صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

موضوع: ویژه نامه وفات حضرت زینب علیها السلام * آبروی صبوری *

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee ویژه نامه وفات حضرت زینب علیها السلام * آبروی صبوری *




    ۩ ۩ آبروی صبوری۩ ۩

    ۩ ویژه نامه وفات حضرت زینب علیها السلام ۩





    ویرایش توسط همکارمدیرسایت : 22-05-2019 در ساعت 08:05
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    سوگواری

    خداحافظ!
    نفست بوی عبور گرفته است.
    تکه های نگاهت را بر پرچین های سوخته شهر
    گذاشته ای و رفته ای تا شهر، در شرم
    دیرسال ناسپاسی آتش بگیرد.

    خداحافظ!
    تو و این اندوه سرشار، تو و این کوچه های
    بی رحم، تو و سرشاری صبری شگفت.


    خداحافظ!
    نیستی؛ ولی طنین صدایت در دقیقه های
    ویرانمان ستیهنده و سربلند است.

    خداحافظ!
    از خرابه های مالامال درد، صدایت را می شنویم؛
    از ویرانی شب های تاریک اندوه
    از لابه لای صفحات آشفته تاریخ.

    صدایت را می شنویم از شام؛ شهر دوزخی
    دسیسه ها؛آن گاه که مردانه، خطبه هایت
    دیوارهای کاخ را به لرزه می انداخت.

    خداحافظ!
    خاک بر فرق تاریخ؛
    آنچنان که تو را آزرد!
    کجاست شانه های استوارت که در اندوه برادر خمیدند؟
    کجاست دست های سرشارت؛
    همان پناهگاه امن شب های بی قراری کودک برادر؟

    خداحافظ!
    می روی و صدای مناجاتت، خواب خاک را می آشوبد.
    می روی و شرمی سرشار در جان خاک چنگ می اندازد.
    تو می روی و نامت بر جداره های غربت
    صبورانه از دهان ملائک زمزمه می شود.


    خداحافظ!
    از معابر نامهربان خاک گذشته ای و آسمان
    روبه رویت آغوش گشوده است.

    سوگوارانه عبور آرامت را ناآرام اشک می ریزم.

    حمیده رضایی

    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    عالمی گمگشته کوی وفای زینب است
    هر دلی دارد صفا مست صفای زینب است.

    دردمندی امتیاز ساکنان شهر عشق
    هرکه آنجا ساکن است دردآشنای زینب است


    کاروان عشق را دیدم که بعد از کربلا
    صف بصف چون درمکنون درقفای زینب است

    تشنگان معرفت را آب رضوان میدهند
    چشمه زمزم چو خواهی در منای زینب است


    دفتر عشق حسین .دارد جواز ثبت نام
    گررضایت نامه میخواهی.رضای زینب است

    سرگذشت قهرمانان رابسی خواندیم لیکن
    سرور تاریخ سازان. مبتلای زینب است

    جان عزیز است وبه جانان دادنش بس نیکتر
    هرکه باشد شیعه جان او فدای زینب است

    کشتی طوفان زده آید به شام از کربلا
    یک سری در نیزه یاران ناخدای زینب است

    توتیای چشم باشد خاک دشت کربلا
    گریه بر زینب دوا وتوتیای زینب است





    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 31-03-2018 در ساعت 00:31
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102
    ویرایش توسط همکارمدیرسایت : 22-05-2019 در ساعت 08:07
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102
    ویرایش توسط همکارمدیرسایت : 22-05-2019 در ساعت 08:09
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    روزهای خاکستری


    سیاه پوش تواَم.
    نامت را می نویسم و بزرگی ات، تمام تنم را می لرزاند.
    نامت را می نویسم و صبرت را تاب نمی آورم.

    لابه لای روزهای خاکستری اندوهت، آنچنان فرو می شکنم
    که حتی خویش را فراموش می کنم.

    بانو!بیابان، دنبال گام های استوارت، سال هاست که از
    تاریخ، روبه روی صبر عظیمت به زانو درآمده است.

    کربلا، چراغ در دست راه افتاده است.

    بانو! تاریخ، بر جاده های تاریک خویش، همچنان می تازد
    و تو سربلند ایستاده ای با اندوهان سرشارت.

    بانو!ثانیه ها برایت قدم به قدم رنج آورده اند
    و تو، قدم به قدم صبر کرده ای.

    چشم های زمان، همچنان از خوابی سنگین می سوزد؛
    رنجی که سال ها تو را تنها به صبوری شناخت.


    بر کتف های گسترده آسمان، ملائک، پیکرت را آرام آرام می برند
    .فریادهایی شکسته، دهان هایی عزادار، خاک در هم می پیچد،
    گلدسته های دمشق، چشم به راه کبوتران زایر تواند.

    شهر، در اندوه تناور خویش پیچیده است.
    نامت را می نویسم و انگشت هایم بوی بال های
    سوخته شاپرکان غریب می گیرد.


    نامت را می نویسم و چشم هایم می سوزند.
    نامت را می نویسم و می گریم.

    بانو!تو را با بزرگی ات، تو را با صبرت، تو را با اندوهی
    که سال ها در سینه داشتی و دم نزدی، تو را تنها با تمام
    وجودم ـ همین چشم های ناچیز ـ اشک می ریزم.


