شهید مطهری در توضیح این کریمه میگوید: منطق دیگری در قرآن هست که خیلی لطیف و عالی است و آن این است: «و من یقترف حسنه نزد له فیها حسنا؛ (این خیلی عجیب است!) اگر کسی کار نیک و زیبا بکند ما به زیبایی کارش می افزاییم.» (شوری/23) یعنی ما گریم و پرداختش می کنیم. وقتی کار در مسیر خلقت و رضای الهی قرار بگیرد اینچنین است. شما کاری را در مسیر رضای الهی انجام بدهید، بسا هست این کار شما معایب و نواقصی دارد، اما خدا به فضل و لطف خودش آن معایب و نواقص را برطرف می کند و زشتی های عمل شما را از بین می برد و تبدیل به زیبایی می کند.(1)
توضیح اینکه بنا بر آنچه در متون معارف مکتوب دینی آمده، عملی بالا میرود و به درگاه حضرت باری، بار مییابد که دستکم دو مولفه را دارا باشد: یک. حُسن فاعلی دو. حُسن فعلی. حُسن فاعلی یعنی اخلاص بورزی و قصدت از انجام کار خیر، تنها تحصیل رضای حق باشد و بس. حُسن فعلی یعنی عملت را در حد وسع، مطابق با احکام شریعت انجام دهی. گاه هست به رغم خلوص نیت و تلاش در رعایت حسن ظاهری عمل، اما خروجی کار انسان، خالی از نقص و کاستی نیست. اینجاست که خداوند مشاطهگری میکند و عوایب و کاستیها را میپوشاند.
" اقتراف "در جمله " و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنة " در اصل از " قرف" (بر وزن حرف ) به معنى كندن پوست اضافى از درخت یا پوستهاى اضافى از زخم است كه گاه مایه پیراستن و بهبودى مىگردد، این كلمه بعدا در اكتساب به كار رفته اعم از اینكه اكتساب خوبى باشد یا بدى .