با بحران مواجه كند، از نظر اسلام و قرآن، مردود است و مقابله و مبارزه با آن در دستور كار قرار دارد. در حقيقت روح اسلام مقتضي آن است كه جامعه اي سالم با افزايش روابط سالم اجتماعي به دور از هرگونه بدگماني و سلب اعتماد عمومي و اجتماعي شكل گيرد.