    حمیده رضایی



    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    دنیا اگر خودش را گم نکرده بود، معنای حرف ها و دردهای
    زینب(س) را بهتر می فهمید.

    درد زینب(س)، سردرگمی دنیاست.
    شهادت، طرح کربلاست و اسارت، شرح آن.
    حسین(ع) طرح است و زینب(س)، شرح.

    اگر در عاشورا، زینب(س) بند بند قساوت را نمی لرزاند
    زن جامعه ما فریاد نمی دانست و رسالت عاشورایی را
    نمی شناخت و اعجاز فریاد را باور نداشت.

    غم هیچ جا آشناتر از وسعت سینه تو ندید و مصیبت، هیچ شانه ای
    استوارتر از تو نیافت و صبر، عظیم تر و بزرگوارتر
    از تو در گسترة تاریخ نشناخت.



    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 31-03-2018 در ساعت 00:30
    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    عقیله

    وقتی کاروان کربلا به شام رسید، یزید در مسجد جامع اموی منتظر بود.
    نشسته بود تا کاروان بیاید و او چند بیت از شعرهایش را بخواند و با
    همه بزرگان شهر، پیروزی اش را جشن بگیرند.

    جامع اموی، مسجد بسیار باشکوهی است؛ جان می دهد
    برای اینکه یک عده اسیر را بنشانی و گوش تا گوش شبستان،
    بزرگان را سر پا نگه داری و برایشان سخنرانی کنی.


    یزید هم به تمام اینها فکر کرده بود؛ به همه چیز، به جز زینب(س).
    درست وقتی یزید داشت در باب شجاعت خودش و پدرانش سخن پراکنی
    می کرد و با خیزران به لب و دندان امام حسین(ع) می زد، زینب(س) برخاست:


    چه خیال کرده ای یزید؟! گمان می کنی چون زمین را بر ما تنگ کردی
    و ما گرفتار تو شدیم و ما را همچون اسیران از شهری به شهری آوردی،
    این از خواری ماست و بزرگواری تو؟! کجا با این شتاب؟! آهسته تر یزید!

    البته این افعال بعید نیست از جماعتی که جگر برگزیدگان را به دندان
    کشیده باشند و گوشت تنشان از خون شهیدان روییده باشد! چرا چنین نکنی؟...

    تویی که ریشه مان را بریدی و خون فرزندان محمد(ص) را به خاک ریختی
    و یاد پدرانت کردی و به گمانت آنها را فراخواندی.

    پس به زودی به آنان می پیوندی و به عاقبت آنها دچار می شوی
    و آرزو می کنی ای کاش لال بودی و آنچه گفتی، نمی گفتی و
    کاش فلج بودی و آنچه کردی، نمی کردی.

    افسوس! که اینک چشم ها گریان است و سینه ها سوخته.
    خدا بر بندگان خود ستم نمی کند. من شکایتم را به سوی خدا
    می برم و اوست پناه من و اوست وکیل من!


    مجلس به هم ریخت.
    زنی اسیر اینگونه در برابر یزید قد علم کرد.
    زینب را در کوفه «عقیلة بنی هاشم» صدا می زدند.

    آن هم در دوره ای که بسیاری از عرب ها
    فکر نمی کردند زن ها هم عقل داشته باشند.


    محمدکاظم بدرالدین



    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    خداحافظ ای ام المصائب


    خداحافظ، ای زخم های دلت یادگار نینوا!
    دیگر امشب به مرور خاطرات سرخ پرپر
    شدن کبوتران نخواهی پرداخت؛

    که تو نیز کبوترانه کوچ خواهی کرد تا
    به کاروان آسمانی حسین بپیوندی.


    زمین، چه عرصه تنگی برای پاره های دل فاطمه و علی بود!
    گرچه از همان روز که رأس حسین را بر نیزه ها بردند،
    بهانه های زندگی ات، به پایان رسیده بود.

    مگر گل های چیده وجودت ای ام المصائب،
    چقدر می توانستند در آب دیدگانت، زندگی را ادامه دهند؟


    از امشب، اشک های فراق یوسف تو، بر دامن پیراهن
    خونینشسرریز خواهد شد و زمینیان، داغدار
    جای خالی تو خواهند بود.

    رزیتا نعمتی


    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    تو نوری و خورشید هم خاکستر توست
    پرواز صد جبریل در بال و پر توست

    این آیه های مریم در حال تنزیل
    یا آبشار رشته های معجر توست

    تا ردّ پای سجده هایت را گرفتم
    دیدم تو نوریّ و خدا در باور توست

    فریادهای زخمی دیروز گودال
    امروز روی شانه های حنجر توست

    می خواستی زیبا ببینی کربلا را
    یعنی حسین بن علی هم بی سر توست

    با محمل عریان تو را سنخیّتی نیست
    تو زینبی، پرده نشینی بهتر توست

    مردم نمی بینند حتی سایه ات را
    هجده سر نیزه نشین دور و بر توست

    مجموعه ی دردی، گلستانِ کبودی
    رنگین کمانی ، مدّعایم پیکر توست

    فردا که پا در عرصه ی حق می گذاری
    معلوم می گردد قیامت محشر توست


    "شاعر:علی اکبر لطیفیان"



    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 31-03-2018 در ساعت 00:44
    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi