مستی محبت خدا
ما میدانیم خداوند همه جا حضور دارد اما شایسته است که انسان برای دقایقی هم که شده، به خصوص هنگام سحر تمام توجهاش را معطوف به خداوند کند، گرچه ذکر و دعایی هم نگوید. شاید چنین توجهی آن قدر برکت داشته باشد که اثر معنوی آن از هر عبادتی بیشتر باشد.
اولیای خدا شبها مراقباند که در دل خویش درخت محبت خدا بکارند. هنگامیکه این درخت بارور میشود مواظباند که شیطان آن را آلوده نکند تا این محبت خالص و پاک بماند و از محبت الهی سرخوش شوند. توجه به این حقایق باعث میشود اندکی همت انسان بلندتر شود و گمان نکند هرچه هست و نیست همین خوردن و خوابیدنهاست، بلکه لذتها و مستیهای دیگری هم هست که اگر خداوند به انسان درک آنها را عنایت کند همه لذتهای دنیا را فراموش میکند. مرحوم آیتالله بهجت میفرمودند: آقا شیخ محمدحسین اصفهانی بعد از اینکه همه اعمالش را انجام میداد و سر بر بالش میگذاشت تا بخوابد متکای زیر سرش از اشک چشمش خیس میشد.
امیدواریم خداوند به ما هم عنایت فرماید که در طول شبانهروز چند دقیقهای چنین حالی برای ما هم پیش آید و سرمایهای برای شبانهروزمان شود تا بفهمیم بندگان خوب خدا در چه عوالمی سیر میکردند و خدای متعال چه لطفهایی به آنها مینموده است.
پروردگارا! تو را به همه انبیا و اولیا قسم میدهیم که دل ما را از آلودگیها پاک فرما و معرفت و محبت خود و اولیای خودت را در دل ما جایگزین گردان.
پی نوشت ها :
1 . غرر الحکم، باب الفکر، حدیث 55
2 . آلعمران، 14
3 . انفال، 48
4 . محمد، 25
5 . ابراهیم، 22
6 . نحل، 100
7. بحارالانوار، ج67 ص84
فرآوری : محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منبع : پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مصباح یزدی
