پرسشها و پژوهشهاى بايسته قرآنى در زمينه علوم قرآن
بخشى از مطالعات قرآن پژوهى در طول تاريخ گذشته محافل اسلامى، به مقوله (علوم قرآن) اختصاص داشته است.
اين كه تعريف (علوم قرآن) و قلمرو مباحث آن چيست، پرسشى است كه پاسخ دقيق و تفصيلى به آن شايد آسان ننمايد، چه اين كه محققان در بخشى از زمان، موضوعاتى را مرتبط با قرآن مى بينند و نام علوم قرآن به آن مى دهند، و در زمانى ديگر موضوعاتى ديگر با ويژگيها وملاكهايى متفاوت، گام در ميدان مى نهند و ذهن قرآن پژوه را به خود مشغول مى دارند. با اين حال ارائه خطوط كلى واجمالى ميسر است وآن اين كه هرگاه مبحثى درباره قرآن مطرح باشد كه به معنى و تفسير آيه مربوط باشد، مى توان آن بحث را از علوم قرآنى به شمار آورد.
بنابراين دو بحث قرآنى از مقوله (علوم قرآن) بيرون است:
1. آنچه به معنا و ترجمه و بيان مفهوم لغات برمى گردد.
2. آنچه تفسير و توضيح ناميده مى شود.
در آنچه منابع پيشين به عنوان (علوم قرآن) ثبت كرده اند، حصرناپذيرى قلمرو مباحث علوم قرآنى سبب شده است كه مجموعه موضوعات مطرح دراين منابع، يكسان وهمگون نباشد. بلى! مشتركاتى را مى توان يافت، ولى مفارقاتى هم هست.
اگر بخواهيم مهم ترين مسايل مطرح شده درمنابع علوم قرآنى را ياد كنيم، مى توانيم به اين مباحث اشاره كنيم:
حقيقت وحى، تاريخ نزول قرآن، تاريخ گردآورى قرآن، قراءتهاى مختلف، اعجاز قرآن، مصونيت قرآن از تحريف، محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ، اسباب نزول، تناسب سوره ها و آيات، رابطه قرآن و سنت، مجموعه معارف و علوم مطرح شده در قرآن و چگونگى دسته بندى آنها، حدوث و قدم قرآن، مجازهاى قرآن، بطون قرآن، مفهوم نزول قرآن بر هفت حرف، معناى تفسير، انواع تفسير، مبادى تفسير، فلسفه قصص قرآن، طبقات قرّاء، طبقات مفسران و…. بديهى است كه ذيل هريك ازاين عنوانها، دهها موضوع و پرسش و پاسخ مطرح شده است.
بسيارى ازآن مباحث، همچنان اهميت خود را حفظ كرده اند و مجال پژوهش درباره آنها همچنان باقى است و بخشى نيز به مقدار ضرورت درباره آنها بحث شده است و نيازى به تأمّل بيش تر درآنها احساس نمى شود. وامّا دراين نوشته، ما در جست وجوى آن دسته از مطالب و پرسشهاى علوم قرآنى هستيم كه كم تر بر روى آنها تحقيق صورت گرفته است، زيرا اصولاً بسيارى ازاين پرسشها ذهن پيشينيان را به خود مشغول نداشته است، تا در صدد پاسخ آنها برآيند و آن بخش هم كه به شكلى نزد آنان مطرح بوده است، امروز از منظرى جديد بايد مطالعه شود.
حقيقت وحى
تأمّل درباره حقيقت وحى، چندان جديد نيست، بلكه از گذشته دور، ذهن بسيارى از كاوشگران متون دينى را به خود مشغول داشته است. ازآن جمله به تحقيق درباره موارد ذيل پرداخته اند:
معناى لغوى و قرآنى وحى، امكان وحى، ريشه هاى انكار وحى، مفهوم وحى نزد فيلسوفان غرب، انواع وحى رسانى، فرق وحى و رؤياى صادقه، وحى با واسطه فرشته و بدون واسطه، مصونيت وحى از اشتباه وآميختگى با غير وحى، اسطوره غرانيق و نقد آن و…
موضوع وحى و كيفيت و حقيقت آن، چنان جذاب و محورى است كه به رغم همه كارهاى صورت گرفته، هنوز تازه مى نمايد و مطالعات بيش ترى را مى طلبد.
اين كه رابطه پيامبران با وحى، يك احساس تجربى و حسى بوده است، يا يك ادراك معنوى و روحانى، ويا حقيقتى فراتر ازملاكهاى حسى و ادراكهاى ويژه بشرى؟ هنوز مورد بحث است.
كسانى امروز تلاش مى كنند تا وحى را به شكلى جنبه عادى داده ونام تجربه را برآن بنهند. هرچند استفاده از واژه (تجربه) درباره وحى و رسالت، به طور قطع به معناى فروكاستن از اهميت آن نيست، ولى مى تواند چنين باشد!
اگر در تعريف وحى بگوييم، وحى عبارت است از تفهيم كلام الهى از سوى خداوند به انسان و در برابر آن دريافت وفهم آن كلام از سوى انسان، اين پرسشها مجال طرح دارد:
1. آيا وحى، امرى ماورائى است يا با تحليلهاى روان شناسانه قابل شناخت و توصيف است؟
2. درصورتى كه وحى را امرى ماورائى بدانيم، دسترسى به حقيقت آن امكان پذير است يا خير؟
3. تحليل وحى، بايستى با توجه به گزاره هاى دينى صورت گيرد، يا نگاه برون دينى و تحليل هاى عقلانى وعرفانى و علمى نيز دراين ميدان كارآيى دارد؟
چنانكه گفته شد، اصل مسأله وحى از ديرباز مورد توجه محققان اسلامى و غيراسلامى بوده است و عالمان، هريك ازمنظر تخصصى و گرايشهاى علمى خود به تجزيه و تحليل آن پرداخته اند. چنانكه مشائيان، چونان فارابى وابن سينا، با نگرشى صرفاً عقلى و فلسفى، وحى را كمال عقل نظرى و عملى معرفى كرده و شرط تحقق آن را اتصال قوه مخيله پيامبر با عقل فعال دانسته اند.
كسانى كه تمايلات روانشناسانه داشته اند، وحى را تبلور شخصيت باطنى و يا نبوغ اجتماعى پيامبران به حساب آورده اند!
برخى ديگر با تحليلهاى صوفيانه، وحى را الهام درونى و تجربه نفسانى ومكاشفه خوانده اند.
علامه طباطبايى، در برابر همه اين تلاشها، اظهار داشته است كه (حقيقت وحى براى ما ناشناخته است، زيرا ما ازاين موهبت بى بهره هستيم و آن را نچشيده ايم وتنها برخى ازآثار آن ـ از جمله قرآن ـ را شاهد بوده ايم.) 1




پرسشها و پژوهشهاى بايسته قرآنى در زمينه علوم قرآن
نقل قول

