دوستان و رفقيان ناباب فرزندان ما از کجا ميان؟
خيلي از پدر و مادرها مي پرسند چرا بچه هاي ما گرفتار رفيق بد ميشن؟
و چرا نمي شينن فكر بكنن كه رفيق خوب برا خودشون انتخاب كنند؟
و اصلا اين رفيق بازي ها از كجا ميان؟
بچه ها تا در سنين كودكيشون هستند به خصوص كه خردسال هستند بهترين رفيقشون پدر و مادر هستند و در كنار همديگه لذت مي برن اما همينكه وارد 12و 13 سالگي شدند مثل هفت پشت غريبه ميشن و اصلا پدر و مادر رو درك نمي كنند.
اين معضل بسياري از خانواده هاست كه دنبال راه حل مي گردند ، پدر و مادر بزرگواري كه بچه خردسال داريد؛ نگيد: بچه ي ما دچار اين معضل نخواهد شد. علت گرفتار شدن به اين مشكل و راه حلش رو بهتون ميگم.
بچه ها در سنين كودكي به خاطر عدم استقلالشون اولين تكيه گاه رو ببينن به اون تكيه مي كنند و آدم هميشه به كساني تكيه مي كنند كه ازش محبت ببينند و اولين كساني كه بعد از تولد به نوزاد توجه و محبت داره پدر و مادره ، لذا در دوران كودكي وابستگي ايجاد ميشه اما بچه ها هر چه بزرگتر بشن به سوي مستقل شدن ميرن، پدر و مادر عزيز؛ وقتي كه مي بينيد كودك شما رو به استقلال ميره چه فكري براي تكيه گاه بعديش كرديد؟ آيا تونستيد اونجوري تربيتش كرديد تا بهترين تكيه گاه براي خودش پيدا كنه؟
درسته كه آدم ها در سنين نوجواني مستقل ميشن ولي به اين مفهوم نيست كه نياز به تكيه گاه ندارن بلكه مي خوان مستقلانه خودشون تكيه گاه خودشون رو انتخاب كنند و يه ويژگي رواني دوران نوجواني هم گرايش به همسالان هست و نياز به محبت بيشتر و اضطراب هاي دروني هم به اون افزوده ميشه، همه اين عوامل دست به دست هم مي ده تا يه بچه نوجوون رو به سمت رفيق پيدا كردن ببره .






نقل قول
